هشدار دکتر عادل شیرازی: اگر جوانان زیر ۴۰ سال سکان نگیرند، در پساجنگ سقوط خواهیم کرد
با زمزمه های پایان یافتن جنگ تحمیلی سوم و آغاز دوران پرچالش بازسازی، این پرسش اساسی پیش روی همه ما قرار دارد: آیا با ساختار پیرسالاری فعلی میتوان کشور را به قلههای پیشرفت رساند؟ پاسخ من قاطعانه «خیر» است. امروز به صراحت اعلام میکنم لزوم انتخاب وزرا، نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای اسلامی شهر از میان جوانان زیر چهل سال، یک ضرورت دینی، انقلابی و راهبردی برای بقای نظام است. بیانات رهبر معظم انقلاب، آیت الله خامنه ای، همواره بر جوانگرایی و به کارگیری مدیران جوان تأکید داشته اند. از سوی دیگر، رئیس جمهور محترم، دکتر مسعود پزشکیان، به عنوان کسی که با آرای امید و تغییر بر سر کار آمد، وظیفه دارد ثابت کند که دولتش دولتی جوان و انقلابی است. ما در اسلام، از قرآن و سیره پیامبر (ص) گرفته تا سخنان امیرالمؤمنین علی (ع) و ائمه اطهار، سرشار از روایاتی هستیم که بر شایسته سالاری، استفاده از استعدادهای نو، و تفویض مسئولیت به جوانان پرشور تأکید دارند. اگر این نسخه دینی و علمی اجرا نشود و کشور همچنان در اختیار مدیرانی فرسوده و خسته از تحول باقی بماند، در شرایط سخت پساجنگ، کشور با سونامی ناکارآمدی، فساد سیستمی و ناامیدی گسترده مواجه خواهد شد که عاقبت آن جز اضمحلال تدریجی حکومت جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. جوان امروز، مدیر فردا نیست؛ مدیر امروز است، اگر جرأت تصمیم داشته باشیم.
نسخه قرآنی و روایی برای عبور از بحرانهای پیچیدهوقتی به آیات نورانی قرآن کریم مراجعه میکنیم و داستانهای عبرت انگیز آن را از نگاه مدیریتی و حکمرانی مورد تدبر قرار میدهیم، به روشنی درمیابیم که پروردگار متعال در شرایط سخت و طاقت فرسا، هدایت و مدیریت امور را به جوانانی پرشور، مومن و بانشاط سپرده است. یادمان نرود اصحاب کهف چه کسانی بودند؛ قرآن کریم در سوره کهف به صراحت از «فتیه» یعنی جوانانی یاد میکند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم. این جوانان در برابر طاغوت زمان خود قیام کردند و ایمان راسخ خود را با هجرت و استقامت به اثبات رساندند. این داستان، الگویی کامل برای اداره کشور در شرایط پساجنگ است؛ کشوری که نیازمند روحیه ای استوار و خستگی ناپذیر است. افزون بر این، در روایات متعدد از ائمه اطهار، مدیریت به عنوان یک امانت الهی معرفی شده است. امام علی (ع) در نامه خود به مالک اشتر میفرماید: «مدیریت و حکمرانی برای تو طعمه نیست؛ بلکه امانتی بر گردن تو است و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشی». همچنین از امام باقر (ع) روایت شده که جوانان را گنجینه های ایمان معرفی میفرمایند. در جای دیگری از کلمات گهربار ائمه، آمده است که جوان پاکدل و باایمان، زمینه ساز ظهور عدالت است و خداوند چنین جوانانی را یاران حضرت حجت (عج) قرار خواهد داد. چرا ما امروز از این ذخائر الهی در مدیریت روزمره کشور استفاده نمیکنیم؟ مگر قرار نیست نظام اسلامی الگوی حکمرانی دینی باشد؟ وزرا و مدیرانی که با بدنه حاکمیت بیگانه اند و سالها از زمان انقلاب و دفاع مقدس فاصله گرفته اند، قطعا پاسخگوی نیازهای پرشتاب امروز نخواهند بود.
