رهاورد تنش هند و پاکستان برای نظم بین الملل

دوم اردیبهشت ماه، تلنگری دوباره به یک زخم عمیق تاریخی و استعماری در قاره آسیا بود؛ یک اقدام تروریستی در منطقه کشمیر هند، سرآغاز سطح جدیدی از تنش و درگیری بین هند و پاکستان شد. دو کشور خصومت را از اخراج دیپلمات ها و اتباع یکدیگر آغاز کردند و در نهایت به حمله نظامی و موشک پرانی به سمت یکدیگر ختم دادند. میانجی ها یکی پس از دیگری وارد منازعه هند و پاکستان شدند تا اینکه ترامپ اعلام کرد در یک فرآینده فشرده کاری وزارت خارجه امریکا؛ هند و پاکستان به آتش بس رضایت داده اند اما به اذعان طرفین و شاهدان عینی آتش بس نقض شد و البته سی ان ان هم با سرمقاله ای خط بطلانی بر ادعای میانجی گری دولت ترامپ کشید.رسانه ها و صاحب نظران سعی کرده اند تا جای امکان افکار عمومی را از ابعاد درگیری هند و پاکستان با خبر کنند اما ما قرار است هر آنچه را شنیده اید منسجم تر کنیم و زوایای تاریک و مبهم ماجرا را برایتان روشن کنیم و در نهایت بگوییم که این درگیری حاوی چه پیام هایی از نظم و نظام بین الملل است.

جرقه آغاز درگیری

سه‌شنبه دوم اردیبهشت ماه 24 گردشگر هندی در منطقه «پهَلگام» کشمیر هند با تیر اندازی افراد مسلح کشته شدند. مقامات هندی این حادثه را یک حمله تروریستی توصیف کرده‌اند و به سبب تنش طولانی مدت با پاکستان، نوک حمله این فاجعه تروریستی را به سمت پاکستان گرفتند. فردای روز ترور؛ گروه موسوم به «مقاومت کشمیر» شاخه‌ای از گروه تروریستی «لشکر طیبه»، مسئولیت حمله به گردشگران را برعهده می گیرد و هدف از حمله را مقابله با سیاست دولت هند در «تغییر بافت جمعیتی» در منطقه، اعلام می کند. در بیانیه‌ این گروه آمده است: «بیش از 85 هزار سند اقامت برای افراد غیرمحلی صادر شده است که مسیر را برای تغییر بافت جمعیتی در کشمیر تحت اشغال هند هموار کرده‌اند. این افراد به‌ظاهر به عنوان گردشگر وارد می‌شوند، اقامت می‌گیرند و سپس به‌طور غیرقانونی خود را صاحب زمین معرفی می‌کنند. بنابراین، خشونت متوجه کسانی خواهد شد که قصد اسکان غیرقانونی دارند.»گفتنی است کشمیر یک منطقه تعیین تکلیف نشده بین هند و پاکستان است که علی رغم درخواست سازمان ملل مبنی بر برگزاری همه پرسی و سپردن آینده کشمیر به دست مردم آن؛ دولت هند با انجام آن مخالف است.مقامات پاکستانی هم بارها از جامعه بین‌المللی خواسته اند تا دولت هند را برای پذیرش همه‌پرسی در کشمیر تحت فشار قرار دهد. در یک نمونه «عبیدالرحمان نظامانی» سفیر پاکستان در کابل در مراسمی به مناسبت «روز سیاه» و ورود نظامیان هندی به منطقه جامو و کشمیر در سال 1947 میلادی، چنین درخواستی را مجددا مطرح کرد.با وصف این شرایط از موضوع می توان فهمید چرا هند مسئولیت حمله را مستقیما متوجه پاکستان می داند و اقدامات مختلف خصمانه علیه پاکستان انجام می دهد.

