مشتی از خروار قهرمانان ایرانی، در قاب هنر
«آهای.... انگلیسی! تو با من طرفی... دِ بیا بیرون لعنتی» این دیالوگ، فریاد خشمآلود رئیسعلی دلواری در یکی از ماندگارترین صحنههای سریال تاریخی «دلیران تنگستان» است.
خبرگزاری فارس _ گروه هنر و رسانه: سریال «دلیران تنگستان» ساختهٔ مرحوم همایون شهنواز، از اسفند ۱۳۵۳ روی آنتن تلویزیون ایران رفت. این مجموعه با نگاهی حماسی به مقاومت مردم جنوب در برابر اشغالگران انگلیسی، به یکی از آثار درخشان و ماندگار تاریخ تلویزیون ایران تبدیل شد.در یکی از قسمتهای این سریال، رئیسعلی دلواری در کمینی از سوی ارتش انگلیس گرفتار میشود. او در میانهٔ نبرد، هنگامی که سربازان اشغالگر را به رویارویی میطلبد، به جای سربازان انگلیسی با جسد سربازان هندی مواجه میشود. نیروهای انگلیسی خود را در پشت سربازان هندی پنهان کرده بودند؛ سکانسی که بخشی از سیاست فریبکارانهٔ استعمار بریتانیا را به نمایش میگذارد؛ گویی ملتهای دیگر سپر و سنگر انگلستان شدهاند.در پایان این صحنه، رئیسعلی دلواری هدف تیر یکی از افسران انگلیسی که در پس سنگر پنهان شده بود قرار میگیرد و به شهادت میرسد.خیانت و خباثت استعمار پیر انگلستان در فیلم «یتیمخانه ایران» ساختهٔ ابوالقاسم طالبی، ملموستر از هر روایت تاریخی دیگری به تصویر کشیده شده است. طالبی در این اثر، با جسارت سراغ یکی از روایتهای کمتر شنیدهشدهٔ تاریخ معاصر ایران رفته و برای نخستینبار ابعاد فاجعهبار قحطی بزرگ را که بهدست سیاستهای استعماری انگلیس رقم خورد، روایت میکند.داستان فیلم از خلال خاطرات پیرزنی نقل میشود که برادرش یکی از قربانیان آن قحطی بوده است. محور روایت، پدر خانواده است؛ مردی مبارز که در همان دقایق آغازین فیلم، در صحنهای پرتنش، با دندان میخی را که او را به تختهای بستهاند بیرون میکشد و از چنگ سربازان انگلیسی میگریزد.
فیلمسازان ایرانی هرگاه خواستهاند تجربههای مبارزه و مقاومت مردم ایران را بازگو کنند، معمولاً روایت خود را بر محور یک شخصیت اصلی یا قهرمان شکل دادهاند. چون که در هر مقطع از تاریخ ایران، وقتی ردّ پای استعمار یا تجاوز بیگانه دیده شده، هستههای مقاومت مردمی نیز شکل گرفتهاند. گاه این بیگانه در شمال کشور روس و انگلیس بوده و جنبش نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچکخان در برابر آنها میایستد. این روایت در سریال «کوچک جنگلی» به کارگردانی بهروز افخمی در سال ۱۳۶۰ بازآفرینی شده است. و گاه در شمالغرب کشور، چهرههایی مانند ستارخان و عباسمیرزا در برابر قدرتهای خارجی قد علم میکنند؛ داستان آنها نیز در سریالهایی مانند «سالهای مشروطه» و «تبریز در مه» به کارگردانی محمدرضا ورزی روایت شده است.در میان آثار تلویزیونی ایران، مجموعههایی نیز هستند که ریشه و قدمت جنبشهای مردمی علیه اشغالگری را در مقاطع مختلف تاریخی به تصویر کشیدهاند؛ آثاری چون «در چشم باد»، «سرزمین مادری»، «کلاه پهلوی» و «مدار صفر درجه» که هر یک از زاویهای متفاوت، راوی سرگذشت ایران بودهاند.بیژن، شخصیت اصلی سریال «در چشم باد» ساختهٔ مسعود جعفریجوزانی است؛ مردی که زندگیاش، داستان فراز و فرودهای ایران در قرن اخیر است. این مجموعه از سرکوب نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچکخان در گیلان آغاز میشود و تا پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی ادامه مییابد؛ سیری که در واقع تاریخ یک ملت را از چشم شخصیت اصلی سریال بازگو میکند.