سیره نبوی، الگوی جاودانه مدیریت جواناگر در سیره عملی و نظری پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) دقت کنیم، به روشنی درخواهیم یافت که ایشان نه تنها با جوانان رفتاری محبت آمیز و پدرانه داشتند، بلکه در لحظات سرنوشت ساز تاریخ، کلید حکومت و اداره شهرها را به دست جوانان میسپردند. مستندات تاریخی نشان میدهد رسول خدا (ص) در هنگام فتح مکه، شخصی را به فرمانداری مهمترین شهر حجاز منصوب کرد که تنها نوزده سال داشت. این اقدام پیامبر نه یک استثنا که یک قاعده و سنت مدیریتی برای تمام اعصار است. ایشان به جوانان اعتماد کردند، به آنها فرصت رشد دادند و در سنین پایین، مسئولیتهای سنگین سیاسی و نظامی را به آنها میسپردند. علاوه بر این، در موقعیتهای جنگی، مشورت با جوانان را سرلوحه کار خود قرار میدادند و از نظرات آنها برای پیروزی در میدانهای نبرد بهره میجستند. در دین مبین اسلام و به تبع آن در کتب آسمانی یهود و مسیحیت (با توجه به باور ما مسلمانان مبنی بر تحریف آنها اما حفظ برخی حقایق) نیز الگوهای متعددی از جوانان موفق وجود دارد. حضرت یوسف (ع) در سخت ترین شرایط اقتصادی مصر، زمام امور را به دست گرفت و آن سرزمین را از قحطی نجات داد. همچنین حضرت موسی (ع) در اوج جوانی برای هدایت بنی اسرائیل برگزیده شد. اینها نشان میدهد که نه تنها در تشیع و اسلام، بلکه در همه ادیان ابراهیمی، جوانی مانعی برای رهبری نیست؛ بلکه پشتوانه ای برای تحول و نوآوری است. چرا امروز در جمهوری اسلامی ایران، این فرهنگ ناب نبوی و علوی کنار گذاشته شده است؟ چرا با وجود نیاز حیاتی کشور به مدیران پویا در شرایط خطیر پساجنگ، همچنان بر نشستن افراد مسن و فرسوده بر مسند قدرت اصرار داریم؟
جوانان از نگاه مراجع و علمای طراز اول شیعهدر میان مراجع عظام تقلید و مفسران بزرگ قرآن در عصر حاضر، آیت الله العظمی جوادی آملی از جایگاه ویژهای در ترویج فرهنگ جوانگرایی برخوردارند. ایشان بارها با استناد به آیات و روایات متقن، بر این اصل تاکید کرده اند که جوانان نیروهای آزادشده و پرشوری هستند که اگر مدیریتشان درست صورت گیرد، میتوانند پیشران اصلی پیشرفت کشور در تمام عرصه ها باشند. از نگاه این مفسر بزرگ، جامعه و حاکمیت وظیفه دارد برای کنترل و هدایت این نیروی عظیم، برنامهریزی راهبردی داشته باشد. اما تاسف آور اینجاست که عملا نه تنها از این ظرفیت عظیم استفاده نمیشود، بلکه جوانان مستعد و انقلابی به حاشیه رانده شده و از گردونه مدیریت کلان کشور کنار گذاشته میشوند. آیت الله جوادی آملی همچنین در تفسیر گرانسنگ «تسنیم» بارها به این نکته اشاره کرده که قرآن، درها را برای مدیریت جوانان باز گذاشته و هیچ مانع فقهی یا شرعی برای به کارگیری آنان وجود ندارد. دیگر مراجع تقلید همچون آیت الله مکارم شیرازی نیز در مقاطع مختلف بر لزوم شایسته سالاری و تزریق خون جدید به بدنه نظام تاکید کرده اند. متاسفانه امروز ما شاهد نوعی پیرسالاری مقدس در نظام هستیم که هیچ ریشه شرعی و عقلانی ندارد. کجاست فتوای یکی از مراجع که بگوید مدیر زیر چهل سال فاقد صلاحیت است؟ برعکس، همه ادله دینی و فقهی به صراحت حکم میکنند که در مدیریت جامعه اسلامی، ملاک، تخصص، تقوا و توانایی است، نه سن بالا. به ویژه در شرایط کنونی که ایران عزیز وارد دوره ویرانی عظیم و بازسازی پساجنگ شده است، جوانان تحصیل کرده و متخصص باید بر سر کار آیند تا ساختار شکسته کشور را از نو بنا کنند و نگذارند فرصتها از دست برود.