تاریخچه تنش و جرقه تنش مجدد

14 و 15 آگوست، به ترتیب مصادف با سالروز استقلال پاکستان و هند از استعمار انگلیس است.با پایان حکومت استعماری انگلیس بر شبه قاره هند در سال 1947، این منطقه به دو کشور هند با اکثریت هندو و پاکستان با اکثریت مسلمان تقسیم شد.مادامی که هندو ها و مسلمانان در طی سده های متمادی با مسالمت و صلح با هم در شبه جزیره هند زندگی می کردند تیمی از کمپانی هند شرقیوابسته به دولت برتانیا تصمیم گرفت مرزبندی جدیدی از دو دولت- ملت جدا بر پایه دین یکی مسلمان و دیگری هندو را در شبه جزیره هند ترسیم کند. با شکل گیری هندوستان و پاکستان ؛ یکی از بزرگترین بحران‌های کوچ اجباری در تاریخ بشریت در شبه جزیره هند رقم خورد. علیرغم کوچ وسیعی از هندی های مسلمانان به قلمرو پاکستان و هندوها به هندوستان؛ همچنان شاهد حضور تعداد قابل توجهی مسلمان در هندوستان و هندو در پاکستان هستیم. افرادی که به اقلیت جمعیتی کشورهای تازه تاسیس تبدیل شده اند. تاریخ موجی از درگیری های خشونت آمیز را را بازگو می کند که زخم های ماندگاری برای مردم ساکن در دو کشور جدید و مستقل، به جا گذاشت.در طول تاریخ خشونت های وسیعی در سراسر شبه قاره، به ویژه در پنجاب و بنگال رخ داد. اگر چه این خشونت ها تا سال ۱۹۵۰ کم کم به آرامش رسید اما خط رادکلیف که عنوان مرزهای ۱۹۴۷ است، هنوز پیامدهای ماندگاری برای منطقه دارد.در سال ۱۹۷۱، مردم مسلمان نواحی شرقی هند موسوم به پاکستان شرقی یک ملت- دولت جدید به نام بنگلادش را تاسیس نمودند اما در ناحیه جامو و کشمیر، (محلی در شمال هندوستان در تلاقی با مرز چین و پاکستان) بلاتکلیفی ساکنان ناشی از عملکرد انگلیسی ها همچنان پابرجاست.

معماری هند نوین در جورچین انگلیسی

همانطور که پیش تر گفتیم بسیاری از تحلیل گران معتقدند ریشه اصلی درگیری های هندوستان و پاکستان به سیاست های تفرقه بیانداز و حکومت کن انگلیسی ها در زمان استقلال شبه جزیره هند از بریتانیا و «تعریف دو دولت- ملت جدا مبتنی بر دین» از «یک ملت تاریخی و باستانی موسوم به هند» است.همه؛ این قسمت ماجرا را روایت می کنند اما از «نقش معماران هند نوین» به عنوان «نیروهای تکمیل کننده جورچین انگلیسی ها» کمتر سخن به میان می آورند.مودی (نخست وزیر فعلی هند) و حزب متبوعش شدیدا ملی گرا و البته متمایل به جریان هندو هستند آن چنان که حتی از مودی به عنوان یک ضد مسلمان یاد می شود.روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی از سخت تر شدن شرایط زندگی برای بیش از 200 میلیون مسلمان هندی در اثر سیاست های هندوگرایانه و ناسیونالیستی حزب متبوع نارندرا مودی نخست وزیر هند در یک دهه گذشته خبر داده است.نارندرا دامودارداس مودی از سال 2014 نخست وزیر هندوستان است و البته با پیروزی در انتخابات سال گذشته نیز در مقامش ابقا شد.جایگاهی که امروز هند نوین در معادلات منطقه ای و جهانی من جمله در سازمان های بریکس و شانگهای دارد نه به سبب قوی شدن آنها از سرمنشا تاریخی و باستانی هند بلکه به سبب تقویت از آبشخور ملی گرایی نوین هندی ها ست که شدیدا قوم گرا، ایدئولوژیک و متعصبانه است.به بیان ساده تر هندی ها تصمیم گرفته اند در عالم آقایی کنند حتی به قیمت طرد بخشی از تاریخچه، فرهنگ و هویت تاریخی خودشان!؟این هویت سازی جدید هندی ها می طلبد که پالایش هایی انجام دهند من جمله در منطقه خوش آب و هوا کشمیر. معماری خاص هندی ها حتی در طراحی دالان ایمک (IMEC) که از هند آغاز می شود به سمت اسرائیل می رود تا راهی اروپا شود نیز مشهود است.

