منظومهای فراتر از سیاستورزی
سید علی خامنهای طاب ثراه را نمیتوان در یک عرصه خاص، حتی عرصه سیاست، خلاصه کرد. سیاست در منظومه فکری و عملی ایشان، حلقهای از یک زنجیره بزرگتر است که از ایمان، معرفت، اجتهاد و خودسازی آغاز میشود و به فرهنگ، علم، اقتصاد، عدالت، مردمداری، حکمرانی، امنیت، مقاومت، روابط بینالملل و در نهایت تمدنسازی امتداد مییابد.دراین نگاه، «سلوک انقلابی» بیش از آنکه مجموعهای از مواضع سیاسی باشد، یک شیوه زیست مؤمنانه ومسئولانه برای تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی است؛ شیوهای که در آن ایمان از عمل جدا نیست، آرمان از واقعیت گسسته نمیشود، معنویت از مسئولیت اجتماعی فاصله نمیگیرد و قدرت سیاسی در خدمت عدالت، استقلال، پیشرفت و کرامت انسان قرار میگیرد.بر همین اساس، سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه را میتوان دستکم در عرصههای اساسی زیر مورد توجه قرار داد:۱. بُعد حوزوی و اجتهادی؛ پیوند فقاهت با مسئله حکومت و جامعهنخستین پایه سلوک انقلابی را باید در شخصیت حوزوی و اجتهادی امام شهید طاب ثراه جستوجو کرد. انقلاب اسلامی بدون پشتوانه معرفتی و فقهی نمیتواند از مرحله شور انقلابی به مرحله نظامسازی و تمدنسازی عبور کند.در این نگاه، فقه صرفاً مجموعهای از احکام فردی نیست؛ بلکه هنگامی که جامعه و حکومت اسلامی شکل میگیرد، فقه باید بتواند با مسائل پیچیده حکومت، اقتصاد، فرهنگ، سیاست، روابط بینالملل، امنیت، فناوری و مسائل نوپدید مواجه شود. ازاینرو، یکی از ویژگیهای مهم سلوک انقلابی، اجتهاد زنده و مسئلهمحور است؛ یعنی شناخت دقیق موضوع، فهم زمان و مکان، تشخیص مصالح عمومی، توجه به مقتضیات حکومت و تلاش برای استخراج راهحلهای دینی متناسب با مسائل واقعی جامعه.
در این رویکرد، یک مجتهدتاثیر گذار تنها پاسخدهنده به پرسشهای فردی نیست؛ بلکه باید بتواند نسبت میان «حکم»، «موضوع»، «مصلحت»، «نظام اجتماعی» و « رسالت انبیاء ورهبران الهی ؛ اهداف و ماموریت های دین » را در مسائل حکمرانی تشخیص دهد.بنابراین، بُعد حوزوی و اجتهادی در سلوک انقلابی، سرچشمهای برای فقه حکمرانی، فقه نظام، ولایت فقیه، نظامسازی اسلامی و پاسخگویی دینی به مسائل تمدنی است.۲. بُعد تحول علمی، فناوری و پژوهشی؛ تبدیل علم به قدرت و پیشرفت:در سلوک انقلابی، علم یک امر تجملی یا صرفاً دانشگاهی نیست؛ بلکه یکی از پایههای اقتدار ملی و تمدنی است.کشوری که در علم و فناوری وابسته باشد، حتی اگر از نظر سیاسی مستقل به نظر برسد، در عرصه واقعی قدرت با محدودیت مواجه خواهد بود. ازاینرو، توجه به علم، دانشگاه، پژوهش، فناوری و تربیت نیروی انسانی متخصص، بخشی از راهبرد استقلال و پیشرفت کشور است. در این نگاه، علم باید از مرحله تولید مقاله و دانش نظری عبور کند و به فناوری، محصول، ثروت، قدرت ملی و حل مسئله تبدیل شود.بنابراین سلوک علمی و فناورانه در این منظومه بر چند محور استوار است:اعتماد به ظرفیت جوانان و نخبگان؛ تقویت دانشگاه و پژوهش؛ حمایت از دانشبنیانها؛ توجه به فناوریهای راهبردی؛کاهش وابستگی علمی و فناورانه؛ پیوند میان علم، صنعت و نیازهای واقعی کشور؛ تبدیل سرمایه انسانی به سرمایه تمدنی. در چنین نگاهی، پیشرفت علمی فقط یک شاخص توسعه نیست؛ بلکه بخشی از جهاد استقلال و زمینهساز تمدنسازی است. ۳. بُعد معنوی و اخلاقی؛ قدرت برخاسته از خودسازیسلوک انقلابی اگر از معنویت جدا شود، به تدریج میتواند به قدرتطلبی، منفعتجویی و سیاستورزی صرف تبدیل شود.
