سود عشایر در پیچ‌وخم بازار؛ پای زنجیره تولید لنگ می‌زند

دام در دل مرتع و با رنج عشایر پرورش می‌یابد، اما وقتی به بازار می‌رسد، بخش مهمی از سود در میانه راه نصیب واسطه‌ها می‌شود.
به گزارش خبرگزاری فارس، گله در دل مرتع شکل می‌گیرد؛ جایی که دامدار عشایری باید هم‌زمان با خشکسالی، بیماری، هزینه‌های تولید و سختی‌های کوچ کنار بیاید. اما درست در نقطه‌ای که حاصل این تلاش به بازار می‌رسد، سهم تولیدکننده از ارزشی که ایجاد کرده، کم‌رنگ می‌شود.عشایر ایران از مهم‌ترین تأمین‌کنندگان گوشت قرمز کشور و از بازیگران اصلی حفظ تعادل اکولوژیک مراتع هستند، اما میان جایگاه آنان در تولید و سهمشان از ارزش نهایی محصول، فاصله‌ای جدی وجود دارد. مسئله فقط کمبود تولید نیست؛ گره اصلی در زنجیره‌ای است که از دامدار آغاز می‌شود اما ارزش‌افزوده آن عمدتاً در حلقه‌های بعدی شکل می‌گیرد.

تولید در مرتع، سود در بازار

دامدار عشایری پرریسک‌ترین بخش زنجیره را بر عهده دارد؛ از پرورش دام در شرایط اقلیمی دشوار و تأمین خوراک گرفته تا تحمل هزینه‌های کوچ و مراقبت مستمر از گله. بااین‌حال، هنگام فروش، معمولاً از اطلاعات دقیق بازار، دسترسی مستقیم به خریدار و قدرت چانه‌زنی کافی برخوردار نیست.نیاز فوری به نقدینگی، هزینه بالای حمل‌ونقل، نبود امکان مناسب برای نگهداری دام و محدودیت دسترسی به بازار، گاهی تولیدکننده را به فروش اضطراری وادار می‌کند؛ فروشی که ممکن است در زمان نامناسب و با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی انجام شود.در این میان، باید میان واسطه‌گری ضروری و واسطه‌گری غیرمولد تفاوت گذاشت. واسطه‌ای که حمل‌ونقل، تجمیع محصول، تأمین مالی یا دسترسی به اطلاعات را انجام می‌دهد، بخشی از هزینه واقعی زنجیره را پوشش می‌دهد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که واسطه بدون ایجاد ارزش‌افزوده، از ضعف اطلاعاتی و مالی تولیدکننده سود می‌برد.نتیجه چنین ساختاری دوسویه است؛ تولیدکننده سهم کمتری از ارزش نهایی می‌گیرد و مصرف‌کننده نیز با قیمت بالاتری مواجه می‌شود.

درآمد بیشتر؛ فقط یک مطالبه اقتصادی نیست

نورالله مصطفی‌نژاد، مدیر امور عشایر شهرستان بروجرد، توسعه پایدار در جامعه عشایری را فراتر از افزایش تولید می‌داند. از نگاه او، توسعه زمانی معنا پیدا می‌کند که میان بهره‌وری اقتصادی، حفظ منابع طبیعی، پایداری معیشت و کیفیت زندگی تعادل برقرار شود.این تعادل با وضعیت مرتع ارتباط مستقیمی دارد. خانواری که درآمد باثبات‌تری داشته باشد، توان بیشتری برای مدیریت گله، رعایت ظرفیت مرتع، اصلاح نژاد و اجرای چرای متعادل خواهد داشت. در مقابل، فشار اقتصادی ممکن است دامدار را به فروش دام مولد یا بهره‌برداری فشرده‌تر از مرتع سوق دهد.به همین دلیل، افزایش درآمد عشایر را نمی‌توان صرفاً یک هدف رفاهی دانست. درآمد پایدار، خود یکی از ابزارهای حفاظت از سرزمین است.عشایر همچنین حافظ بخشی از تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی دامی کشورند. نژادهای بومی که طی نسل‌ها با شرایط اقلیمی مختلف سازگار شده‌اند، سرمایه‌ای مهم برای امنیت غذایی آینده و مقابله با تغییرات اقلیمی محسوب می‌شوند. بنابراین تضعیف اقتصاد عشایری، فقط یک مسئله معیشتی نیست و می‌تواند ظرفیت‌های زیست‌محیطی و تولیدی کشور را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد.