جبهه های تدارکاتی صحنه جنگ هند و پاکستان

دولت - ملت های جدید شبه جزیره هند از مبدأ تاریخی شان فاصله گرفته اند و روز به روز با هم غریبه تر می شوند. این غریبه شدن و بیگانه پنداری همسایگان قدیمی و شهروندان هند تاریخی تا جایی پیش رفته است که هند دشمن درجه اول پاکستان است و بالعکس (!؟)منابع و ظرفیت های شبه جزیره هند هم، آنقدر وسوسه برانگیز است که هر بازیگری سعی می کند این غریبه انگاری و دشمنی طرفین را تشدید کند تا به عنوان دوست وفادار و پشتیبان یکی از دو کشور؛ منافع خودش را از این رهگذر بدست بیاورد.با عنایت به ساخت دینی دولت - ملتهای جدید بدیهی ست که کشورهای مسلمان، پشتیبان و حامی پاکستان باشند و متقابلا رابطه هند با کشورهای مسلمان خوب نباشد. اگر چه این گزاره در موارد بسیاری غالب است اما گزینه قطعی نیست. من باب مثال مادامی که هند در قضیه غزه به حمایت از اسرائیل اقدام کرد و متقابلا اسرائیل در مناقشه اخیر طرف هند را گرفت؛ روابط تاریخی - تمدنی ایران و هند؛ سبب شده است ایران روابط متوازنی با هر دو کشور برقرار کند یا حداقل سعی کند این چنین باشد.کشور عربستان سعودی علیرغم نفوذ وهابیت در مدارس دینی پاکستان (عامل تشدید کننده اختلافات دو کشور) بواسطه پیوستن به طرح ابراهیم، طراحی دالان آیمک و تمایل هندی ها به جذب سرمایه گذاران عرب؛ رابطه خوبی با هند دارد.آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه (تیکا) از سال 2010 فعالیت‌های خود را در پاکستان آغاز کرد و طی این مدت، بیش از 700 پروژه به انجام رساند. در ماجرای تنش اخیر، دولت و مخالفان اردوغان هر دو به صراحت از پاکستان طرفداری کردند و حتی تسلیحات لازم را پیش از آغاز درگیری برایشان ارسال کردند.هند هم به تلافی این اقدام ترکها؛ ارمنستان را در برابر آذربایجان مسلح کرده و می کند.

رفتار پژوهی دونالد ترامپ در ماجرا

پیش تر در مقاله ای با عنوان «ترامپیسم و نظم بین الملل» یادآوری کرده بودم ترامپ نماد و رهبر جریانی در ایالات متحده است که سعی می کند مانع از افول ابر قدرتی و هژمون امریکا در جهان شود . جریانی که چه در داخل و چه خارج، چه در اقتصاد و چه در سیاست و فرهنگ به دنبال امریکا اولی (America First) ست.با استناد به همین موضوع مشخص می شود که چرا وزارت خارجه امریکا یک شب تا صبح با طرفین درگیری مذاکره تلفنی می کند و سپس ترامپ با ذوق زدگی می آید بلافاصله اعلام می کند که آتش بس بین پاکستان و هند برقرار شده است.ترامپ به شدت احتیاج دارد تا به رای دهندگان و جریانی که به آن تعلق دارد ثابت کند امریکا همچنان در صدر جهان هست و هر امکان بین المللی را در اختیار دارد آن هم مادامی که به صورت موقت از جنگ تعرفه ها عقب نشینی کرده است یا در برقراری آتش بس بین روسیه و اکراین با شکست مواجه شده است.ترامپ در ایکس سعی می کند همچنان ژست رهبری جهان را حفظ کند پس بدون آگاهی از روابط تمدنی مردم در شبه جزیره هند و حتی بدون توجه به تاریخ شکل گیری ایالات متحده می نویسد: « با هر دو کشور پاکستان و هند همکاری خواهم کرد تا ببینیم آیا پس از هزار سال [!؟] ، می‌توانیم راه‌حلی برای کشمیر یافت. »مادامی که پاکستانی ها قدردان نقش میانجی گرایانه ترامپ و امریکا هستند اما هندی ها این نقش را به کل انکار می کنند و می گویند این توافق آتش بس نتیجه مذاکرات مستقیم دوطرفه بوده است. این بند آخر همان چیزی است که نه من؛ بلکه کریستین ادواردرز در سی ان ان به امریکایی ها و جهان مخابره می کند.ما ایرانی ها هم بایستی واقعیت امروز امریکا و جهان را بپذیریم، با تحلیل درست از شرایط به دنبال ایفای نقش تاریخی ملتمان در جهان باشیم .