ازاینرو، یکی از ارکان اساسی سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه، خودسازی و تقوای فردی ونورانیت دل ایشان است. مسئولیت عمومی بدون مراقبت اخلاقی، میتواند انسان را گرفتار آفات قدرت کند. در این منظومه، عبادت، توکل، اخلاص، صبر، شجاعت، استقامت، سادهزیستی، پرهیز از دنیاطلبی و احساس مسئولیت در برابر خداوند، صرفاً فضایل شخصی نیستند؛ بلکه عناصر سازنده شخصیت مدیر و رهبر انقلابیاند.انسانی که خود را در برابر خداوند مسئول میداند، قدرت را ملک شخصی خود تلقی نمیکند؛ بلکه آن را امانت و مسئولیت میبیند. از همینجا پیوند مهمی میان «معنویت» و «حکمرانی» شکل میگیرد: هرچه مسئولیت عمومی بزرگتر باشد، نیاز به تقوا و مراقبت اخلاقی نیز بیشتر است.۴. بُعد فرهنگی و هنری؛ فرهنگ بهمثابه روح انقلابانقلاب اسلامی صرفاً برای تغییر ساختار سیاسی پدید نیامد؛ بلکه در پی تحول انسان و جامعه بود. ازاینرو، فرهنگ در آن یک امر حاشیهای نیست؛ بلکه روح حرکت اجتماعی و تمدنی است. سلوک فرهنگی انقلابی، یعنی توجه همزمان به ایمان، هویت، تاریخ، زبان، ادبیات، هنر، خانواده، سبک زندگی، رسانه، کتاب و نظام تربیتی.در این نگاه، فرهنگ باید بتواند:هویت ایجاد کند، امید بیافریند، انسان تربیت کند، روحیه مسئولیتپذیری بسازد و جامعه را برای پیشرفت آماده کند.از همین رو، هنر و ادبیات نیز صرفاً ابزار سرگرمی تلقی نمیشوند. هنر میتواند ارزشها، تجربه تاریخی، رنج ملتها، مقاومت، امید و آرمانهای انسانی را به زبان اثرگذار به جامعه منتقل کند. بنابراین، سلوک فرهنگی انقلابی امام شهید طاب ثراه بر این اساس، در پی ساختن انسان و جامعهای با هویت، امید، مسئولیت و آرمان است.
