ژئوپلیتیک امنیت در اوراسیا؛ آیا زمان تشکیل ناتوی شرقی فرا رسیده است؟
تحولات ژئوپلیتیکی دهههای اخیر نشان میدهد که ساختار قدرت جهانی بهسوی نظمی چندقطبی در حال حرکت است. در چنین فضایی، کشورهایی مانند ایران، روسیه و چین با چالشهای امنیتی، تحریمی و فناورانه مشترکی روبهرو هستند که نیاز به سازوکارهای جدید همکاری راهبردی را برجسته میکند. ایده ایجاد یک «ناتوی شرقی» بهعنوان چارچوبی برای امنیت جمعی میتواند پاسخی به گسترش پیمانهای نظامی غربی، جنگهای ترکیبی و رقابتهای فناوری باشد. شکلگیری چنین ساختاری مستلزم گفتوگوی عمیق سیاسی، هماهنگی نظامی و همکاری در حوزههای اقتصادی و سایبری میان کشورهای همپیمان در اوراسیاست. این رویکرد میتواند به تقویت بازدارندگی، کاهش آسیبپذیریهای راهبردی و ایجاد توازن پایدارتر در معماری امنیت جهانی کمک کند.
تحول نظم جهانی و ضرورت ائتلافهای امنیتی جدیدنظم بینالمللی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای بیش از دو دهه تحت سلطه ساختار تکقطبی ایالات متحده قرار داشت، اما تحولات ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم، از جنگهای منطقهای گرفته تا رقابتهای اقتصادی و فناوری، بهتدریج این نظم را به سمت چندقطبی شدن سوق داده است. در چنین شرایطی، کشورهای بزرگ اوراسیایی مانند چین، روسیه و ایران با مجموعهای از فشارهای ژئوپلیتیکی و امنیتی مواجه شدهاند که لزوم ایجاد چارچوبهای امنیت جمعی مستقل از ساختارهای غربی را برجسته میکند. هنری کیسینجر در کتاب World Order تأکید میکند که «نظم جهانی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که قدرتهای بزرگ درباره قواعد امنیتی مشترک به تفاهم برسند». در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که گفتوگو میان قدرتهای غیرغربی برای ایجاد یک سازوکار امنیتی مشابه ناتو در شرق میتواند به تثبیت موازنه قدرت کمک کند. گسترش ناتو به شرق اروپا و استقرار سامانههای نظامی پیشرفته در نزدیکی مرزهای روسیه نمونهای از روندی است که مسکو آن را تهدید مستقیم امنیتی میداند. ولادیمیر پوتین در سخنرانی سال ۲۰۰۷ خود در کنفرانس امنیتی مونیخ هشدار داد که «جهان تکقطبی نهتنها غیرقابل قبول بلکه غیرممکن است». این دیدگاه بازتابدهنده نگرانی فزاینده قدرتهای غیرغربی از انحصار امنیتی غرب است. بنابراین، شکلگیری یک چارچوب گفتوگوی امنیتی میان کشورهای همسو در آسیا و اوراسیا میتواند زمینهساز ایجاد سازوکاری مشابه «ناتوی شرقی» باشد؛ نهادی که هدف آن نه تقابل، بلکه ایجاد توازن راهبردی و جلوگیری از بیثباتی در مناطق حساس ژئوپلیتیکی خواهد بود.
منطق سیاسی شکلگیری یک بلوک امنیتی شرقیاز منظر سیاسی، تشکیل یک ائتلاف امنیتی در شرق بیش از آنکه صرفاً یک پروژه نظامی باشد، تلاشی برای ایجاد همگرایی راهبردی میان کشورهایی است که در بسیاری از حوزهها منافع مشترک دارند. نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، جان مرشایمر، در نظریه «واقعگرایی تهاجمی» استدلال میکند که قدرتهای بزرگ همواره در پی ایجاد توازن در برابر تهدیدات هستند و «ائتلافها ابزار طبیعی دولتها برای جلوگیری از برتری یک قدرت مسلطاند». در این چارچوب، نزدیکی سیاسی میان ایران، روسیه و چین در سالهای اخیر نشاندهنده روندی است که میتواند به شکلگیری سازوکارهای امنیتی گستردهتر منجر شود. سازمان همکاری شانگهای نمونهای از این همکاری است که با تمرکز بر امنیت منطقهای و مبارزه با تهدیدات مشترک شکل گرفته است. با این حال، برخی نخبگان سیاسی معتقدند که ساختارهای موجود هنوز به سطح یک پیمان دفاع جمعی نرسیدهاند. شی جینپینگ در سخنرانی خود در مجمع بریکس تأکید کرد که «امنیت واقعی تنها از طریق همکاری و احترام متقابل میان کشورها به دست میآید». این دیدگاه نشان میدهد که سیاست خارجی چین نیز بهدنبال تقویت چارچوبهای چندجانبه برای مدیریت امنیت منطقهای است. برای ایران نیز چنین ائتلافی میتواند به معنای افزایش عمق راهبردی و کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی باشد. بنابراین، گفتوگوهای سیاسی میان این کشورها نهتنها برای هماهنگی دیپلماتیک بلکه برای ایجاد اعتماد متقابل و تعریف اهداف مشترک امنیتی ضروری است.
