محبوبیت؛ ساختنی یا دادنی؟
بر مدار آیه____________________إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا مریم، ۹۶بیگمان کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، خدای رحمان برای آنان محبتی در دلها قرار خواهد داد.همهی ما، آشکار یا پنهان، یک دغدغهی مشترک داریم؛ اینکه وقتی ناممان میآید، دلها جمع شود، نه گره بخورد. اینکه حضورمان، آرامش بیاورد، نه سنگینی. اما سؤال اساسی این است: محبوبیت را باید با تلاشِ بیرونی ساخت یا با اصلاحِ درونی دریافت؟آیه، بیمقدمه، نقشهی راه را نشان میدهد. محبوبیت، نه محصول ایمانِ بیاثر است و نه نتیجهی عملِ بیریشه. «الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» اول پیوند دل با خدا بعد، ترجمهی آن پیوند در رفتار. و نتیجه؟ نه دستِ مردم است نه دستِ رسانه نه دستِ قدرت بلکه دستِ «الرَّحْمَن».دقت کنیم؛ آیه نمیگوید مردم دوستشان خواهند داشت، میگوید خدا محبتشان را در دلها مینشاند. این یک وعده است آن هم با «سَيَجْعَلُ» یعنی قطعی یعنی فرازمانی یعنی حتی اگر در مقطعی، حقگویی هزینه داشته باشد حتی اگر مؤمن، مدتی در معرض تهمت، تخریب یا تنهایی بایستد این محبت، دیر یا زود، راه خودش را پیدا میکند.در روایات آمده است وقتی خدا بندهای را دوست بدارد به جبرئیل فرمان میدهد و این محبت، از آسمان تا زمین جاری میشود. دلها بیدلیل نمیلرزند و نفرتها هم همیشه حاصلِ تحلیل و تبلیغ نیستند. گاهی یک دل، بیآنکه بداند چرا، آرام میگیرد و گاهی از کسی، بیآنکه خطایی دیده باشد، میگریزد.
از همینجاست که شأن نزول آیه معنا پیدا میکند. روایات متعددی، از شیعه و اهل سنت، این آیه را در شأن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام دانستهاند؛ آنگاه که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله دست به دعا برداشتند و عرض کردند: «اللَّهُمَّ هَبْ لِعَلِيٍّ الْمَوَدَّةَ فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْهَيْبَةَ وَالْعَظَمَةَ فِي صُدُورِ الْمُنَافِقِينَ»؛ خدایا، در دلهای مؤمنان، محبتی عمیق و ماندگار نسبت به علی قرار بده و در دلهای منافقان، عظمت و هیبتی بنشان که مجالِ انکار و جسارت نداشته .این دعا، دعای مشهورشدن نیست، دعای محبوبشدنِ زبانی هم نیست؛ دعای نشستنِ محبت در دلهای پاک است و نشستنِ هیبتِ حق در دلهایی که تاب حقیقت ندارند.محبت، آنجا مینشیند که دل با ایمان همجنس است و هیبت، سهمِ دلی میشود که با نور، سرِ سازگاری ندارد. و درست از همین نقطه است که آیه معنا مییابد؛ محبوبیتِ علی، نه محصول تبلیغ است و نه نتیجهی قدرت، بلکه ثمرهی ایمانی است که خدا خودش آن را در دلها مینشاند؛ همان وعدهای که میفرماید: سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا؛ رحمان است که محبت را میآفریند، و دلها جای نشستنِ آناند، نه زبانها.
اما شأن نزول آیه، قصهی یک نفرِ دستنیافتنی نیست؛ خدا دارد راه را نشان میدهد. یعنی نگفته محبت را فقط در دلِ مردمِ زمان پیامبر میگذارم، یا فقط برای علی علیهالسلام. گفته هرکس ایمانش به عمل برسد، هرکس باورش را خرجِ زندگی کند، من کاری میکنم که دلها بیدعوت به سمتش خم شوند. محبوبیت، در این منطق، محصولِ تبلیغ و تکرار نیست؛ ثمرهی ایستادن است.اینجاست که آیه با دنیای امروز حرف میزند؛ با گوشیهایی که صبح تا شب در دست ماست، با اینستاگرامی که عدد میسازد، با تلگرام و پیجهایی که دیدهشدن را شبیه محبوبیت جا میزنند. امروز خیلیها معروفاند، دیده میشوند، فالوئر دارند، تشویق میشوند؛ اما اگر باد عوض شود، اگر جبههی حق و باطل روشن شود، همانها کنار اجنبیهای کثیف میایستند، کنار رژیم کودککش، کنار ظلم عریان. اینها محبوب نشدهاند؛ فقط دیده شدهاند. شهرت دارند، نه مودّت. صدا دارند، نه ریشه در دل.آیهی «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا» دقیقاً همینجا مرزش را با این محبوبیتهای پوشالی نشان میدهد. خدا از عدد حرف نمیزند، از دل حرف میزند. از محبتی که با پول، رسانه، بازیگری، بازیکنی و الگوریتم ساخته نمیشود. محبتی که وقتی صاحبش شهید میشود، تازه موج میگیرد؛ وقتی نیست، تازه بیشتر دوست داشته میشود. مثل امام خمینی که با رفتنش از دلها نرفت، مثل حاج قاسم که با شهادتش محبوبتر شد، مثل سیدحسن نصرالله که نه با لبخندهای اینستاگرامی، که با ایستادگی، دلها را گرفت.ایکاش قبل از دنبالکردن عددها، میپرسیدیم این محبت از کجا آمده. ایکاش قبل از دلدادن به چهرهها، میدیدیم روز امتحان کجا میایستند.
ایکاش میفهمیدیم هر دیدهشدنی محبوبیت نیست، و هر محبوبیتی هم نیاز به دیدهشدن ندارد. خدا وعده نداده همه را مشهور کند؛ وعده داده بعضیها را محبوبِ دلها کند. و این وعده، هنوز هم سرِ جایش است.زمانهی ما شاهد زندهی این آیه است؛ نه در عددها، که در قاعدهها. کسانی که نه دنبال محبوبشدن بودند، نه بلدِ بازی با احساسات مردم؛ نه امپراتوری رسانه داشتند و نه مهارتِ برندسازی. راهشان روشن بود و تکلیفشان مشخص. ایستادند، هزینه دادند و عقب ننشستند. و عجیب اینکه دلها، بیقرارِ آنها شد.این محبوبیت، نه با دیدهشدن ساخته شد و نه با تکرار؛ از جنس ایمان بود که به عمل رسید. همان منطقی که امام خمینی را بینیاز از تبلیغ کرد، همان مسیری که مردانی از همین تبار را، بیآنکه بخواهند، به دلها سپرد. اینها دنبال محبوبیت نرفتند؛ دنبال حق رفتند، و محبوبیت، خودش به دنبالهشان آمد.آیه دارد همین را میگوید: اگر رابطهات با خدا اصلاح شد، دلها لازم نیست قانع شوند؛ خودشان همراه میشوند. محبوبیت، پروژهی انسانی نیست؛ وقتی ایمان به عمل برسد، کارِ دلها را خدای رحمان بر عهده میگیرد.
02:09 - 7 اسفند 1404