سلوک انقلابی از کجا آغاز می‌شود؟

توحید؛ نقطه آغاز تحول انسان، جامعه و حکمرانیانقلاب، پیش از آنکه در خیابان، سیاست و ساختار قدرت اتفاق بیفتد، در نگاه انسان به خود ؛ خدا، ، جامعه و جهان آغاز می‌شود. از همین رو، برای فهم سلوک انقلابی امام مجاهد شهید سیدعلی خامنه‌ای طاب‌ثراه، نمی‌توان از مواضع سیاسی، تصمیم‌های مدیریتی یا حوادث تاریخی آغاز کرد؛ نقطه آغاز را باید در مبانی توحیدی جست‌وجو کرد.سلوک انقلابی، در عمیق‌ترین معنای خود، نوعی زیست مؤمنانه و مسئولانه برای تحقق حق، عدالت و اهداف الهی در عرصه فرد و جامعه است. چنین سلوکی زمانی شکل می‌گیرد که توحید از سطح یک اعتقاد ذهنی فراتر رود و به منطق زندگی، تصمیم، سیاست، مدیریت و حکمرانی تبدیل شود.توحید؛ فقط یک باور اعتقادی نیست توحید در نگاه قرآن، صرفاً این نیست که انسان باور داشته باشد خداوند یکی است؛ بلکه توحید باید در نسبت انسان با قدرت، ثروت، دنیا، شهرت، انسان‌های دیگر و ساختارهای اجتماعی نیز اثر بگذارد.وقتی انسان خداوند را مالک و حاکم حقیقی عالم می‌داند، قدرت مادی راپوشالی می بیند، هیچ قدرت زمینی را مطلق نمی‌بیند و توحید با آزادی پیوند می‌خورد؛انسانی که در برابر خداوند سر فرود می‌آورد، نباید در برابر قدرت‌های طاغوتی و سلطه‌گران سر تسلیم فرود آورد.
قرآن کریم می‌فرماید:اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ«خداوند ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ آنان را از تاریکی‌ها به سوی نور بیرون می‌برد.»(بقره، ۲۵۷)در این آیه، ولایت الهی با حرکت از ظلمت به نور همراه شده است. بنابراین ولایت الهی، انسان را از اسارت و انفعال خارج و به سوی آگاهی، آزادی و مسئولیت هدایت می‌کند. درنگاه توحیدی ، نخستین ویژگی انسان انقلابی، آزادگی توحیدی است. توحید و نفی سلطهدرنگاه توحیدی ؛خداوند مالک حقیقی قدرت است، هیچ انسان، دولت، قدرت اقتصادی یا نظام بین‌المللی نمی‌تواند مالک سرنوشت ملت‌ها باشد. همین نگاه یکی از ریشه‌های قرآنی استکبارستیزی و استقلال‌طلبی است. قرآن، یکی از اهداف رسالت پیامبران را آزادسازی انسان از سلطه طاغوت معرفی می‌کند:وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ«و ما در میان هر امتی پیامبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.»(نحل، ۳۶)این آیه، یک رابطه مهم را نشان می‌دهد:عبودیت خدا< نفی طاغوت< آزادگی < استقلالبنابراین، استقلال سیاسی و مقاومت در برابر سلطه ؛ ریشه در نگاه توحیدی به انسان و قدرت دارند. در این چارچوب، مقاومت در برابر سلطه خارجی، هنگامی معنا پیدا می‌کند که ملت، حق تعیین سرنوشت خویش را به رسمیت بشناسد و اجازه ندهد قدرت‌های بیرونی برای او تصمیم بگیرند.توحید و مسئولیت انسان:توحید تنها انسان را از سلطه دیگران آزاد نمی‌کند؛ او را در برابر مسئولیت خویش نیز قرار می‌دهد. انسان مؤمن نمی‌تواند همه امور را به تقدیر نسبت دهد و خود را از مسئولیت اجتماعی کنار بکشد.
قرآن می‌فرماید:إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.»(رعد، ۱۱)این آیه، یکی از مهم‌ترین پایه‌های تفکر تحول‌خواه است.در این منطق، جامعه منتظر تغییر بیرونی نمی‌ماند؛ بلکه تغییر را از خود آغاز می‌کند.از همین‌جا می‌توان یک زنجیره مهم را استخراج کرد:ایمان < خودسازی < مسئولیت <اقدام < تغییر اجتماعی <ساخت آیندهبنابراین، سلوک انقلابی پیش از آنکه از «تغییر دیگران» آغاز شود، از تغییر خویشتن آغاز می‌شود.این نکته در نسبت با «گام دوم انقلاب» نیز اهمیت ویژه دارد؛ زیرا خودسازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی در یک مسیر به هم پیوند می‌خورند. اگر قدرت از آن خداست و انسان در برابر خداوند مسئول است، کسب قدرت سیاسی نیز نمی‌تواند هدف نهایی باشد. قدرت در نگاه توحیدی، وسیله‌ای برای تحقق حق، عدالت و مصالح عمومی است.قرآن هدف اجتماعی رسالت پیامبران را چنین بیان می‌کند: لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ «تا مردم به عدالت قیام کنند.»(حدید، ۲۵)نکته قابل توجه در این آیه، تعبیر «قیام مردم» است. عدالت صرفاً محصول تصمیم حکومت نیست؛ مردم نیز باید در تحقق آن نقش داشته باشند.درنگاه توحیدی منطق حکمرانی به گونه ای است که در آنقدرت، امانت است. مردم، صاحب حق‌اند؛حکومت، مسئول است؛ عدالت، معیار است و مشارکت مردم، سازوکار تحقق اجتماعی اهداف است. این نگاه، زمینه حکمرانی مردمیِ ولایت‌محور را فراهم می‌کند.
