عطر نان در سفره‌ای به وسعت ایران

وقتی زن بلوچ تنور را آتش کرده بود و منتظر ایستاده تا هیزمش بسوزد و بتواند نانش را بپزد، همان دقایق، کافی بود تا فخر از چشم‌هایش بیرون بریزد و از افتخار شهرش در حوزه نان سخن بگوید.
خبرگزاری فارس ـ کرمان، در حوالی گلزار شهدای کرمان و در میان کوه‌های سر به فلک کشیده و درختان سر به آسمان ساییده، سفره‌ای پهن شده به وسعت ایران!جایی که آب و آرد، روی نقشه جا‌به‌جا می‌شود و در دست هر نماینده از استانی که قرار می‌گیرد، نان متفاوتی عرضه می‌شود که طعمش فرق می‌کند.با هر لقمه نانی به استانی سفر می‌کنی و در تاریخ و تمدنش غرق می‌شوی ...
نان ما در جشنواره اول، برتر شد وقتی زن بلوچ تنور را آتش کرده بود و منتظر ایستاده تا هیزمش بسوزد و بتواند نانش را بپزد، همان دقایق، کافی بود تا فخر از چشم‌هایش بیرون بریزد و از افتخار شهرش در حوزه نان سخن بگوید.می‌گفت: نان سیستان‌وبلوچستان در جشنواره اول کرمان، رتبه برتر را کسب کرد، باید منتظر ماند و دید امسال چه می‌شود.کیمیاگری با خمیرِ رقیق یزدی‌ها هم روی اجاق نان می‌پختند، خمیرشان رقیق بود، می‌ریختند روی تابه و همانجا پهنش می‌کردند، در کنار آن، نان مخصوص به خود را هم داشتند که شبیه روغن جوشی خودمان بود، با این تفاوت که کمی شیرینش می‌کردند.
خداوند برکت نان را در زندگی‌ام جاری کرده است نان بردسیر را اما نانوایش متفاوت کرده بود، وقتی داشتم از تنورش عکس می‌گرفتم، گفت: بیا از خودم عکس بگیر، این تنور چه دارد که رویش زوم کرده‌ای، می‌خندد و روی گونه‌اش چاله قشنگی شکل می‌گیرد.زهرا خانم شوخ‌طبع بود، می‌گفت: ۸ فرزند را با همین نانوایی بزرگ کردم، بدون داشتن همسری! سرپرست خانوار بودم، با اینکه بچه‌هایم بزرگ شده و شاید نیازی به کار نداشته باشم، اما هنوز هم به این شغل علاقه دارم، می‌پزم و می‌فروشم، خداوند هم برکتش را در زندگی‌ام جاری می‌کند، مثل سال‌های گذشته!
نان خاصِ اراکی‌هانان اراکی‌ها هم زیبا بود، کوچک و خوشمزه، شیرینی‌اش، مزه زندگی می‌داد، همینکه شلوغ و پر رفت‌وآمد بود، یعنی به مزاق کرمانی‌ها خوش آمده و طرز پختش هم برایشان هم فال بوده و هم تماشا که رهایش نمی‌کنند.نانی با طعم کدونان مازندرانی‌ها هم برایم جالب بود، آن را با کدو تنبل می‌پختند، رنگش طلایی بود، مثل غروب آفتاب در اواخر مهرماه! این نانِ جنوبی‌هاستبوشهری‌ها هم وقتی خمیر را به تنور می‌سپردند، کمی شکر روی آن می‌ریختند، نان که بیرون می‌آمد، شکرهای آب شده روی آن می‌درخشید، خیلی‌ها فکر می‌کردند، نان چربی است، اما با توضیحات نانوا ترغیب می‌شدند تا امتحانش کنند.
در جشنواره سوم، با نان‌های مختلفی آشنا شدیم، مثل نان اسفناج خراسان جنوبی‌ها، نان زنان عشایر در سیاه‌چادرها و بسیاری دیگر که انگار بهشت عطرش را به آنها هدیه داده بود.این جشنواره هم با استقبال بی‌نظیر مردم کرمان تمام شد و مثل جشنواره اول و دوم به خاطره‌ها پیوست، اما انتقادات جدی بر آن وارد بود که در گزارشی دیگر به آن خواهیم پرداخت.
18:50 - 25 مهر 1404
گردشگری

3 بازنشر2 واکنش
16٫7k بازدید