عشق به برادر، مانعی بر آزادی امام عسکری (ع)
امام حسن عسکری (ع) در دوران اسارت نیز به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بودند؛ پس از مدتی، به درخواست خلیفه آزاد شدند اما شرط آزادی خود را آزادی برادرشان جعفر قرار دادند و با اصرار ایشان، خلیفه ناچار به آزادی هر دو برادر شد.
به گزارش خبرگزاری فارس از اردبیل، در دل تاریخ، در شهر پیامبر، ستاره درخشانی زاده شد که نوید بخش عدل و داد بود. امام حسن عسکری (ع)، فرزند خلف امام هادی (ع) و امید شیعیان، در هشتمین روز ربیع الثانی سال ۲۳۲ هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود. ولادتش، شادی را به دلهای شیعیان آورد. پدر بزرگوارش، امام هادی (ع)، از همان کودکی، با تمام وجود به تربیت و تعلیم فرزندش پرداخت. او میدانست که این کودک، وارث امامت و رهبری جامعه است و باید برای این مسئولیت خطیر آماده شود.امام حسن (ع) در سایه پدر مهربانش رشد کرد و به جوانی دانشمند و آگاه تبدیل شد. او با هوش سرشار و حافظهای قوی، علوم مختلف را فرا گرفت و به زودی به مرجعی بزرگ برای شیعیان تبدیل شد.اما سرنوشت، مسیر دیگری را برای امام حسن (ع) رقم زد. خلفای عباسی که از محبوبیت روزافزون ایشان به وحشت افتاده بودند، همانند پدرش، او را نیز به زندان و تبعید بردند. اما زندان نتوانست نور ایمان او را خاموش کند. امام حسن (ع) در آن شرایط سخت، همچنان به هدایت شیعیان پرداخت و به آنها امید و آرامش بخشید.سرانجام، پس از سالها تحمل سختی و رنج، امام حسن عسکری (ع) در سن ۲۹ سالگی، به دست دشمنان اسلام به شهادت رسید. اما شهادت او، پایان راه او نبود. بلکه آغاز فصل جدیدی بود. فرزندش، حضرت مهدی موعود (عج)، که وعده ظهور او در قرآن و روایات آمده است، ادامه دهنده راه پدر بزرگوارش خواهد بود و عدل جهانی را با خود به ارمغان خواهد آورد.
ستاره درخشان سامرا
امام حسن عسکری (ع)، کودکی را در سایهی حصارهای مراقبتی و تحت نظر خلیفه عباسی متوکل گذراند. زمانی که پدر بزرگوارشان، امام هادی (ع)، به دستور متوکل به سامرا تبعید شدند، این کودک نورانی نیز همراه ایشان به این شهر تاریخی کوچ کرد.سامرا، شهری که قرار بود شاهد سالهای پایانی عمر امام حسن عسکری (ع) باشد، برای این کودک، مملو از سختیها و دشواریهایی بود که در سایهی ظلم و ستم حاکمان وقت بر شیعیان ایجاد شده بود. امام کوچک، از نزدیک شاهد رنجها و محرومیتهای پدر بزرگوارشان بود و با وجود سن کم، همواره سعی میکرد تا همدم و غمخوار ایشان باشد.کودکی با بصیرت و آگاهیروزی یکی از شیعیان امام حسن عسکری (ع) را در میان گروهی از کودکان دید که مشغول بازی بودند. با تعجب به ایشان نزدیک شد و پرسید: "چرا با این بچهها بازی میکنید؟" امام کوچک در پاسخ، با صدایی آرام و حکیمانه فرمودند: "خداوند ما را برای بازی نیافریده است." در روایتی دیگر آمده است که روزی امام حسن عسکری (ع) در حال بازی در کنار پدرشان امام هادی (ع) بودند که ناگهان به داخل چاهی عمیق افتادند. فریادهای مادر و دیگر اطرافیان بلند شد. امام هادی (ع) پس از پایان نماز، با اطمینان خاطر به آنها فرمودند: "نگران نباشید، برای ایشان اتفاقی نخواهد افتاد." لحظاتی بعد، معجزهای رخ داد که همه را شگفتزده کرد. آب چاه به آرامی بالا آمد تا به لبهی چاه رسید و امام کوچک را در حالی که با آب بازی میکرد، به بیرون آورد.