بیژن در کودکی با چشمان خود خاکسپاری عموی تازهداماد شهیدش را میبیند؛ مردی که از یاران میرزا کوچکخان بود و به جرم ایستادگی در برابر متجاوزان به شمال کشور، به دست سربازان قزاق تیرباران شد. در یکی از سکانسهای ماندگار سریال، زمزمهٔ حماسی و غمانگیزِ ترانهٔ «از خون جوانان وطن لاله دمیده» با صدای محمدرضا هدایتی، درونمایهٔ کلیِ فیلم را نشان میدهد؛ موضوع اصلی سریال یعنی پیوند میان وطن، رنج و ایستادگی را در قالب موسیقی نمایندگی میکند.
سینماگران ایران بارها تلاش کردهاند هویت ایرانیان را در قاب دوربین به تصویر بکشند و در پس این روایت تصویری، داوری و قضاوت دربارهٔ تاریخ و تصمیماتی که در بزنگاههای سرنوشتساز کشور گرفته شده را به عهدهٔ مخاطب بگذارند. در سکانسی دیگر از «در چشم باد»، بیژن پس از چهل سال دوری، فرزندش عباس را در مسجد جامع خرمشهر پیدا میکند؛ درست زمانی که رزمندگان برای جشن بازپسگیری شهر از محاصرهٔ دشمن آماده میشوند. اما این دیدار تنها لحظهای دوام میآورد؛ بیژن در آغوش پسرش و در میان شور پیروزی، با ترکش بمباران عراقی به شهادت میرسد.صحنهای که هنرمندانه تلاقی دو دوره از تاریخ ایران را به نمایش میگذارد؛ گذشتهای که بیژن نمایندهٔ آن بوده و سرشار از اندوه و اشغال، در آغوش نسلی تازه به نام فرزندان دفاع مقدس به پایان میرسد.مرحوم علی حاتمی از آن دسته کارگردانانی بود که تاریخ ایران را در قاب دوربین زنده میکرد. او در کارنامهٔ خود به زندگی و زمانهٔ شخصیتهای برجستهای از هنر و سیاست پرداخته بود؛ از هنرمندانی چون کمالالملک گرفته تا رجال سیاسی مانند امیرکبیر و ستارخان. اما در میان آثار او، سریال «سلطان صاحبقران» که در سال ۱۳۵۴ از تلویزیون پخش شد، جایگاه ویژهای دارد؛ اثری که با نگاه کنایهآمیز و انتقادی، مناسبات قدرت و وابستگیهای درباری در زمان حکومت ناصرالدینشاه را به نمایش میگذارد.
در یکی از سکانسهای ماندگار این مجموعه، جلسهای میان درباریان برای برگزاری جشن پنجاهمین سال سلطنت ناصرالدینشاه برپا میشود. اما فضای این نشست بهجای شکوهٔ سلطنت، صحنهای از جدال و کشمکش سیاسی است. هر یک از درباریان، بیپروا وابستگی خود را به سفارتخانهای بیگانه — روس، انگلیس یا فرانسه — آشکار میکنند و بیوقفه از منافع آن دولت دفاع میکنند. صدای مشاجره بالا میگیرد تا آنجا که وزیر تشریفات، از شدت شرم و خشم، فریاد برمیآورد:«آقایان! این قضیهٔ وابستگی به دولتهای بیگانه دیگر ریشش درآمده... قدری خوددار باشید، بیآبرویی هم حدی دارد!»برای شخصیتی به بزرگی امیرکبیر، آثار سینمایی و تلویزیونی متعددی ساخته شده است، اما سریالی که بیش از همه در دل مخاطبان نشست، «امیرکبیر» به کارگردانی سعید نیکپور در سال ۱۳۶۴ بود. در یکی از سکانسهای ماندگار این سریال، وقتی ناصرالدینشاه از امیرکبیر میپرسد، «ایران به چه احتیاج دارد؟» او پاسخ میدهد: «به من.»