۵. بُعد اجتماعی؛ مردم نه مخاطب،بلکه صاحب نقش:یکی از بنیادیترین ابعاد سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه، نوع نگاه به مردم است. در الگوی مردمسالاری دینی، که مورد تاکید ایشان است. مردم صرفاً رأیدهنده در مقاطع انتخاباتی نیستند؛ بلکه در اصلِ شکلگیری، استمرار و پیشرفت نظام سیاسی دارای نقشاند.مردم در این منظومه صاحب حق، صاحب نقش، صاحب مسئولیت و صاحب ظرفیتاند. ازاینرو، ارتباط با مردم نباید به مناسبتهای انتخاباتی محدود شود. مسئله اصلی، ایجاد مشارکت واقعی مردم در حل مسائل کشور، فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و سیاسی است.این نگاه، اهمیت جوانان، خانوادهها، نخبگان، گروههای جهادی، تشکلهای مردمی و سرمایه اجتماعی را برجسته میکند. در نتیجه، سلوک اجتماعی انقلابی امام شهید طاب ثراه بر این اصل استوار است که هیچ تحول پایدار ملی بدون مشارکت فعال مردم تحقق نمییابد. ۶. بُعد اقتصادی؛ استقلال، تولید، عدالت و صیانت از ثروت ملیاقتصاد در سلوک انقلابی صرفاً مسئله درآمد و هزینه دولت نیست؛ بلکه با استقلال سیاسی، عدالت اجتماعی، قدرت ملی و آینده کشور ارتباط مستقیم دارد.اقتصاد وابسته، زمینه وابستگی سیاسی ایجاد میکند و اقتصادی که منابع عمومی را بدون بهرهوری مصرف کند، سرمایه نسلهای آینده را از بین میبرد. ازاینرو، اقتصاد مطلوب در این چارچوب باید بر تولید، بهرهوری،نوآوری، عدالت، کارآفرینی، استقلال و صیانت از منابع ملی استوار باشد. در این نگاه، نفت، گاز، معادن، زمین، آب، انرژی و سایر منابع راهبردی، صرفاً کالاهای قابل فروش نیستند؛ بلکه بخشی از ثروت ملی و امانت نسلهای امروز و آیندهاند.
این نگاه با مفهوم اقتصاد مقاومتی واقتصاد دانش بنیان که موردتاکید امام شهید طاب ثراه است و با «حکمرانی مردمی در ثروت ملی» نیز پیوند پیدا میکند: دولت باید نسبت به ثروت عمومی نقش امانی داشته باشد و مردم باید در تولید، بهرهبرداری، نظارت و برخورداری عادلانه از ثروت ملی دارای نقش باشند.۷. بُعد سیاسی؛ آرمانگرایی واقعبینانه:سیاست در سلوک انقلابی، میدان تحقق آرمانها در جهان واقعی است. از یک سو، سیاست نباید آرمانهای انقلاب را قربانی محاسبات کوتاهمدت کند؛ و از سوی دیگر، آرمانگرایی نباید به بیتوجهی به واقعیتها، امکانات، تهدیدها و ظرفیتهای کشور منجر شود. از اینجا مفهوم آرمانگرایی واقعبینانه اهمیت پیدا میکند:آرمان مقصد است و واقعیت، نقطه آغاز حرکت.در این چارچوب، استقلال، عزت، آزادی، عدالت، مردمسالاری دینی و مقابله با سلطه، اصولی هستند که سیاست باید در خدمت آنها باشد.در عین حال، تصمیم سیاسی نیازمند شناخت دقیق شرایط، اولویتبندی، زمانشناسی، عقلانیت، محاسبه هزینه و فایده و شناخت تواناییهای خود و طرف مقابل است.بنابراین، سلوک سیاسی انقلابی امام شهید طاب ثراه را میتوان ترکیبی از اصولگرایی، عقلانیت، شجاعت، انعطاف تاکتیکی و ثبات راهبردی دانست.۸. بُعد مدیریتی و حکمرانی؛ تبدیل آرمان به نظام اقدامبسیاری از جنبشها در مرحله آرمانخواهی قدرتمندند، اما در مرحله مدیریت و حکمرانی با مشکل مواجه میشوند.