توحید و امانت در قدرتیکی از مهم‌ترین پیامدهای توحیدی در حکمرانی، تغییر نگاه به قدرت است.قدرت اگر ملک شخصی یا امتیاز گروهی تلقی شود، زمینه فساد، تبعیض و استبداد فراهم می‌شود؛ اما اگر قدرت امانت الهی و مسئولیت عمومی تلقی شود، صاحب قدرت باید همواره پاسخ‌گوی نحوه استفاده از آن باشد.قرآن کریم می‌فرماید:إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ«خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید.»(نساء، ۵۸)در اینجا دو مفهوم در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند:امانت و عدالت.این دو مفهوم می‌توانند دو ستون اساسی حکمرانی ولائی مردم پایه است.درنگاه توحیدی «ولی فقیه» امین شرعی ومردمی است. الامناء على حلاله وحرامه . برداشت مالکانه از قدرت هرگز با نگاه توحیدی سازگار نیست.. حاکم، مدیر و مسئول است. مالک جامعه و منابع عمومی نیست، در برابر خداوند و مردم مسئول حفظ و اداره آنهاست.این مبنا در حوزه ثروت ملی نیز پیامد مستقیم دارد:ثروت عمومی، ملک شخصی دولت نیست؛ امانتی متعلق به جامعه و نسل‌های آینده است. در نتیجه، میان «سلوک انقلابی» و «حکمرانی مردمی در ثروت ملی» پیوند برقرار می‌شود.توحید؛ ریشه مردم‌باوریدر نگاه توحیدی، کرامت انسان از آنجا ناشی می‌شود که انسان مخلوق خداوند و برخوردار از ظرفیت‌های الهی است. ازاین‌رو، مردم نباید صرفاً به عنوان «توده اجتماعی» یا «مخاطب سیاست‌های حکومت» دیده شوند. مردم صاحب کرامت، دارای اختیار، مسئول، دارای ظرفیت و شریک در ساخت آینده جامعه‌اند.
بنابراین، مردم‌باوری واقعی به معنای اعتماد به ظرفیت مردم و فراهم‌کردن امکان رشد، یادگیری، توانمندسازی، مشارکت و مسئولیت‌پذیری آنان است.اینجا زنجیره‌ای که در منظومه سلوک انقلابی اهمیت دارد شکل می‌گیرد:انسان < کرامت < ظرفیت < تربیت< < رشد < توانمندی < اختیار < مسئولیت < مشارکت < تمدن‌سازیاین نگاه، مردم را از «مصرف‌کننده خدمات» به عنصر فعال حکمرانی و تمدن‌سازی تبدیل می‌کند.توحید و تمدن‌سازی؛اگر توحید فقط در حوزه فردی باقی بماند، بخش مهمی از ظرفیت اجتماعی آن نادیده گرفته شده است.توحید باید در علم، اقتصاد، فرهنگ، هنر ؛ عدالت، سیاست، خانواده، آموزش، فناوری، محیط زیست و حکمرانی نیز آثار خود را نشان دهد. تمدن اسلامی در نهایت زمانی شکل می‌گیرد که ارزش‌های توحیدی در ساختار زندگی اجتماعی و نظامات مختلف جامعه تجسم پیدا کنند.از این منظر، تمدن‌سازی یک پروژه صرفاً اقتصادی یا سیاسی نیست؛ بلکه فرآیندی است که از انسان موحد و مسئول آغاز می‌شود و به جامعه عادل، مقتدر، دانش‌بنیان، اخلاقی و آزاد می‌رسد.پس می‌توان گفت:توحید، نقطه آغاز سلوک انقلابی و تمدن‌سازی، افق بلند آن است.درس راهبردی :هیچ تحول پایدار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بدون تحول در نگاه انسان به قدرت، مسئولیت و آینده امکان‌پذیر نیست.جامعه‌ای که قدرت را هدف بداند، گرفتار قدرت‌طلبی می‌شود؛ جامعه‌ای که ثروت را هدف بداند، گرفتار دنیاطلبی می‌شود؛ جامعه‌ای که آزادی را بدون مسئولیت بخواهد، گرفتار فردگرایی می‌شود؛ و جامعه‌ای که مقاومت را بدون پیشرفت دنبال کند، ممکن است در چرخه دفاع دائمی باقی بماند.
اما در منطق توحیدی:قدرت برای عدالت است؛ثروت برای رشد است؛علم برای خدمت است؛آزادی برای مسئولیت است؛مقاومت برای استقلال و پیشرفت است؛و حکومت برای خدمت به انسان و تحقق عدالت است.این همان نقطه‌ای است که توحید از یک اصل اعتقادی به یک منطق حکمرانی تبدیل می‌شود. سلوک انقلابی از میدان سیاست آغاز نمی‌شود، از جهان‌بینی آغاز می‌شود و در رأس این جهان‌بینی، توحید قرار دارد.توحید، انسان را از بندگی قدرت‌های غیرالهی آزاد می‌کند؛ او را مسئول سرنوشت خویش می‌سازد؛ قدرت را امانت می‌داند؛ عدالت را غایت اجتماعی قرار می‌دهد؛ مردم را صاحب نقش می‌شناسد؛ مقاومت را به استقلال پیوند می‌دهد و در نهایت، حرکت جامعه را به سوی ساخت آینده و تمدن الهی جهت می‌دهد.در نگاه توحیدی زیر ساخت سلوک انقلابی چنین است. «انسانِ موحد، آزاد از سلطه غیرخدا،مسئول در برابر خدا و مردم، و مجاهد در مسیر تحقق حق و عدالت است.»سلوک انقلابی از توحید آغاز می‌شود؛ در مسئولیت و عدالت اجتماعی تحقق می‌یابد؛ با مردم و ولایت استمرار پیدا می‌کند؛ و در تمدن‌سازی به افق خود می‌رسد.رهایی از زنجیره اطاعت غیر خدا:امام مجاهد شهید سید علی خامنه ای طاب ثراه ؛ در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۳ در مسجد امام حسن علیه‌السلام مشهد جلساتی با عنوان «طرح کلی اندیشه‌ اسلامی در قرآن» داشته‌اند و طی آن به «تبیین پایه‌های تفکر اسلامی» بر مبنای آیات قرآن پرداخته‌اند. ایشان با اشاره به اهمیت این مباحث گفته‌اند: «این جلسات، پایه‌های فکری برای ایجاد یک نظام اسلامی است.» ۸۱/۴/۴ درکتاب (روح توحید نفی عبودیت غیرخدا)تاكيد می نمایند که تمامی هدف انیبا هم این بوده است که «زنجیره اطاعت غیر خدا را از دست و گردن انسانها باز کنند.»عباس کعبی ۱۴۰۵/۵/۲۷
17:02 - 27 مرداد 1405