کودکی در انتظار ظهورکودکی امام حسن عسکری (ع) با تمام تلخیها و شیرینیهایش، مقدمهای بود بر امامتی بزرگ و مسئولیت سنگین. ایشان در دوران کودکی، آموخت که چگونه در سختترین شرایط، صبور و مقاوم باشد و به وظایف الهی خود عمل کند. زندگی این امام همام، سرمشق زیبایی برای همه انسانهاست، به ویژه برای کودکان و نوجوانانی که آیندهی جهان اسلام را در دست دارند.
شهادت امام هادی (ع) و آغاز امامت امام حسن عسکری(ع)
در آن روزگار تلخ و تاریک، خبر جانسوز شهادت امام هادی (علیه السلام) بر دل شیعیان نشست. خلفای عباسی که تحمل نور هدایت آن امام همام را نداشتند، با دسیسهای پلید، جام زهر را به کام ایشان سرازیر کردند. شیعیان داغدار، به دلیل ترس از ظلم و ستم حاکمان، نتوانستند پیکر پاک آن حضرت را تشییع کنند و مجبور شدند در سکوت و اندوه، پیکر مطهر را در خانه به خاک بسپارند.پس از شهادت امام هادی (علیه السلام)، طبق وصیت ایشان، امام حسن عسکری (علیه السلام) در سن بیست و سه سالگی به مقام امامت رسیدند.دوران امامت ایشان، مصادف بود با حکومت خلفای عباسی همچون معتز، مهتدی و معتمد. این خلفا که از نفوذ امام بر دلهای مردم بیمناک بودند، سختترین فشارها را بر ایشان وارد آوردند. امام حسن عسکری (علیه السلام) تحت نظر شدید جاسوسان حکومت بودند و ارتباط با ایشان برای شیعیان بسیار خطرناک بود.با وجود همه این محدودیتها، امام حسن عسکری (علیه السلام) از تعلیم و تربیت شیعیان دست برنداشتند. ایشان با نوشتن نامه و پاسخ به سوالات دینی، راهنماییهای لازم را به شیعیان ارائه میدادند. اما این ارتباطات پنهانی، همواره با خطر لو رفتن و دستگیری همراه بود.
نگینی در تاریکی زندان
آن حضرت که تنها شش سال زمامداری کردند، سه سال پر مخاطره را در زندان سپری نمودند. در این مدت، زندانبان برای آزار و اذیت بیشتر، دو نگهبان بیرحم را بر ایشان گماشت. اما اراده الهی و نورانیت وجودی امام، بر دلهای این دو نگهبان سخت تاثیری عمیق گذاشت.آن دو مرد خشن، پس از مدتی، شیفته رفتار و کردار امام شدند. روزه میگرفتند، نماز میخواندند و از اعمال زشت گذشته خود پشیمان بودند. وقتی از آنها علت این تغییر رفتار پرسیده شد، با صدایی لرزان گفتند: «زندانی ما، روزها روزه میگیرد، شبها به عبادت میپردازد و با کسی سخن نمیگوید. انگار که نورانیتی از او ساطع میشود که دلهای ما را تسخیر کرده است.»وزیری در برابر اماموزیر خلیفه عباسی، با وجود غرور و تکبر فراوان، در برابر امام حسن عسکری (ع) سر تعظیم فرود میآورد. او میگفت: «در سراسر سامرا، کسی به اندازه این مرد دانا و پرهیزگار نیست.» این اعتراف، نشان از جایگاه والای امام در نزد مردم و حتی دشمنانش دارد.علت دشمنی خلفا با اهل بیتمردم، امامان دوازدهگانه را جانشینان راستین پیامبر اکرم (ص) میدانستند و به آنها عشق میورزیدند. خلفای اموی و عباسی که از این محبوبیت بیمناک بودند، همواره در پی تضعیف جایگاه امامان بودند. اما اخلاق نیکو و رفتار پسندیده امامان، بر خلاف تلاشهای خلفا، بر محبوبیت آنها میافزود.امام حسن عسکری (ع) درباره علت دشمنی خلفا با اهل بیت میفرماید: «آنها از ما میترسند؛ زیرا میدانند که حق خلافت از آن ماست و همچنین به خاطر ترس از قیام قائم آل محمد (ص) که وعده داده شده است، ما را میکشند.»
