سلام بر خیابان، بر پادگان بزرگ ایران!

روزی دوکوهه خانه و میخانه عشق بود و حالا خیابان منزل و مأوای عشاق شده، روزگاری صبحگاهان عطر صفا داشت و حالا شبانگاهان رنگ وفا به خود گرفته است.
خبرگزاری فارس ـ کرمان، آن روزها که خبری از جنگ دوم و سوم نبود، همه تصویرمان از روزهای دفاع مقدس، پیراهن‌های خاکی بود که سمت چپ آن عکسی از امام به چشم می‌خورد.بیشتر آن را در فیلم‌ها دیده بودیم، یا از نوشته‌های داخل کتاب‌ها تصویر ساخته بودیم. همه فکرمان از تجهیزات جنگ، همان چند اسلحه و خمپاره و نارنجک بود، اگر هم خیلی می‌خواستند ابهت کار را بالا ببرند، تانک هم به صحنه اضافه می‌کردند.نویسندگان فیلم‌ها و روایتگران کتاب‌ها، وقتی می‌خواستند کلاسی از درس ایثار و وفا داشته باشند، آن را بعد از گذشتن از روی مین‌ها تعریف می‌کردند.جنگ دوم که شروع شد، فاصله سی و چند ساله بین آن را توی صورت‌مان کوبید، سرمان را از فیلم‌ها و کتاب‌ها بیرون آوردیم و دیدیم زورآزمایی شکل خودش را تغییر داده و حول محور علم و تکنولوژی می‌چرخد.صدای غرش موشک‌ها که بلند شد، خدا را از اعماق وجودمان شکر کردیم که اگرچه صدای رسانه نداشتیم اما پا به پای دنیا پیش آمده‌ایم.جنگ سوم هم همینطور، طبق وعده امام شهیدمان، در هر سطحی که زدند، در همان سطح پاسخ گرفتند و عقب نشستند.
اما آن چیزی که در هر ۳ جنگ مشترک بوده، میدان مبارزه است، اگرچه گستره آن تغییر کرده اما خاک، همان است و مردم، همان! جبهه همان و رزمنده همان ...روزی دوکوهه خانه و میخانه عشق بود و حالا خیابان منزل و مأوای عشاق شده، روزگاری صبحگاهان عطر صفا داشت و حالا شبانگاهان رنگ وفا به خود گرفته است.فاصله دو جنگ نشان داد وقتی پای دفاع از کشور وسط باشد، یگان ذوالفقار و گردان میثم و لشکر ثارالله از خیابان یارگیری می‌کنند و هر کسی با هر چهره و ظاهری لباس بسیجی می‌پوشد و رقص پرچم‌ مشق می‌کند.راز سه ماه حضور در میدان رزم همین است، عشق و تعهد به وطن، برای نود و دومین بار، سلام بر خیابان، بر پادگان بزرگ ایران!
22:05 - 10 خرداد 1405
حماسه و مقاومت

1 بازنشر2 واکنش
13٫4k بازدید