کالبدشکافی ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل

ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال مناقشه‌برانگیزترین ساختارهای حکمرانی در جهان معاصر به شمار می‌رود. این ساختار که بر پایه ترکیبی از نظام پارلمانی، نهادهای امنیتی و پیوند عمیق میان سیاست، ارتش و فناوری اطلاعات شکل گرفته است، از سوی بسیاری از تحلیلگران مورد تحسین و در عین حال مورد انتقاد جدی قرار گرفته است. از یک سو، حامیان آن معتقدند که این مدل توانسته امنیت و بقا را برای کشوری کوچک در محیطی پرتنش فراهم کند؛ از سوی دیگر، منتقدان داخلی و خارجی آن را به تمرکز بیش از حد قدرت امنیتی، نفوذ نظامیان در سیاست، فشار بر نهادهای دموکراتیک و استفاده گسترده از فناوری‌های نظارتی متهم می‌کنند. این تحلیل با رویکردی نخبگانی و چندرشته‌ای، ساختار سیاسی، امنیتی، نظامی و فناوری اطلاعات اسرائیل را بررسی کرده و مهم‌ترین نقدهای مطرح‌شده از سوی پژوهشگران، سیاستمداران و اندیشمندان حوزه‌های مختلف را مرور می‌کند.یادمان باشد برای پیروزی اول میبایست دشمن را شناخت !
ساختار سیاسی اسرائیل بر پایه نظام پارلمانی بنا شده که در آن کنست به عنوان پارلمان تک‌مجلسی نقش محوری در قانون‌گذاری و تشکیل دولت دارد. نخست‌وزیر از دل ائتلاف‌های پارلمانی بیرون می‌آید و به همین دلیل سیاست در اسرائیل وابسته به ائتلاف‌های شکننده و چانه‌زنی‌های حزبی است. این ساختار اگرچه در ظاهر مشابه بسیاری از دموکراسی‌های پارلمانی اروپایی است، اما به دلیل نبود قانون اساسی کامل و اتکا به مجموعه‌ای از «قوانین پایه» با چالش‌های حقوقی روبه‌رو است. یوال نوح هراری، تاریخ‌نگار اسرائیلی می‌گوید: «اسرائیل از معدود دموکراسی‌هایی است که بدون یک قانون اساسی کامل اداره می‌شود و همین امر میدان کشمکش دائمی میان دولت، پارلمان و دادگاه عالی را ایجاد کرده است.» بسیاری از منتقدان معتقدند که نبود قانون اساسی مدون، فضای سیاسی را مستعد بحران‌های نهادی کرده و به دولت‌ها اجازه داده است در برخی مواقع قواعد بازی دموکراتیک را به نفع خود بازتفسیر کنند. علاوه بر این، نظام انتخاباتی مبتنی بر نمایندگی نسبی با آستانه پایین ورود به پارلمان باعث شده تعداد زیادی حزب کوچک در سیاست اسرائیل نقش تعیین‌کننده داشته باشند. دانیل لِوی، تحلیلگر اندیشکده US/Middle East Project، اشاره می‌کند که «ساختار ائتلافی در اسرائیل اغلب به احزاب کوچک قدرتی بسیار بیشتر از وزن واقعی اجتماعی‌شان می‌دهد.» این وضعیت باعث شده تصمیمات راهبردی در حوزه امنیت، جنگ و سیاست خارجی گاهی تحت تأثیر فشارهای حزبی قرار گیرد. به همین دلیل برخی پژوهشگران علوم سیاسی معتقدند ساختار سیاسی اسرائیل همزمان هم پویا و هم شکننده است؛ پویا از آن جهت که رقابت شدید سیاسی دارد و شکننده از آن جهت که دولت‌ها به شدت به ائتلاف‌های ناپایدار وابسته‌اند.