یکی از تفاوتهای اساسی سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه با صرف شعار انقلابی، توانایی تبدیل ارزشها و آرمانها به نهاد، سیاست، برنامه، قانون، تصمیم و اقدام اجرایی است. در این چارچوب، مدیریت مطلوب مورد تاکید امام شهید طاب ثراه براساس سلوک انقلابی ایشان باید مدیریت مسئلهمحور، نتیجهگرا، عدالتمحور، مردمپایه، دانشبنیان، شفاف، پاسخگو، آیندهنگر و یادگیرنده باشد. مدیر انقلابی نباید صرفاً حافظ وضع موجود باشد؛ بلکه باید بتواند مسئله را درست تشخیص دهد. اولویتها را مشخص کند، ظرفیتها را بسیج کند، تصمیم بگیرد، نتیجه را ارزیابی کند، خطا را بپذیرد، اصلاح کند و مسیر تحول را ادامه دهد. در این نگاه یکی از مهمترین پیامهای سلوک انقلابی امام شهیدمان طاب ثراه، گذار از مدیریت روزمره به حکمرانی تحولگرا است.۹. بُعد امنیتی و دفاعی؛ استقلال بدون قدرت دفاعی پایدار نیستتجربه تاریخی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که استقلال سیاسی بدون قدرت دفاعی و بازدارندگی پایدار، در برابر فشار قدرتهای بزرگ آسیبپذیر خواهد بود. در سلوک انقلابی امام شهیدمان طاب ثراه، امنیت تنها به معنای حفظ مرزها نیست؛ بلکه شامل امنیت ملی، امنیت اقتصادی، امنیت انرژی، امنیت غذایی، امنیت علمی، امنیت سایبری، امنیت اجتماعی و امنیت فرهنگی نیز میشود. ازاینرو، قدرت دفاعی باید با دانش، فناوری، سازماندهی، نیروی انسانی، آمادگی، اطلاعات و قدرت بازدارندگی پیوند بخورد. اصل مهم این است که قدرت دفاعی برای جنگطلبی نیست؛ برای جلوگیری از تحمیل جنگ و حفظ استقلال و امنیت کشور است. در این نگاه، خودکفایی راهبردی و توان بازدارندگی، بخشی از سلوک استقلالطلبانه انقلاب اسلامی محسوب میشود.
۱۰. بُعد عدالت، پیشرفت و مبارزه با فساد؛ سه ضلع حکمرانی مطلوبعدالت بدون پیشرفت ممکن است به توزیع فقر منجر شود و پیشرفت بدون عدالت میتواند شکاف اجتماعی و تبعیض ایجاد کند. ازاینرو، عدالت و پیشرفت باید در کنار یکدیگر دیده شوند. عدالت در این منظومه صرفاً عدالت قضایی نیست؛ بلکه شامل عدالت اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، منطقهای، سیاسی، اداری و فرصتهای برابر برای رشد انسانهاست. مبارزه با فساد نیز نباید صرفاً برخورد با چند فرد متخلف تلقی شود. مبارزه پایدار با فساد نیازمند اصلاح ساختارها، شفافیت، تعارض منافع، نظارت مؤثر، پاسخگویی، حذف رانت و اصلاح فرآیندهای تصمیمگیری است.بنابراین، سلوک عدالتمحور باید از اخلاق فردی آغاز شود، در ساختارهای حکمرانی استمرار پیدا کند و در نهایت به عدالت در فرصت، قدرت، ثروت و امکان رشد منجر شود.۱۱. بُعد مقاومت و جهاد؛ تبدیل تهدید به ظرفیت تاریخی:مقاومت در سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه صرفاً یک واکنش نظامی نیست؛ بلکه یک منطق فکری و راهبردی است.این منطق بر این باور استوار است که ملتها مانند ملت بزرگ ایران قادرند که در برابر سلطه، تحقیر و تحمیل ایستادگی کنند و سرنوشت خود را با اتکا به ایمان، اراده، سازماندهی و توان داخلی تعیین نمایند. مفهوم جهاد نیز در این چارچوب تنها به میدان نظامی محدود نمیشود؛ بلکه جهادتمدنی در همه ابعاد علمی، فرهنگی، اقتصادی، تبیینی، سازندگی و خدمترسانی را نیز دربرمیگیرد. با این دید، مقاومت هنگامی پایدار میشود که از یک واکنش احساسی به راهبرد عقلانی، سازمانیافته و بلندمدت تبدیل گردد.