بازار باید به سمت تولیدکننده برگردد

نخستین گام برای اصلاح این وضعیت، سامان‌دهی عرضه است. تعاونی‌های تخصصی عشایری می‌توانند از یک ساختار اداری به نهادی اقتصادی تبدیل شوند؛ نهادی که دام تولیدکنندگان را تجمیع کند، قدرت چانه‌زنی آنها را افزایش دهد، حمل‌ونقل را مدیریت کند و امکان قرارداد مستقیم با کشتارگاه‌ها و مراکز عمده مصرف را فراهم آورد.در کنار آن، بازار رسانی مستقیم می‌تواند فاصله میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را کاهش دهد. بازارهای تخصصی دام و گوشت، سامانه‌های عرضه الکترونیک، غرفه‌های عرضه مستقیم و قراردادهای مستقیم با فروشگاه‌های زنجیره‌ای، بخشی از مسیرهای پیشنهادی برای اصلاح این زنجیره است.در این میان، اطلاعات نیز به‌اندازه دام و بازار اهمیت دارد. وقتی تولیدکننده قیمت روز، میزان تقاضا، استانداردهای کیفی و هزینه‌های واقعی حمل و کشتار را بداند، بخشی از قدرتی که به دلیل انحصار اطلاعات در اختیار واسطه قرار گرفته، به او بازمی‌گردد.مصطفی‌نژاد تأکید دارد که کاهش «هزینه‌های مبادله» نیز باید در مرکز سیاست‌گذاری قرار گیرد؛ هزینه‌هایی مانند پیدا کردن خریدار، حمل‌ونقل، تأخیر در دریافت پول، ریسک نوسان قیمت و نبود قرارداد مطمئن. هرچه این هزینه‌ها کمتر شود، سهم بیشتری از ارزش نهایی به تولیدکننده می‌رسد.

عشایر نباید فقط فروشنده دام زنده باشند

اصلاح بازار، تنها یک بخش ماجراست. بخش مهم‌تری از ارزش گوشت در حلقه‌هایی ایجاد می‌شود که بعد از تولید قرار دارند؛ کشتار، بسته‌بندی، فرآوری، نگهداری، حمل سرد، برندسازی و عرضه نهایی.از همین رو، یکی از راهبردهای مطرح‌شده، عبور از فروش دام زنده و ورود عشایر به حلقه‌های بالاتر زنجیره ارزش است. ایجاد کشتارگاه‌های منطقه‌ای با مشارکت تعاونی‌های عشایری، توسعه واحدهای بسته‌بندی با هویت مشخص و فرآوری محصولاتی مانند پشم، پوست و فرآورده‌های گوشتی می‌تواند سهم تولیدکننده از ارزش نهایی را افزایش دهد.در چنین مدلی، عشایر دیگر صرفاً تأمین‌کننده ماده خام نیستند؛ بلکه به یکی از بازیگران زنجیره ارزش تبدیل می‌شوند.

نقدینگی؛ حلقه‌ای که فروش اضطراری را رقم می‌زند

یکی دیگر از گره‌های جدی، تأمین مالی است. خانوار عشایری اگر برای تأمین هزینه‌های جاری ناچار باشد دام خود را زودتر از زمان مناسب بفروشد، حتی بهترین شرایط تولید نیز نمی‌تواند درآمد مطلوبی برای او ایجاد کند.تسهیلات کوتاه‌مدت برای سرمایه در گردش، خرید تضمینی در شرایط بحرانی، بیمه واقعی دام و ابزارهایی مانند قراردادهای پیش‌فروش تحت نظارت نهادهای معتبر، می‌تواند فاصله میان زمان هزینه‌کرد و زمان دریافت درآمد را پوشش دهد.هدف این سیاست‌ها افزایش توان انتخاب دامدار است؛ اینکه مجبور نباشد برای حل یک مشکل مالی کوتاه‌مدت، سرمایه اصلی تولید خود را ارزان بفروشد.

توسعه بدون آموزش کامل نمی‌شود

مصطفی‌نژاد معتقد است هرچه دانش اقتصادی تولیدکننده بیشتر شود، وابستگی او به واسطه‌ها کمتر و قدرت مذاکره‌اش بیشتر خواهد شد. البته این آموزش زمانی اثرگذار است که توسط کارشناسان میدانی و آشنا با سبک زندگی عشایری ارائه شود و از نیازهای واقعی جامعه عشایری آغاز کند، نه از برنامه‌های یک‌طرفه اداری.تجربه‌های جهانی نیز نشان می‌دهد کوچ‌نشینی لزوماً نشانه عقب‌ماندگی نیست؛ بلکه می‌تواند شیوه‌ای هوشمندانه برای سازگاری با محیط و بهره‌برداری از منابع پراکنده باشد؛ بنابراین مسئله اصلی، حذف این شیوه تولید نیست؛ بلکه فراهم‌کردن شرایطی است که سرمایه بومی عشایر بتواند در ساختار اقتصادی امروز ارزش بیشتری خلق کند.مسیر اصلاح از افزایش صرف تعداد دام نمی‌گذرد. اگر قرار است عشایر سهم واقعی‌تری از حاصل کار خود داشته باشند، باید از فروش پراکنده به عرضه سازمان‌یافته، از فروش دام زنده به زنجیره ارزش، از اطلاعات انحصاری به بازار شفاف و از فروش اضطراری به تأمین مالی متناسب با تولید حرکت کرد.#امور_عشایر_بروجرد#تولید_گوشت_قرمز
13:06 - 26 مرداد 1405
جامعه
کشاورزی و امور دام
لرستان

2 بازنشر
702 بازدید