ابعاد نظامی و بازدارندگی راهبردییکی از مهمترین دلایل طرح ایده «ناتوی شرقی» به حوزه بازدارندگی نظامی بازمیگردد. در دکترینهای نظامی معاصر، بازدارندگی تنها به توان تسلیحاتی محدود نمیشود، بلکه به توانایی ایجاد شبکهای از همکاریهای دفاعی نیز وابسته است. کارل فون کلاوزویتس، نظریهپرداز مشهور نظامی، در کتاب On War بیان میکند که «جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است»، اما در عصر جدید، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اتحادهای نظامی میتوانند مانع از وقوع جنگ شوند. تجربه ناتو نشان میدهد که اصل دفاع جمعی، که در ماده پنجم پیمان آتلانتیک شمالی آمده، توانسته نوعی بازدارندگی موثر ایجاد کند. در صورت شکلگیری یک ساختار مشابه در شرق، کشورهای عضو میتوانند از طریق هماهنگی نظامی، تبادل اطلاعات، رزمایشهای مشترک و توسعه سامانههای دفاعی یکپارچه، سطح امنیت منطقهای را افزایش دهند. سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، در یکی از سخنرانیهای خود اشاره کرد که «امنیت باید غیرقابل تفکیک باشد؛ یعنی امنیت یک کشور نباید به بهای ناامنی کشور دیگر تأمین شود». چنین دیدگاهی مبنای بسیاری از پیشنهادهای روسیه برای ایجاد معماری امنیتی جدید در اوراسیاست. از این منظر، ناتوی شرقی میتواند چارچوبی برای هماهنگی راهبردی در حوزههایی مانند دفاع موشکی، امنیت دریایی و مقابله با تهدیدات فرامنطقهای باشد.
نقش فناوری اطلاعات و جنگهای ترکیبیدر قرن بیستویکم، امنیت دیگر صرفاً به میدانهای سنتی جنگ محدود نمیشود؛ بلکه حوزههایی مانند فضای سایبری، جنگ اطلاعاتی و زیرساختهای دیجیتال نیز به میدانهای اصلی رقابت قدرتها تبدیل شدهاند. جوزف نای، نظریهپرداز آمریکایی و مبدع مفهوم «قدرت نرم»، در آثار خود تأکید میکند که «در عصر اطلاعات، کنترل جریان اطلاعات میتواند به اندازه قدرت نظامی تعیینکننده باشد». این واقعیت باعث شده که بسیاری از کشورها بهدنبال ایجاد سازوکارهای مشترک برای حفاظت از زیرساختهای دیجیتال و مقابله با حملات سایبری باشند. همکاری میان کشورهای شرقی در حوزه فناوری اطلاعات میتواند شامل توسعه شبکههای ارتباطی مستقل، همکاری در امنیت سایبری و ایجاد پلتفرمهای مشترک داده باشد. چین در سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای در حوزه فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و شبکههای 5G انجام داده است و روسیه نیز در حوزه امنیت سایبری توانمندیهای قابل توجهی دارد. ترکیب این ظرفیتها با توان علمی و انسانی سایر کشورهای منطقه میتواند پایههای یک اکوسیستم امنیت دیجیتال مشترک را شکل دهد. چنین همکاریهایی در چارچوب یک پیمان امنیتی شرقی میتواند از جنگهای اطلاعاتی و عملیاتهای سایبری که بهطور فزایندهای در رقابتهای ژئوپلیتیکی استفاده میشوند، جلوگیری کند.
