لشکر کاپشن‌صورتی‌ها در مسیر شهید قدس

این شهروند کرمانی سال گذشته و لحظه حادثه تروریستی کرمان، با ۴ فرزندش در گلزار شهدا و زیر خیمه نشسته بودند که بمب منفجر شد اما امسال هم دست هر ۴ کودک را گرفته و به دیدار حاج‌قاسم آمده است.
خبرگزاری فارس _کرمان: ستاره خانم ملایی از جیرفت آمده، از جنوب کرمان، متر به متر را با بچه کوچک طی کرده تا برای قدرشناسی از زحمات حاج‌قاسم، پنجمین سالگرد شهادتش را کنار مزارش باشد.پسرکش بی‌قراری می‌کند، به جای جدید عادت ندارد و صدای گریه‌اش بلند می‌شود، اما مادر صبورانه آرامش می‌کند، یاد سال گذشته افتادم و اتفاق تلخی که در یک چشم بر هم زدن، ده‌ها نفر را به زمین انداخت، جان‌هایی که به آسمان‌ها برد و در میان آنها کودکانی هم به معراج پر کشیدند.با خودم فکر کردم حضور بچه‌ها چه در مسیری که زیر پا گذاشتم و به گلزار رسیدم و چه در محوطه گلزار و حتی مهدیه مسجد نسبت به سال گذشته کمتر که نشده هیچ، پرشور تر و پررنگ‌تر هم هست.می‌خواستم با این مادر جوان هم‌صحبت بشوم، اما شرایطش واقعا سخت بود، باز دلم نیامد و دل را به دریا زدم و سوالاتم را پرسیدم.

شهادت از آرزوهای بزرگ من است

می‌گفت: محمدم ۴ ماه دارد، همه مشقت راه و سختی سفر را تحمل کردم که پسرم را با حاج قاسم آشنا کنم. دوست دارم در راه اسلام و در مسیر حاج‌قاسم بزرگ بشود و افتخار آفرین باشد.وی ادامه داد: از هیچ اتفاقی هیچ نگرانی و ترسی ندارم، اتفاقا به واقعه سال گذشته هم که فکر کردم، عزمم جزم‌تر شد، شاید ته دلم حتی به همین خاطر هم آمدم، شهادت لیاقت می‌خواهد و از آرزوهای بزرگ من است.

دوست دارم پسرم در راه اسلام قدم بردارد

دوست دارم پسرم در راه اسلام و همان راهی که کاپشن صورتی رفت قدم بردارد و در هر سنی که باشد جانش را برای خدا فدا کند.کمی آنطرف‌تر پسر جوانی یک دختر لباس صورتی روی پاهایش نشانده بود، به ظاهرش نمی‌خورد پدر باشد، روحیه خبرنگاری و حس کنجکاوی مرا سمت گوشه دنج مهدیه کشاند.

شهادت و جراحت در راه خدا توفیق شایسته‌ای است

زینب خانم ۱۵ ماهه تا مرا دید پیراهن برادرش را چنگ زد، اخم‌هایش را در هم فرو برد و در آغوش برادرش سنگر گرفت.برادرش می‌گوید: زینب فرزند پنجم خانواده ما است و امشب همگی به همراه پدر و مادر و خواهرانم به گلزار آمده‌ایم.او ادامه می‌دهد: سال گذشته توفیق نداشتیم در مراسم شرکت کنیم، خیلی ناراحت بودیم، امسال گفتیم حتما باید باشیم.این شهروند کرمانی با یادآوری اتفاق تلخ سال گذشته می‌گوید: قبل از آمدن به ماجرای سال ۱۴۰۲ فکر کردیم اما باز هم چیزی تغییر نکرد، شهادت و جراحت در راه خدا هم توفیق شایسته‌ای است. اشکالی ندارد، اتفاقا برای آن نیت هم کرده‌ایم.

لحظه حادثه تروریستی کرمان با ۴ فرزندم زیر خیمه گلزار بودیم

مهدیه شیخ‌اسدی هم با ۴ فرزندش آمده بود، او هم این مسیر را یک مسیر نورانی می‌خواند و می‌گوید: دوست دارم بچه‌هایم در این راه بزرگ بشوند، خودشان هم استقبال می‌کنند.هر سال با کودکانم آمده‌ام، سال گذشته زیر خیمه نشسته بودیم که انفجار شد، دوباره امسال هم با ۴ فرزندم آمدم.شهادت سعادت می‌خواهد و قسمت هر کسی نمی‌شود، اما از خداوند می‌خواهم که خودم و فرزندانم در همین مسیر باشیم و عاقبت‌بخیر بشویم. این آرزوی قلبی من است و قدم به قدم مسیری که می‌آیم را نذر همین موضوع می‌کنم.

کاپشن صورتی برای ما و رو سیاهی برای دشمن

اینجا تا چشم کار می‌کند، کودک است، انگار کاپشن صورتی‌ها به خط شده‌اند تا روی سیاه دشمن را سیاه‌تر کنند؛ عصبانیتشان از ملت ایران و از فرزندان کوچکش روزافزون باد!
00:34 - 13 دی 1403

6 بازنشر11 واکنش
87٫6k بازدید




4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌بهار محمدی‌
@delina13 دی 1403

نبین قدم کوچیکه از صف ۳۱۳تا بهت سلام میکنم

عهد میبندم که میمونم پای کار این نظامکاشکی‌،مثل‌ حاج‌قاسم‌ من به‌چشم توبیام#حاج_قاسم #ریحانه

تصویر نمایه‌ی ‌امیر ت‌
در پاسخ به
خدا نگهدارتان کاپشن صورتی ها ، دشمنان مقاومت با این تفکر کشتار کور نشان دادند وحشی و بی منطق هستند و شهید سلیمانی برای نجات مردم نه تنها در ایران ، چقدر از خود گذشتگی کرد و با عشقی که به شهادت داشت خدا هم او را به معشوق خودش رساندن ، خوش به سعادتش

تصویر نمایه‌ی ‌هانی‌
@Qaen_313 دی 1403
در پاسخ به
🌷🌷