4 بازنشر3 واکنش
25٫4k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌سعید شعبانی‌
@SAEEDSHABANITABAR1 ساعت پیش
در پاسخ به
مشکل ما در سطح کلان این است که مدیران نگاهِ انقلابیِ پویا ندارند و با یک روحیه‌ی جهادیِ فرسوده فقط شعار میدهند، نمونه عیان آن اقای پزشکیان است که فقط حرف میزند قران میخواهند و از نهج البلاغه میگوید اما در عمل رفتارش انقلابی نیست و مدان از جهاد های گذشته میگوید دقیقا ان زمان که مقداری انقلابی بود �…نمایش بیشتر
تصویر نمایه‌ی ‌سعید شعبانی‌
سعید شعبانی

@SAEEDSHABANITABAR  •  4 ساعت پیش

پزشکیان؛ نقدِ ساختار میکند یا تکرارِ شعارهای بی عمل؟

پزشکیان، «اداره‌ی کُند» و «ذهن‌های بسته» را مانعِ پیشرفت می‌داند، اما نسخه‌ی «روحیه‌ی جهادی» را می‌پیچد؛ غافل از آنکه همین گفتمان، سال‌هاست با شعار، ساختار را نجات نداده، بلکه بر پیچیدگی‌هایش افزوده است. او میانِ «نگاهِ انقلابیِ پویا» و «روحیه‌ی جهادیِ فرسوده» تمایزی قائل نمی‌شود؛ در حالی که اصلاح، …
نمایش بیشتر