ابعاد اقتصادی و زیرساختی امنیت جمعیامنیت در جهان معاصر ارتباطی تنگاتنگ با اقتصاد و زیرساختهای حیاتی دارد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ائتلافهای امنیتی پایدار بدون پشتوانه اقتصادی قوی نمیتوانند دوام بیاورند. پروژههایی مانند «ابتکار کمربند و جاده» چین نمونهای از تلاش برای ایجاد شبکههای اقتصادی و زیرساختی در سراسر اوراسیا است. شی جینپینگ در معرفی این طرح اظهار داشت که هدف آن «ایجاد جامعهای با سرنوشت مشترک برای بشریت» است. در چارچوب چنین پروژههایی، همکاری اقتصادی میتواند به تقویت پیوندهای سیاسی و امنیتی میان کشورها کمک کند. برای مثال، اتصال شبکههای انرژی، حملونقل و تجارت میان کشورهای عضو یک ائتلاف میتواند وابستگی متقابل ایجاد کرده و انگیزههای همکاری را افزایش دهد. ایران بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خود در تقاطع کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب میتواند نقش مهمی در این شبکه ایفا کند. از این منظر، ناتوی شرقی تنها یک پیمان نظامی نخواهد بود، بلکه میتواند به یک چارچوب جامع همکاری اقتصادی و زیرساختی نیز تبدیل شود که امنیت جمعی را تقویت میکند.
چالشها و موانع شکلگیری چنین ائتلافیبا وجود مزایای بالقوه، شکلگیری یک ناتوی شرقی با چالشهای متعددی روبهرو است. یکی از مهمترین این چالشها تفاوت در اولویتهای راهبردی کشورهای بالقوه عضو است. برای مثال، چین در بسیاری از موارد ترجیح میدهد از ورود به اتحادهای نظامی رسمی اجتناب کند و به جای آن بر همکاریهای اقتصادی و چندجانبه تمرکز داشته باشد. دنگ شیائوپینگ، رهبر پیشین چین، در یکی از سخنان مشهور خود توصیه کرد که چین باید «قدرت خود را پنهان کرده و زمان مناسب را انتظار بکشد». این رویکرد محتاطانه همچنان در برخی جنبههای سیاست خارجی چین دیده میشود. از سوی دیگر، اختلافات تاریخی یا رقابتهای منطقهای میان برخی کشورها میتواند مانع از شکلگیری اعتماد کامل شود. همچنین، فشارهای سیاسی و اقتصادی قدرتهای غربی ممکن است بر تصمیمگیری برخی کشورها تأثیر بگذارد. بنابراین، برای تحقق چنین ایدهای، گفتوگوهای گسترده دیپلماتیک و ایجاد سازوکارهای اعتمادساز ضروری است.
آینده معماری امنیتی در شرقبا توجه به روندهای موجود در سیاست جهانی، احتمال حرکت به سمت شکلگیری سازوکارهای امنیتی جدید در شرق قابل توجه است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که جهان آینده نه بر پایه یک ابرقدرت واحد بلکه بر اساس چند مرکز قدرت شکل خواهد گرفت. زبیگنیو برژینسکی در کتاب The Grand Chessboard اشاره میکند که «اوراسیا صفحه شطرنج اصلی سیاست جهانی است». اگر این تحلیل را بپذیریم، ایجاد یک ساختار امنیتی هماهنگ در این منطقه میتواند تأثیر عمیقی بر موازنه قدرت جهانی داشته باشد. گفتوگوی راهبردی میان ایران، روسیه، چین و سایر کشورهای همسو میتواند نخستین گام در جهت تعریف چنین معماری امنیتی باشد. این گفتوگوها باید بر اصولی مانند احترام به حاکمیت ملی، امنیت جمعی و همکاری فناوری و اقتصادی استوار باشند. در نهایت، هدف از چنین ابتکاری نه ایجاد تقابل با دیگران، بلکه شکلدهی به نظمی متوازنتر است که در آن کشورهای مختلف بتوانند امنیت و توسعه خود را در چارچوب همکاریهای چندجانبه تضمین کنند.دکتر عادل شیرازی#جنگ #ناتو #ایران #آمریکا #اسرائیل #روسیه #چین تولد یک همپیمانی نوین؛ ناتوی شرقی در نظم چندقطبی
در شرایط گذار از نظم تکقطبی، بلوک شرقی برای حفظ بازدارندگی، امنیت جمعی و استقلال راهبردی، ناگزیر از ایجاد یک سازوکار نظامی–سیاسی همتراز ناتو است. نیرویی که مانع از دستیابی غرب به کشور های شرق شود.
نمایش گزارش
11:33 - 28 اسفند 1404