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ساختار حکمرانی در اسرائیل، نقش بسیار پررنگ نهادهای امنیتی در فرآیند تصمیم‌سازی سیاسی است. سازمان‌هایی مانند موساد، شین‌بت و واحدهای اطلاعاتی ارتش نه تنها در حوزه امنیت ملی بلکه در بسیاری از تصمیمات استراتژیک کشور نقش دارند. ایهود باراک، نخست‌وزیر و وزیر دفاع پیشین اسرائیل، در یکی از سخنرانی‌های خود اذعان کرده بود: «در اسرائیل مرز میان سیاست و امنیت بسیار باریک است و اغلب تصمیمات سیاسی در سایه ملاحظات امنیتی گرفته می‌شود.» این واقعیت از نگاه برخی تحلیلگران مزیت محسوب می‌شود، زیرا اسرائیل در محیطی پرتنش قرار دارد؛ اما منتقدان آن را نشانه نوعی «امنیتی شدن سیاست» می‌دانند. آوی شلایم، تاریخ‌نگار برجسته و از مورخان موسوم به «نو مورخان اسرائیلی»، استدلال می‌کند که ساختار امنیتی اسرائیل در طول دهه‌ها چنان قدرتمند شده که «در بسیاری موارد گفتمان امنیتی جایگزین بحث دموکراتیک شده است.» به بیان دیگر، سیاستمداران برای توجیه بسیاری از تصمیمات خود به استدلال‌های امنیتی متوسل می‌شوند و این امر نظارت عمومی را دشوار می‌کند. منتقدان همچنین به ساختار نسبتاً محرمانه برخی از این نهادها اشاره می‌کنند که میزان شفافیت و پاسخگویی آنها را محدود می‌کند. در مقابل، حامیان این ساختار معتقدند که تجربه جنگ‌های متعدد و تهدیدهای منطقه‌ای باعث شده اسرائیل ناچار باشد نهادهای امنیتی بسیار قدرتمندی داشته باشد. با این حال، حتی برخی مقامات پیشین امنیتی نیز درباره تمرکز قدرت هشدار داده‌اند. یووال دیسکین، رئیس سابق شین‌بت، در مصاحبه‌ای گفته بود: «بزرگ‌ترین خطر برای اسرائیل نه دشمنان خارجی بلکه تصمیمات نادرست رهبران سیاسی در محیطی است که بیش از حد امنیتی شده است.»
ارتش اسرائیل یا نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) جایگاهی منحصر به فرد در ساختار دولت و جامعه این کشور دارد. خدمت نظامی اجباری باعث شده بخش بزرگی از جامعه تجربه مستقیم حضور در ارتش داشته باشد و بسیاری از رهبران سیاسی از دل ارتش بیرون آمده‌اند. این پیوند عمیق میان ارتش و سیاست از دید برخی تحلیلگران نوعی «نظامی‌سازی نرم سیاست» ایجاد کرده است. ساموئل هانتینگتون در نظریه مشهور خود درباره روابط غیرنظامی و نظامی هشدار داده بود که هرچه نفوذ ارتش در سیاست بیشتر شود، خطر تضعیف نهادهای مدنی افزایش می‌یابد. در مورد اسرائیل، این بحث بارها مطرح شده است. موشه یعلون، رئیس سابق ستاد ارتش و وزیر دفاع، گفته بود: «در اسرائیل ارتش تنها یک نهاد نظامی نیست؛ بلکه ستون اصلی هویت ملی و امنیتی کشور است.» این جایگاه ویژه باعث شده فرماندهان نظامی پس از بازنشستگی به سرعت وارد سیاست شوند و در انتخابات نقش مهمی ایفا کنند. برخی پژوهشگران مانند یگئیل لوی، استاد دانشگاه اسرائیل، معتقدند که این روند باعث ایجاد نوعی «نخبگان امنیتی» شده است که در سیاست داخلی نفوذ قابل توجهی دارند. منتقدان می‌گویند چنین ساختاری می‌تواند فضای تصمیم‌گیری را بیش از حد به نگاه‌های نظامی وابسته کند و گزینه‌های دیپلماتیک یا سیاسی را در حاشیه قرار دهد. در مقابل، طرفداران این مدل استدلال می‌کنند که تجربه عملی فرماندهان نظامی در مسائل امنیتی به آنها توانایی مدیریت بحران‌های پیچیده منطقه‌ای را می‌دهد. با این حال، بحث درباره میزان مناسب حضور نظامیان در سیاست اسرائیل همچنان یکی از موضوعات جدی در محافل دانشگاهی و سیاسی است.
