صدایمان را بلند نکرده ایم ؟
بر مدار آیه ________________________يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَحجرات، ۲ای کسانی که ایمان آوردهاید! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر نکنید و آنگونه که با یکدیگر سخن میگویید، با او بلند سخن مگویید، مبادا اعمالتان نابود شود و شما نفهمید. ادب، پیشدرآمدِ ایمان است. در منطق وحی، «حرمت» یک مرزِ عبورناکردنی است. آیه هشدار میدهد که گاهی یک بیادبیِ ساده، یک خروج از دایرهی حرمت، یا بلند کردنِ صدایی که نباید بلند کرد ، میتواند تمامِ داشتههای یک انسان را به باد دهد؛ «حبطِ عمل» یعنی فرو ریختنِ عمارتِ معنویت، بیآنکه خودِ آدم بفهمد.اما مقدسات در اسلام، صرفاً یک فهرست از «نبایدها» نیستند. ریشهی هر قداستی در زمین، به آسمان برمیگردد؛ هرچه انتساب یک شیء، یک مکان یا یک انسان به «ذاتِ قدوسِ حق» بیشتر باشد، حرمتش افزونتر است. خداوند سرچشمهی قدس است و نام و یادش منزه؛ کتاب او «کریم، عظیم و مجید» است و تکریمش بر ما اوجب واجبات؛ و پیامبر و جانشینانش، ترازوی ادبِ ما در پیشگاه حقیقتاند.در همین امتداد، قرآن حتی در مواجهه با باطل، اجازهی فروپاشی ادب را نمیدهد:وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ انعام، ۱۰۸و معبودهای کسانی را که غیر از خدا میخوانند دشنام ندهید، مبادا آنان نیز از روی دشمنی و نادانی، خدا را دشنام دهند.
یعنی انسان مؤمن، حتی وقتی حق با اوست، حق ندارد به بیادبی پناه ببرد؛ قداستِ حق، با هتاکی حفظ نمیشود.احترام به مقدسات، یک قرارداد اجتماعیِ ساده نیست؛ یک نیازِ فطری برای حفظ انسجام و هویت انسان است. در دنیایی که برخی به نامِ کاذبِ آزادی، تیشه به ریشهی باورهای بیش از یک میلیارد انسان میزنند، باید پرسید: آیا سوزاندنِ کتابی که پناهِ جانهاست وکتابی که راهنمای سعادت همه بشریت هست ، «آزادی» است یا بازگشت به توحش؟کسانی که در بنبستِ سیاسی و فکری، به قرآنسوزی و هتکِ حرمت میرسند، پیش از آنکه به عقیدهی دیگران ضربه بزنند، سقوطِ اخلاقی و انسانیِ خودشان را امضا کردهاند. قرآن، خورشیدی است که با پاشیدنِ خاکِ هتاکان، غبار نمیگیرد؛ اما این هتاکاناند که در تاریکیِ «ابتر» بودنِ خود گم میشوند.در امتدادِ این قداست، نظامِ ولایت و رهبریِ دینی ایستاده است. احترام به پیامبراکرم ص و ائمه اطهار علیهم السلام و در روزگار غیبت امام زمان (عج)، در احترام به جانشینانِ برحق او معنا مییابد. توهین به جایگاه مقدس «ولایت فقیه»، تنها یک موضعگیری سیاسی نیست؛ عبور از مرزِ هویت دینی و استقلال یک ملت است. عبور از هویت انسانی استدر همین معنا، امام صادق(ع) میفرماید:«الرَّادُّ عَلَيْهِمْ كَالرَّادِّ عَلَيْنَا وَالرَّادُّ عَلَيْنَا كَالرَّادِّ عَلَى اللَّهِ»کسی که سخنِ آنان ـ فقیهانِ عادل ـ را رد کند، همانند کسی است که سخن ما را رد کرده و ردّ سخن ما، ردّ سخن خداست.یعنی پیوندِ امت با امام، پیوندی قدسی است که نباید با دشمنیهای آشکار و پنهان ایادی شیطان ؛ آمریکای جنایتکار و رژیم کودک کش، و با جنجالهای پرهیاهو و صداهای بلندِ بیبصیرت و جاهلانه مخدوش شود
باید از خود بپرسیم: آیا ما هم گاهی در هیاهوی زمانه ، در امپراطوری رسانه و فضای مجازی ، صدایمان را بلندتر از صدای حقیقت نکردهایم؟کمی تامل کنیم آیا در این کودتای آمریکایی کجای تاریخ ایستاده ایم آیا بر مدار آیه قدم بر می داریم ؟... اما نکته دیگرحرمت، فقط در ساحت بزرگان نیست. مقدسات، لایهلایه در زندگی ما تنیدهاند: از والدین ـ که احسان به آنان در کنار توحید نشسته است ـ تا آبروی مؤمن.پیامبر اکرم(ص) فرمود:حُرْمَةُ الْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حُرْمَةِ الْكَعْبَةِحرمتِ مؤمن، نزد خدا از حرمتِ کعبه بالاتر است.و تا زمانها و مکانهایی که بوی خدا میدهند. شکستنِ هرکدام از اینها، همان «رفعِ صوت» است که میتواند اعمال را تباه کند.مبادا در غبارِ این فتنهها و خشمهای کوردلان ، یادمان برود کجا ایستادهایم. مبادا صدایمان، از مدارِ ادب خارج شود.و یا گوشمان به بی ادبی های مقدسات عادت کندأَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ…مبادا اعمالتان نابود شود و شما نفهمید.
00:52 - 4 اسفند 1404