فرمان گام دوم و مطالبه رهبری برای جوانگراییرهبر شهید، حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای، در طول سالهای اخیر به طور مکرر و مستدل بر ضرورت ورود جوانان به عرصه مدیریت کشور تاکید فرموده اند. ایشان در دیدارهای متعدد با اقشار مختلف مردم و مسئولان، صراحتا ابراز داشته اند که: «تکیه به جوانان، نکته بسیار مهمی است؛ باید جوانها را وارد میدان کرد». رهبر معظم انقلاب بارها گلایه کردهاند که در برخی سطوح مدیریتی، مقاومتهای نادرستی در برابر جوانگرایی وجود دارد. در بیانیه تاریخی «گام دوم انقلاب» که یک منشور راهبردی برای آینده کشور محسوب میشود، ایشان با صراحت تمام، دولت جوان و انقلابی را یکی از مطالبات جدی خود مطرح میکنند. ایشان هشدار میدهند که اگر کشوری به مسئله جوانان آنچنان که شایسته است نپردازد، هرگز در مسیر پیشرفت به موفقیتهای بزرگ دست نخواهد یافت. این هشدار نافذ رهبر شهید و همچنین بیانیه های رهبر فعلی، خامنه ای جوان که مصداق عیان شدن لطف خداست، در شرایط پساجنگ دوچندان حیاتی میشود؛ چراکه کشور نه با آرامش و فرصت، که با تخریب گسترده، اهداف دشمن در فروپاشی اقتصادی و اجتماعی، و نیاز مبرم به احیای اعتماد ملی مواجه است. جوانان زیر چهل سال که در مدرسه انقلاب و دفاع مقدس (و حتی جنگ اخیر) رشد یافته اند، به مراتب مسلح تر از نسلهای قبل به علوم روز و فناوریهای نوین اند. برخلاف تصور برخی، جوان نه تنها بی صبر و بی تجربه نیست که به مراتب از مدیران پیر حاضر که تنها به حفظ صندلی خود می اندیشند، شجاع تر، خستگی ناپذیرتر و فساد ناپذیرتر است. اگر فرامین رهبران در این زمینه تحقق عملی نیابد و دولت همچنان بر مدیران بالای پنجاه سال اصرار کند، باید منتظر فروپاشی اعتماد عمومی و بحرانهای مدیریتی پیاپی بود.
دولت دکتر پزشکیان و آزمون عملگرایی جوانگرایانهدر دولت چهاردهم به ریاست جمهوری دکتر مسعود پزشکیان، امیدهای زیادی برای تحقق شعار «وفاق ملی و کارآمدی» و شکستن ساختارهای فرسوده قدرت شکل گرفت. ایشان در طول رقابتهای انتخاباتی و پس از پیروزی، بر ضرورت استفاده از همه ظرفیتها، بویژه ظرفیت عظیم جوانان، تاکید فراوان داشتند. از این رو، انتظار بحق ملت ایران این است که کابینه دولت و مجموعه های وابسته به قوه مجریه، رنگ و بویی جوانگرایانه به خود بگیرد و مدیرانی پویا و خستگی ناپذیر وارد عرصه حکمرانی شوند. رهبر شهید و رهبر فعلی در بیاناتی، دولتها را به جوانان مستعد و متخصص امیدوار کردند و تاکید نمودند که کشورهای موفق، مدیرانشان را در سنین پایین به کار میگیرند تا در اوج توان روحی و جسمی، کشور را اداره کنند. از سوی دیگر، حضور زنان توانمند جوان نیز یکی از وجوه تکمیل کننده مدیریت در پساجنگ است، چراکه نیمی از نیروی انسانی متخصص کشور را تشکیل میدهند. با این حال، متاسفانه تاکنون نشانه های امیدبخشی از تغییر بنیادین در سیاستهای انتصابی دولت دیده نشده است و همچنان پستهای کلیدی در اختیار مدیران مسن و همیشگی است. طبیعی است که مدیریت پساجنگ نیازمند تصمیمات سخت، شجاعانه و بعضا ناگهانی است. لازمه چنین مدیریتی، برخورداری از سلامت جسمی کامل و شادابی روحی و روانی است که معمولا در سنین پایین تر یافت میشود. بنابراین من به عنوان یک تحلیلگر مسائل استراتژیک، از دکتر پزشکیان انتظار دارم فراتر از شعار، به ضرورت جوانگرایی عمل کند و با کنار زدن مدیران فرسوده، نشان دهد که وعده هایش صرفا تبلیغات انتخاباتی نبوده است. در غیر این صورت، دولت چهاردهم نیز همچون دولتهای قبل، در باتلاق ناکارآمدی و نارضایتی عمومی فرو خواهد رفت.