شبه جزیره هند بطلانی بر ایده جهانی شدن

تقابل های پی در پی و بی پایان هند و پاکستان را بایستی پایانی بر ایده و نظریات «جهانی شدن» و «دهکده جهانی» تلقی کرد.جهانی که قرار بود آنقدر بواسطه ارتباطات و فناوری اطلاعات به هم نزدیک شده باشد همه از حال هم خبر داشته باشند و گویی در یک دهکده جهانی زندگی می کنند با انواع سانسورها روبرو است با بازی روانی رسانه ها و صاحبان بنگاه های خبری مستقل و وابسته به دولتها روبرو است.مردم شبه جزیره هند اعم از مسلمان ، بودا و هندو در قرون پیش یک ملت- دولت واحد بودند اگرچه تحت سلطه استعمارگر بودند اما در نهایت اعضای یک پیکره واحد بودند اما الان در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات آن چنان از هم گسیخته شده اند که گویی دو خط موازی اند و تا ابد به هم نخواهند رسید مگر با کینه، دشمنی و عداوت!از منظر جهانی شدن و یکی شدن انسان ها و فرهنگ ها که بگذریم؛ با گشتی در اخبار مخابره شده در چند روز درگیری هند و پاکستان در می یابیم که یک سطح از این نبرد هیبریدی و چند لایه؛ «جنگ رسانه ای طرفین علیه یکدیگر» بود. حجم اخبار نادرست، تقلبی و غیر قابل تشخیص و حتی سانسور خبری در این مقطع به حدی زیاد بود که بنگاه های خبری بزرگ عالم هم در رسالت خبررسانی شان دچار مشکل شدند. (نمونه اش گزارش کریستین ادواردز در سی ان ان)همین امر نشان می دهد که همین یک مولفه ساده دهکده جهانی یعنی «کسب خبر از عالم واقع» در میان انبوهی از مجهولات نیز در عصر ارتباطات محقق نشده است. جایگاه هندی ها در شرایط فعلی جهان خیلی بهتر از گذشته است اما بنظر می رسد که هندی ها برای جهانی شدن مجبور شده اند از خویش بیگانه شوند، بیگانگی که تا سر حد موجودیت و عدمشان به پیش می رود.