اسب سرکش و راز بزرگی که آشکار شد
در دل قصر باشکوه خلیفه عباسی، جایی که قدرت و جلال بر همه چیز سایه افکنده بود، رازی نهفته بود که حتی اسبان نیز از آن آگاه بودند. در میان اصطبلهای پر از اسبهای اصیل، یک اسب سرکش و نافرمان وجود داشت که هیچ سوارکاری جرات نزدیک شدن به او را نداشت. این اسب با عصبانیت و لگدپرانی، هر کسی را که قصد نزدیک شدن به او را داشت، از خود دور میکرد.معتمد، خلیفه قدرتمند آن زمان، که از شنیدن داستان این اسب کنجکاو شده بود، تصمیم گرفت آزمایش جالبی انجام دهد. او امام حسن، آن مرد الهی و مهربان را به اصطبل آورد. زمانی که امام حسن در مقابل اسب ایستاد، اتفاقی عجیب رخ داد. اسبی که لحظاتی پیش با عصبانیت زوزه میکشید، ناگهان آرام شد و سر به زیر انداخت. امام حسن دست مهربان خود را بر یال اسب کشید و آرام با او سخن گفت. در آن لحظه، همه حاضران با تعجب به این صحنه نظاره میکردند. اسبی که هیچکس نمیتوانست او را رام کند، در مقابل عظمت روح امام حسن تسلیم شده بود.این رویداد شگفتانگیز، نشان داد که مهربانی و بزرگواری، حتی بر قلبهای وحشیترین موجودات نیز تاثیرگذار است. امام حسن با رفتارش ثابت کرد که انسانیت و اخلاق نیکو، قدرتی فراتر از هر قدرت مادی دارد. این داستان، همچون نگینی در تاریخ درخشید و به ما یادآور شد که حتی در دل خشنترین قلبها، جرقهای از مهربانی وجود دارد که با برخورد مناسب میتواند شعلهور شود.
امام حسن عسکری (ع) و برادری که به آزادی او شرط شد
در یکی از روزهای سیاه تاریخ، هنگامی که ظلم و ستم بر جامعهای حاکم میشد، امام حسن عسکری (ع) و برادرشان جعفر کذاب به دستور معتمد عباسی، خلیفه جور زمان، زندانی شدند. امام که همواره در راه خدا صبور و استوار بودند، در زندان نیز به عبادت و راز و نیاز با پروردگار مشغول بودند. روزههای طولانی و شبهای پرستش، نشان از عظمت روح این امام همام داشت.پس از مدتی، خبر اقامت امام در زندان به گوش خلیفه رسید. ظاهراً دل او به رحم آمد و دستور آزادی امام را صادر کرد. اما این آزادی مشروط به یک شرط عجیب بود.هنگامی که مامور خلیفه برای آزادی امام به زندان رفت، صحنهای دلنشین را مشاهده کرد. امام آماده و منتظر بودند و به محض شنیدن خبر آزادی، سوار بر الاغی شدند. اما نه! الاغ حرکت نمیکرد. امام فرمودند: «من منتظر برادرم جعفر هستم. ما با هم به زندان آمدیم و باید با هم آزاد شویم.»معجزهای که افشا شددر روزگاری که شهر سامرا با چنگال خشکسالی دست و پنجه نرم میکرد. قحطی، رگهای حیات شهر را فشرده بود و مردم با امید به آسمان، چشم به راه باران میدوختند. خلیفه، به عنوان رهبر، فرمان داد تا همه مردم برای طلب باران به خارج از شهر روند و با نیایش، رحمت الهی را فرا بخوانند.روزها گذشت و مردم با امید و دلشکستگی به آسمان خیره بودند. اما آسمان همچنان بیرحم و خشک باقی ماند. ناگهان، رویدادی عجیب، آرامش شکننده شهر را بر هم زد. مسیحیان ساکن سامرا، به همراه رهبرشان، به جمع دعاکنندگان پیوستند. در میان آنها، مردی بود که به محض بلند کردن دست به سوی آسمان، ابرها گریه میکردند و باران رحمت بر زمین میبارید.
این معجزه آشکار، تردیدهایی را در دل مسلمانان ایجاد کرد. آیا دین مسیحیت، دین حق بود؟ آیا این مرد، پیامآور آسمانی بود؟ شایعاتی در شهر پیچید و دلهای بسیاری را آشفته کرد.
حکمت امام حسن(ع) و راز استخوانخلیفه، نگران از این آشوب، به سراغ امام حسن(ع) رفت که در آن زمان در زندان به سر میبرد. امام، با حکمت و دانشی بیکران، راه حل این معما را نشان داد. ایشان فرمودند که همه مردم بار دیگر گرد هم آیند و آن مرد مسیحی نیز در میان آنها حضور یابد.مرد مسیحی، مطمئن از قدرت خود، دست به دعا بلند کرد و بار دیگر آسمان ابری شد. اما به فرمان امام، دستهای او باز شد و راز این معجزه آشکار گردید. در دستان او، تکه استخوانی پنهان بود. امام، آن استخوان را گرفته و فرمودند که این استخوان، از آن یکی از پیامبران خداست و هرگاه استخوانی از پیامبران الهی زیر آسمان قرار گیرد، باران خواهد بارید.