نهاد قضایی اسرائیل، به ویژه دیوان عالی، یکی از قدرتمندترین دادگاه‌های عالی در میان دموکراسی‌های پارلمانی محسوب می‌شود. این دادگاه از دهه ۱۹۹۰ به بعد نقش بسیار فعالی در تفسیر قوانین پایه و نظارت بر دولت ایفا کرده است. آهارون باراک، رئیس پیشین دیوان عالی اسرائیل، معتقد بود که «همه چیز قابل قضاوت است» و دادگاه باید بتواند هر اقدام دولتی را از منظر حقوقی بررسی کند. این دیدگاه موجب تقویت نظارت قضایی شد، اما همزمان انتقادهای شدیدی را از سوی برخی سیاستمداران محافظه‌کار برانگیخت. آنها معتقدند که دیوان عالی بیش از حد در امور سیاسی دخالت می‌کند و اراده رأی‌دهندگان را محدود می‌سازد. بنیامین نتانیاهو ملعون در جریان مناقشات مربوط به اصلاحات قضایی گفته بود: «هیچ دموکراسی‌ای نمی‌تواند بپذیرد که دادگاه عالی بدون محدودیت بر تصمیمات دولت منتخب نظارت کند.» در مقابل، منتقدان اصلاحات قضایی استدلال می‌کنند که تضعیف دیوان عالی می‌تواند تعادل قوا را بر هم بزند. توماس فریدمن، ستون‌نویس نیویورک تایمز، در تحلیل این بحران نوشت: «قدرت دادگاه عالی در اسرائیل یکی از معدود موانع در برابر تمرکز قدرت سیاسی بوده است.» این مناقشه نشان می‌دهد که ساختار نهادی اسرائیل هنوز در حال شکل‌گیری و بازتعریف است و رابطه میان قوه قضاییه، دولت و پارلمان همچنان موضوع کشمکش سیاسی محسوب می‌شود. و شاید عامل گسست در آینده !
یکی دیگر از ابعاد مهم ساختار قدرت در اسرائیل، پیوند میان بخش امنیتی و صنعت فناوری پیشرفته است. اسرائیل به دلیل اکوسیستم قوی استارتاپی و سرمایه‌گذاری گسترده یهود در فناوری‌های نظامی و سایبری، به «ملت استارتاپ» مشهور شده است. بسیاری از شرکت‌های فناوری اسرائیلی توسط فارغ‌التحصیلان واحدهای اطلاعاتی ارتش، به ویژه واحد ۸۲۰۰، تأسیس شده‌اند. این واحد که در حوزه شنود، رمزنگاری و جنگ سایبری فعالیت می‌کند، یکی از مراکز اصلی تولید نخبگان فناوری در کشور محسوب می‌شود. شوشانا زوبوف، استاد دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب «عصر سرمایه‌داری نظارتی»، در تحلیل مدل فناوری اسرائیل می‌نویسد: «همکاری نزدیک میان ارتش، دولت و شرکت‌های فناوری در اسرائیل نوعی اکوسیستم امنیتی-فناورانه ایجاد کرده است.» منتقدان می‌گویند این مدل می‌تواند مرز میان فناوری تجاری و فناوری نظارتی را کمرنگ کند. نمونه‌هایی مانند نرم‌افزار جاسوسی پگاسوس که توسط شرکت NSO توسعه یافت، بحث‌های گسترده‌ای درباره استفاده از فناوری‌های نظارتی اسرائیلی در جهان ایجاد کرده است. ادوارد اسنودن در یکی از اظهارنظرهای خود گفته بود: «اسرائیل یکی از پیشرفته‌ترین صادرکنندگان فناوری‌های نظارتی در جهان است.» این موضوع از یک سو نشان‌دهنده توانمندی بالای فناوری این کشور است و از سوی دیگر نگرانی‌هایی درباره پیامدهای حقوق بشری و حریم خصوصی ایجاد کرده است.