سلوک انقلابی.اما شهیدمان طاب ثراه در این عرصه، بر شجاعت، صبر، امید، هزینهپذیری، اعتماد به وعدههای الهی و در عین حال محاسبه دقیق واقعیتهای میدان استوار است.۱۲. بُعد روابط بینالملل و تمدنسازی؛ از استقلال ملی تا افق جهانی: سلوک انقلابی امام شهید طاب ثراه در این زمینه نگاه به جهان و آینده تمدنی اسلام است. در این چارچوب، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک دولت ملی نیست؛ بلکه نظامی است که برای خود رسالتی فراتر از مرزهای جغرافیایی قائل است؛ البته این امر به معنای نفی استقلال ملتها یا دخالت در امور دیگران نیست.اصل اساسی در روابط بینالملل، در سلوک انقلابی امام شهیدمان طاب ثراه عزت، حکمت و مصلحت است؛ یعنی حفظ استقلال و کرامت، شناخت دقیق واقعیتهای جهان و اتخاذ تصمیم متناسب با منافع و آرمانهای کشور.در این نگاه، جهان اسلام، ملتهای مستقل، مستضعفان و جبهه مقاومت، بخشی از محیط راهبردی انقلاب اسلامی محسوب میشوند اما افق نهایی، صرفاً کسب قدرت سیاسی نیست؛ بلکه تمدنسازی است: ساختن جامعهای که در آن ایمان، علم، عدالت، پیشرفت، اخلاق، آزادی، کرامت و قدرت در یک منظومه هماهنگ قرار گیرند. تمدنسازی در این رویکرد ، پروژهای کوتاهمدت نیست؛ بلکه فرآیندی تاریخی و بیننسلی است که نیازمند تربیت انسان، تولید علم، ساخت نهاد، اصلاح حکمرانی، پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و شکلگیری الگوی موفق زندگی اجتماعی است. وحدت و پیوستگی منظومه ای ابعاد سلوک انقلابی امام شهید این ابعاد را نباید جدا از یکدیگر تصور کرد. ارزش اصلی آنها زمانی آشکار میشود که ارتباط درونی آنها فهم شود. اجتهاد، مبنای معرفتی حرکت را فراهم میکند؛ معنویت، جهت الهی آن را حفظ میکند؛
علم، توان تحقق آن را افزایش میدهد؛فرهنگ، هویت و روح آن را میسازد؛مردم، حاملان اجتماعی آن هستند؛اقتصاد، منابع و ظرفیت مادی حرکترا تأمین میکند؛ سیاست، مسیر قدرت و تصمیم را مشخص میسازد؛ حکمرانی، آرمان را به فرآیند و اقدام تبدیل میکند؛قدرت دفاعی، از استقلال و امنیت آن صیانت میکند. عدالت، جهت اجتماعی آن را تضمین میکند؛ مقاومت و جهاد، قدرت ایستادگی و استمرار آن را فراهم میآورد و روابط بینالملل و تمدنسازی، افق تاریخی و جهانی آن را شکل میدهد. بنابراین، سلوک انقلابی امام شهیدمان طاب ثراه را میتوان چنین خلاصه کرد.از ایمان آغاز میشود، با معرفت و اجتهاد عمق مییابد، با خودسازی استوار میشود، با علم توانمند میگردد، با فرهنگ هویت مییابد، با مردم به حرکت اجتماعی تبدیل میشود، با اقتصاد و مدیریت امکان تحقق پیدا میکند، با سیاست و قدرت از استقلال صیانت میکند، با عدالت سرمایه اجتماعی خود را تعمیق میبخشد، با مقاومت استمرار مییابد و در افق تمدنسازی به آینده پیوند میخورد. ازاینرو، مطالعه سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سید علی خامنهای طاب ثراه، مطالعه مجموعهای از مواضع و تصمیمهای سیاسی نیست؛ بلکه مطالعه یک منظومه انسانساز، جامعهساز، دولتساز و تمدنساز است.منظومه ای ازاین ابعاد به هم پیوسته بهعنوان میراث سلوکی، اصول حکمرانی و سرمایه تمدنی امام شهید سید علی خامنه ای طاب ثراه باید حفظ، تکمیل و به نسل آینده منتقل شود.عباس کعبی۱۴۰۵/۶/۹
11:25 - 9 شهریور 1405