شکست ابعاد گفتمانی هژمون و ساختار بین الملل

قدرت های هژمون برای سالیان متمادی در روابط و نظام بین الملل با اتکاء به طرح نظریات و واژه هایی همچون «جهانی شدن» و «دهکده جهانی» سعی می کردند سطحی از استیلا، چیرگی و فرادستی فکری -فرهنگی را به موازات استیلا و چیرگی اقتصادی،سیاسی و نظامی برای خود به ارمغان بیاورند و آن را حفظ کنند.پیش بینی می شد وقتی فناوری اطلاعات به مانند امروز در عالم فراگیر می شود «تک فرهنگی» و «شهروند جهانی» شدن، مولفه ای غالب باشد که از شرق تا غرب عالم را در نوردیده است و هر چه غیر از ارزش ها، مفاهیم و هنجارهای غربی - امریکایی ست از عالم رخت بسته باشد.این موضع بویژه در دهه 90 میلادی سده قبل یعنی در زمان فروپاشی شوروی در سال 1991 بیشتر به چشم می آمد اما حمله امریکا به افغانستان و عراق در سال 2001 و هزینه های ماندگاری امریکا در این دو کشور برای قریب به 20 سال همه مولفه ها را تغییر داد.امریکایی ها وقتی به خود آمدند که دیدند چین و هند به قدرت های بزرگ اقتصادی بدل شده اند، کشورهای دیگر هم، مسیر قدرتمند شدن در پیش گرفته اند و نظام تک قطبیِ امریکایی بعد شوروی در حال از دست رفتن است.دو عامل اصلی شکست گفتمان امریکایی در تنش اخیر عبارتند از:1. رفتار توسعه گرایانه هند نه بر مدار شهروند جهانی شدن بلکه بر فرهنگ بازسازی شده خودشان (بر ساخته از دولت- ملت جدید هند) شکل گرفت.اتفاقا توسعه هندی ها برخلاف مفاهیم زیبای تمدنی غرب همچون رواداری، حقوق بشر ، حق آزادی بیان و حق انتخاب بود که اگر این چنین می بود بایستی 200 میلیون مسلمان هندی تبار محترم شمرده می شدند.2.ناکارآمدی ساختارهای بین المللی همچون سازمان ملل درباره کشمیر هم مشابه آنچه در فلسطین روی می دهد؛ مشهود است و مبین دوران جدید پیش روی جهان است.

آینده پژوهی تنش هند - پاکستان و نقش و مسئولیت ایران

به لحاظ ایدئولوژیک و دینی ایران به پاکستان و مردم مسلمان کشمیر نزدیک است. ضمن اینکه هرگونه نا امنی در مرز ایران و پاکستان به سرعت به داخل مرزهای ایران سرایت می کند.اما به لحاظ اقتصادی و سیاسی ایران و هند قرابت های فراوانی دارند حضور هر دو کشور در سازمان شانگهای و بریکس و واردات گسترده مواد غذایی کشورمان از هند، منافعی ست غیر قابل کتمان.ضمن اینکه ایران سعی کرده است با تحریک هندی ها به سرمایه گذاری در بندر چابهار نقطه ای در غرب پاکستان موازنه مدنظر هندی ها در برابر پاکستان را برقرار کند. این حضور همان حضوری ست که هندی ها سعی می کنند در افغانستان هم آن را بدست بیاورند و حفظ کنند.برای آنچه از توسعه هندی ها بر مبنای «دولت - ملت جدید» و «بازسازی هویتی پس از استقلال هند» گفتیم مستندات فراوانی وجود داردمادامی که کارشناسان بارها اعلام می کردند که از مجامع جهانی بریکس و شانگهای انتظار می رود نظم های ناعادلانه نظام بین الملل فعلی را با نظام نوین چند قطبی و عادلانه جابه جا کنند در تنش اخیر مشخص شد که همین جوامع خودشان به شدت قطبی و غیر عادلانه هستند و بدین ترتیب این مجامع بیش از آنکه مجامع دوران آینده باشند، مجامع دوران گذار محسوب می شوند. این موضوع وقتی پر رنگ تر می شود که در می یابیم علیرغم موضع رسمی چین به خویشتن داری طرفین در قبال جنگ اخیر ؛ در پس پرده و حتی به صورت علنی حکایت، حکایت طرفداری چین از پاکستان است.فقط ایران تمدنی با ایفای نقش تاریخی و جهانی اش در بریکس و شانگهای است که می تواند هم این جوامع را اعتلا ببخشد و هم تنش در «شبه جزیره هند، قفقاز و سایر اقصی نقاط جهان» را به معنای واقعی کلمه کاهش دهد. #ایران#هند#پاکستان#امریکا#ترامپ #مذاکره #غزه #قفقاز
15:39 - 24 اردیبهشت 1404