ساختار امنیت داخلی اسرائیل نیز با چالش‌های اجتماعی و سیاسی پیچیده‌ای مواجه است. شین‌بت به عنوان سازمان امنیت داخلی مسئول مقابله با تهدیدهای داخلی و فعالیت‌های ضدتروریستی است و اختیارات گسترده‌ای در زمینه نظارت و بازداشت دارد. برخی سازمان‌های حقوق بشری مانند بتسلم و عفو بین‌الملل بارها نسبت به نحوه استفاده از این اختیارات انتقاد کرده‌اند. یووال آبراهام، روزنامه‌نگار اسرائیلی، در یکی از گزارش‌های خود اشاره می‌کند که «سیاست‌های امنیتی اسرائیل در بسیاری موارد میان الزامات امنیتی و اصول حقوق بشر در تنش قرار می‌گیرد.» این انتقادها به ویژه در مورد سیاست‌های نظارتی، بازداشت‌های اداری و کنترل‌های امنیتی مطرح می‌شود. در مقابل، مقامات اسرائیلی استدلال می‌کنند که شرایط امنیتی خاص کشور چنین اقداماتی را ضروری می‌سازد. بنی گانتس، وزیر دفاع پیشین، گفته بود: «امنیت شهروندان اسرائیل اولویت نخست دولت است و ما در محیطی زندگی می‌کنیم که تهدیدها واقعی و مداوم هستند.» این تضاد میان امنیت و آزادی مدنی یکی از محورهای اصلی بحث در مورد ساختار حکمرانی اسرائیل است و بسیاری از دانشگاهیان معتقدند آینده نظام سیاسی این کشور تا حد زیادی به نحوه مدیریت این تعارض بستگی دارد.
در مجموع، ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل ترکیبی پیچیده از دموکراسی پارلمانی، نهادهای امنیتی قدرتمند، ارتش تأثیرگذار و اکوسیستم فناوری پیشرفته است. این ترکیب به اسرائیل امکان داده در محیطی پرتنش بقا یابد و در حوزه‌های فناوری و امنیت به یکی از بازیگران مهم جهانی تبدیل شود. با این حال، همین ویژگی‌ها منبع بسیاری از انتقادها نیز بوده‌اند. فرانسیس فوکویاما در بحث درباره نهادهای حکمرانی مدرن تأکید می‌کند که «تعادل میان دولت قدرتمند و نهادهای پاسخگو شرط اساسی پایداری سیاسی است.» در مورد اسرائیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تعادل هنوز در حال شکل‌گیری است. از یک سو، تمرکز قدرت در حوزه‌های امنیتی و فناوری می‌تواند کارایی دولت را افزایش دهد؛ از سوی دیگر، اگر سازوکارهای نظارتی و دموکراتیک تضعیف شوند، خطر فرسایش اعتماد عمومی افزایش می‌یابد. به همین دلیل بحث درباره اصلاحات سیاسی، نقش دادگاه‌ها، نفوذ ارتش در سیاست و استفاده از فناوری‌های نظارتی همچنان در مرکز گفتمان عمومی اسرائیل قرار دارد. آینده این ساختار به میزان توانایی نخبگان سیاسی و اجتماعی در ایجاد تعادل میان امنیت، دموکراسی و حقوق مدنی بستگی خواهد داشت.این رژیم مجعول ولی قدرتمند، به سادگی توسط ایران در حال محو شدن است، پس بدانید که اسرائیل که طفل نامشروع آمریکا و انگلیس است و چکیده ابرقدرتهاست با این پیچیدگی برای تبدیل شدن به یک ماشین جنگی، جلوی ایران و ایرانی زانو زده است ! دکتر عادل شیرازی#جنگ #اسرائیل #نظام #حکومت
02:04 - 29 اسفند 1404
سیاست
تحلیل و نظر