آمادهسازی برای عصر غیبت؛ داستانی از حفاظت و هدایت
در عصری زیست که ظلم و ستم بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود و حکومت جور عباسیان، فضای تنگ و تاریکی را برای شیعیان ایجاد کرده بود. با این حال، امام حسن (ع) با درایت و هوشمندی، راه هدایت و روشنگری را ادامه دادند و با وجود همه محدودیتها، به هدایت و ارشاد شیعیان پرداختند.حفاظتی محکم بر جان ولی عصر (عج)یکی از مهمترین دغدغههای امام حسن (ع)، حفظ جان فرزند گرامیشان، حضرت مهدی (عج) بود. آن حضرت میدانستند که وجود فرزندشان برای حکومت جور تهدیدی بزرگ محسوب میشود و به همین دلیل، با تدبیر و احتیاط خاصی، از ایشان محافظت میکردند. امام حسن (ع) با شیوههای مختلف، تولد فرزندشان را از چشم جاسوسان پنهان نگه داشتند و پیروان خود را از آیندهای روشن و ظهور منجی عالم بشریت خبر دادند.ارتباطی مستمر با شیعیانامام حسن (ع) برای حفظ ارتباط با شیعیان و هدایت آنها، از روشهای مختلفی استفاده میکردند. از جمله این روشها میتوان به انتخاب نمایندگان خاص و قابل اعتماد اشاره کرد. این نمایندگان، پل ارتباطی بین امام و شیعیان بودند و به سوالات شرعی آنها پاسخ میدادند. همچنین، امام حسن (ع) با برخی از شیعیان به صورت مستقیم دیدار میکردند و به آنها آموزشهای لازم را میدادند.آمادگی برای دوران غیبتامام حسن (ع) با توجه به شرایط خاص زمانه و احتمال وقوع غیبت، شیعیان را برای این دوران حساس آماده میکردند. آن حضرت به شیعیان آموزش میدادند که چگونه در دوران غیبت، ارتباط خود را با امام حفظ کنند و به احکام دین عمل نمایند. همچنین، امام حسن (ع) به شیعیان توصیه میکرد که به علما و فقها مراجعه کنند و از آنها در مسائل شرعی کمک بگیرند.
افزایش پیروان و تهدید حکومتبا وجود همه محدودیتها و فشارهای حکومت، روز به روز بر تعداد پیروان امام حسن (ع) افزوده میشد. این امر، موجب نگرانی حکومت عباسی شد و آنها تلاش میکردند تا با ایجاد محدودیتهای بیشتر، جلوی گسترش شیعه را بگیرند.میراثی ماندگارامام حسن عسکری (ع) با وجود عمر کوتاهشان، میراث گرانبهایی از خود به یادگار گذاشتند. آن حضرت با درایت و هوشمندی، شیعیان را در شرایط سخت و دشوار هدایت کردند و زمینه را برای ظهور منجی عالم بشریت فراهم آوردند.
رازی که در پس پرده غیبت نهفته شد
در روزهای غمانگیزی که خبر شهادت امام حسن عسکری، یازدهمین امام شیعیان، در سامرا پیچید، رازی بزرگ نیز در دل تاریخ مدفون شد. رازی که تعیین جانشین این امام همام و آغاز عصری نو در تاریخ اسلام را نوید میداد.امام حسن عسکری که تنها شش سال زمامداری کوتاه اما پربرکت را تجربه کرده بودند، در جوانی به شهادت رسیدند. شهادت ایشان در شرایطی روی داد که دشمنان اهل بیت به دنبال فرصتی بودند تا ریشه اسلام ناب را بخشکاند.در میان اندوه فراگیر شیعیان، روایتی شگفتانگیز از تعیین جانشین امام حسن عسکری نقل شد. روایتی که بر اساس آن، امام پیش از شهادت، جانشین خود را به یکی از نزدیکانشان معرفی کرده بودند.ابوالادیان، یکی از یاران باوفای امام، از وصیت مهم امام نقل میکرد. امام به او گفته بودند که پس از ۱۵ روز به سامرا بازگردد و صدای گریه از خانهشان خواهد شنید. همچنین نشانههایی برای شناسایی جانشین خود بیان کرده بودند؛ از جمله اینکه هر کس جواب نامههای امام را بداند و بر پیکر ایشان نماز گذارد، همان امام زمان خواهد بود.