شوراهای شهر و روستا؛ سنگر نخست مدیریت انقلابی جوانانشوراهای اسلامی شهر و روستا به تعبیر دقیق قانون اساسی و بیانات امام راحل، مظهر مردمسالاری دینی و محلی برای تمرین مدیریت و سیاست ورزی شهروندی هستند. این نهادها که مستقیما از دل مردم برخاسته اند، بیش از هر نهاد دیگری نیازمند نشاط، تحرک، ایده های نو و آشنایی با فناوریهای روز شهری هستند. در دنیای امروز که شهرها هوشمند میشوند و دشمن در فضای مجازی با هویت و سبک زندگی ما مبارزه میکند، سپردن مدیریت شهری به افرادی که از دنیای دیجیتال عقب مانده اند و با نیازهای روحی جوانان بیگانه اند، یک خطای راهبردی فاحش است. نگاهی به فهرست اعضای شوراها در سالهای اخیر نشان میدهد که میانگین سنی بسیاری از آنها بسیار بالاست و ارتباط معناداری با قشر عظیم جوان و نوجوان و دانش آموز ساکن در شهرها و روستاها ندارند. جوانان زیر ۴۰ سال که بزرگشدگان جنگ نرم و فضای مجازی هستند، کسانی اند که در تراز انقلاب اسلامی میتوانند به بهینه سازی هزینه های شهری، گسترش عدالت در توزیع امکانات و مبارزه با مفاسد شهری بپردازند. در طول دوران پساجنگ که منابع مالی کشور به شدت محدود خواهد بود، مدیریت جهادی و دوری از تجملگرایی یک اصل است. در متون دینی ما، به ویژه در صحیفه سجادیه و رساله حقوق امام سجاد (ع) و همچنین کلمات قصار لقمان حکیم در قرآن، بارها به لزوم امانتداری و ساده زیستی مدیران اشاره شده است. شوراهای شهر امروز باید جوانانی را به میدان بیاورند که در کنار تخصص در رشته هایی مانند برنامهریزی شهری و اقتصاد، روحیهای خستگیناپذیر و شجاع داشته باشند. اگر این امر محقق نشود، نهادی که قرار بود آموزشگاه سیاسی و مدیریتی مردم باشد، به مکانی برای بازنشستگی و بیکاری سیاسی تبدیل خواهدشد.
هشدار نهایی؛ اگر امروز جوانان را نبینیم، فردا نظام را نخواهیم داشتبا کمال تاسف باید بگویم ما در حال تجربه یک «پیریختی مدیریتی» در سطوح مختلف نظام جمهوری اسلامی ایران هستیم. این بیماری مهلک، به مراتب خطرناکتر از تحریمها و تهدیدات خارجی است. سرعت تحولات جهانی و فناوری به قدری بالاست که یک مدیر پیر و کُند، حتی با داشتن مدرک دکتری، قادر به هضم و اجرای آن نیست. شاخص های علمی و تجربی نشان میدهد که سن اوج خلاقیت و توان تصمیم گیریهای استراتژیک سریع در انسان میان ۳۰ تا ۴۵ سالگی است.
متاسفانه در کشور ما، تازه از حدود همین ۴۵ سالگی است که فرد مجوز ورود به سطوح بالای مدیریتی را پیدا میکند! در حالی که در سراسر دنیا، شرکتهای بزرگ و دولتهای پیشرفته، میانسالان بالای ۵۰ سال را بازنشسته میکنند تا فضا برای نسل جدید باز شود. در شرایط ویژه پساجنگ و بازسازی، همان طور که اشاره شد، سرعت عمل، تسلط به زبان جهانی، آشنایی با هوش مصنوعی و فناوریهای نوظهور، و مهمتر از همه، روحیه امید و نشاط از الزامات اصلی مدیریت است. ملاحظه بفرمایید در مسئله انتصاب وزرا، سکانداران اقتصادی ما چه اندازه با واقعیتهای میدان فاصله دارند و چه قدر از شعار «اقتصاد مقاومتی» که رهبری بارها بر آن تاکید داشتند، دور شدهاند. اگر این روند معیوب اصلاح نشود و مجلس، دولت و شوراها با قید فوری به سراغ قانون کاهش سن مدیران و نمایندگان نروند و جوانان، خیابانهای اصلی مدیریت کشور را در دست نگیرند، عاقبت نظام فروپاشی تدریجی از درون و تبدیل شدن به یک حکومت منزوی خواهد بود که مردم آن را پشت سر خواهند گذاشت. امروز تکلیف شرعی و انقلابی و میهنی ما، حمایت و مطالبه شتابان از جوانان برای قبضه کردن قدرت اجرایی کشور است و در این مسیر، کوچکترین تردیدی، خیانت به آرمانهای خون شهدا خواهد بود.دکتر عادل شیرازی#جنگ #پساجنگ #مدیر #وزیر #رهبر_شهید #انتصابات #انتخابات #ایران_قوی #ایران #اینترنت #لبیک_یا_خامنه_ای #الله_اکبر 12:24 - 14 خرداد 1405