دانشمندان ایرانی که بخش مهمی از دستاوردهای علمی جهان مرهون تلاشهای آنان است، همواره موضوع آثاری سینمایی و تلویزیونی ایران بودهاند. سریال «نردبام آسمان»، سرگذشت غیاثالدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته، منجم، کاشف عدد پی و فیلسوف مسلمان قرن نهم هجری، را روایت میکند. این روایت در دو مرحلهٔ کودکی و نوجوانی و بزرگسالی، در دوران زمامداری مغولها در ایران ارائه میشود. دانشمندی که عمدهٔ شهرت خود را به سبب محاسبهٔ عدد پی به دست آورده است. او در دوران حملهٔ تیمور به ایران رشد کرد و سرانجام به دست همان دودمان، به دستورِ الخبیگ، به قتل رسید. این سریال در سال ۱۳۸۸ به کارگردانی محمدحسین لطیفی از شبکهٔ یک سیما پخش شد و توانست زندگی علمی و تاریخی این دانشمند ایرانی را با دقت تاریخی و نمایشی بازآفرینی کند.
سریال «بوعلی سینا» یکی از آثار تلویزیونی پس از انقلاب است که به معرفی شخصیت برجستهٔ ایرانی، شیخالرئیس بوعلی سینا، حکیم، فیلسوف و شاعر نامدار، پرداخته است. این سریال به کارگردانی کیهان رهگذر و با بازی امین تارخ در نقش بوعلی سینا، در سال ۱۳۶۴ ساخته شد و تلاش کرده است تصویری ملموس از زندگی و دستاوردهای این دانشمند ایرانی ارائه دهد.
آوازهٔ هنر و هنرمندان ایرانی همواره زبانزد جهانیان بوده است. آوازهای که فیلمسازان نیز از آن غافل نبودهاند و زندگی چند تن از هنرمندان برجستهٔ کشور را در قالب فیلم برای مخاطب به نمایش گذاشتهاند. برای نمونه، سریال «شهریار» به کارگردانی کمال تبریزی، زندگی سید محمدحسین بهجت تبریزی، شاعر و عارف معاصر، را به تصویر کشیده است. دیوان اشعار شهریار به دلیل اهمیتش در ادبیات معاصر ایران، گاه به عنوان «حافظِ قرن معاصر» شناخته میشود. سکانس ماندگار این فیلم، لحظهای است که شهریار به محضر حضرت علی (ع) میرسد و شعر مشهور «علی ای همای رحمت» را در پیشگاه شریف ایشان دکلمه میکند.از سوی دیگر، زندگی کمالالملک، نقاش چیرهدست ایرانی، توسط مرحوم علی حاتمی در فیلمی سینمایی به تصویر کشیده شده است. در این اثر، مرحوم جمشید مشایخی نقش کمالالملک را ایفا کرده و فیلم در سال ۱۳۶۲ ساخته شده است.
ژانر جنگی در ایران، تحت تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی پس از انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، به سبکی تبدیل شد که شاخهای مستقل به نام فیلمها و سریالهای دفاع مقدس را شکل داد. ژانری که صرفاً به روایت نبردهای نظامی اکتفا نمیکند، بلکه در پی آن است که روحیهٔ خاص مقاومت، ایثار و همبستگی ملی را، در پرتو فضایی معنوی و دینی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و ایرانیت و مذهب را به هم پیوند داده است، نمایش دهد.
فیلمها و سریالهایی که اغلب بر محور شخصیتهای واقعیِ قهرمان در دفاع مقدس شکل گرفتهاند. از نمونههای شاخص این سبک میتوان به آثاری چون «آژانس شیشهای»، «غریب»، «ایستاده در غبار» و «موقعیت مهدی» اشاره کرد.#ایران_قوی#زانو_میزنید#علی_حاتمیاخبار هنری را میتوانید از طریق صفحه هنر و رسانه فارس دنبال کنید. 22:00 - 19 آبان 1404