پس از گذشت ۱۵ روز، ابوالادیان به سامرا بازگشت و همانگونه که امام پیشبینی کرده بودند، در خانه ایشان صدای گریه شنید. در میان جمعیت عزادار، جعفر کذاب، برادر امام، ادعای جانشینی کرد. اما در لحظهای سرنوشتساز، کودکی گندمگون و زیباروی وارد صحنه شد و با قاطعیت، ردای جعفر را کنار زد و اعلام کرد که او برای نماز بر پیکر پدرش سزاوارتر است.این کودک ناشناس، با اطمینان کامل بر پیکر امام نماز گذارد و سپس جواب نامههای امام را به درستی ارائه داد. این رویداد شگفتانگیز، بسیاری را به حیرت انداخت و نشان داد که وعده امام مبنی بر ظهور جانشینی صالح، محقق شده است.پس از این واقعه، گروهی از شیعیان قم به سامرا آمدند تا از نزدیک با جانشین امام دیدار کنند و از او سوالاتی بپرسند. پاسخهای دقیق و روشن این کودک، شک آنها را برطرف کرد و به آنها اطمینان داد که او همان منتظر حقیقی است.اما دشمنان اهل بیت دست از تلاش برای سرکوب حق بر نداشتند. آنها به دنبال آن بودند تا این کودک را پیدا کرده و از بین ببرند. با وجود تلاشهای فراوان، آنها نتوانستند به هدف شوم خود دست یابند.بدین ترتیب، راز تعیین جانشین امام حسن عسکری، در دل تاریخ مدفون شد و امام زمان (عج) به غیبت رفتند. غیبتی که تاکنون ادامه دارد و امید به ظهور ایشان، دلهای شیعیان را روشن نگه داشته است.
سفارشات نورانی امام حسن عسکری (ع)؛ راهنمایی برای شیعیان
در عصری که تلاطم و آشوب بر بسیاری از ارزشها سایه انداخته، بازگشت به آموزههای ائمه اطهار (ع) همچون چراغی فروزان راه را روشن میکند. امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شیعیان، در وصیتهای نورانی خود، شیعیان را به رعایت دستورات و سفارشات الهی فراخواندهاند تا بتوانند در مسیر کمال و سعادت گام بردارند.امام عسکری (ع) در سخنان ارزشمندشان، بر اهمیت پرهیزکاری و پاکزیستی در دین تاکید فراوان داشتهاند. ایشان به پیروان خود توصیه کردهاند که با تلاش و کوشش در راه خدا، سجدههای طولانی و بازگرداندن امانت به صاحبانشان، زینت دین و مذهب باشند.یکی از مهمترین سفارشات امام عسکری (ع)، لزوم حفظ وحدت و انسجام در میان شیعیان بوده است. ایشان بر این نکته تاکید داشتهاند که هرگونه ادعای دروغین به امامت، موجب تفرقه و اختلاف در میان شیعیان خواهد شد.امام حسن عسکری (ع) همچنین به شیعیان توصیه کردهاند که با همسایگان خود رفتار نیک داشته باشند و دوستیها را به اهلبیت (ع) جلب کنند. ایشان بر این باور بودند که هرگونه خوبی که به اهلبیت (ع) نسبت داده شود، حقیقت دارد و هرگونه بدی که به ایشان نسبت داده شود، دروغ و افترا است.در بخشی دیگر از سفارشات خود، امام عسکری (ع) بر اهمیت ذکر خدا، یاد مرگ، تلاوت قرآن و صلوات بر پیامبر اکرم (ص) تاکید کردهاند. ایشان فرمودهاند که انجام این اعمال نیک، موجب رضایت خداوند و اهلبیت (ع) خواهد شد.
پیام این سفارشات برای امروز ماسفارشات امام حسن عسکری (ع) همچنان برای انسان امروز راهگشا و آموزنده است. با عمل به این سفارشات، میتوانیم به انسانهایی کاملتر و جامعهای بهتر دست پیدا کنیم. پرهیزکاری، تلاش، امانتداری، وحدت، نیکوکاری و یاد خدا، از جمله ارزشهایی هستند که در تمامی زمانها و مکانها، اهمیت خود را حفظ کردهاند.امروزه، در دنیایی پر از آشوب و بیعدالتی، بازگشت به آموزههای ائمه اطهار (ع) میتواند راهی برای آرامش و سعادت باشد. با عمل به سفارشات امام حسن عسکری (ع)، میتوانیم جامعهای را بسازیم که در آن، ارزشهای انسانی و اسلامی حاکم باشد.
آخرین اخبار اردبیل را اینجا دنبال کنید. 10:28 - 12 اکتبر 2024