چرایی آشفته گویی رسانه های خارجی از ایران و انقلاب اسلامی

خبرگزاری یورو نیوز فارسی با یادداشتی از مجله نیو لاینز امریکا و به قلم رعنانژاد با عنوان « دوستی پنهانی ایران و اسرائیل در دوران خمینی»؛ آیا خامنه‌ای هم ناگزیر به دوستی با تل‌آویو می‌شود؟ » به استقبال دهه فجر انقلاب اسلامی رفت.چندی قبل هم آقای ظریف معاون راهبردی رئیس جمهور در اجلاس داووس با فرید ذکریا مصاحبه ای انجام داد که واکنش ها و انتقاداتی را در ایران در پی داشت و بعد از آن هم، نوبت آقای صادق زیبا کلام بود که در مرکز ایران شناسی پیرامون نفرت دانشجویان از فلسطینیان و قهرمان انگاری نتانیاهو اظهار نظر کنند و به متعاقبش با احظاریه دادسرا مواجه شوند.اولین و مهمترین دلیل آشفته گویی رسانه های خارجی از ایران و انقلاب اسلامی؛ خود ما ایرانی ها هستیم.تقویت و تکثیر همین فضای آشفته خبری از سوی بیگانگان برای اعمال فشار بر ایران و ایرانی مزید بر علت می شود تا به همان نسبتی که ما از قدرت رسانه در دنیا غافلیم آنها از قدرت رسانه در جنگ نرم و هیبریدی علیه موجودیت ما ایرانی ها استفاده کنند و مانع از بدل شدن ما به عنوان یک قدرت بین المللی شونددر ادامه این محتوای تحلیلی علاوه بر بیان دلایل آشفته گویی های ما ایرانیان و پژواکش در رسانه های بیگانه، به نقاط ضعف و قوت محتوایی خودمان می پردازم و سه خبررسانه ای یاد شده را به صورت موردی تحت کنکاش قرار می دهم تا از کلی گویی پرهیز کنم و کاربردی تر وارد راهکارهای عملیاتی خروج از این وضعیت «خودتخریبی رسانه ای» شوم

دلایل آشفته گویی رسانه های خارجی

دلایل فراوانی برای آشفته گویی و مغشوش گویی رسانه های خارجی از ایران و ایرانی می توان بر شمرد اما مهمترین آنها عبارتند از :1.آشفتگی ایرانیان:وقتی سوژه ایران و ایرانی و متعلقات تاریخی- فرهنگی این سرزمین کهن ست بدیهی ست اولین و مهمترین مبین، مفسر و روایتگر خود ایرانی ها باشند. مادامی که ایرانی ها روایت درستی از خودشان به رسانه ها ارائه ندهند، بدیهی ست که رسانه ها هم تصویر درستی از ایران و ایرانی ارائه نمی کنند. البته این آشفتگی ایرانیان منشا و مبداهای متفاوتی دارد و یک ضعف داخلی ست که بایستی برای رفع آن همت ملی گمارده شود.2.ضعف زیست بوم رسانه های داخلی:حتی یک جامعه قوی اگر زیست بوم رسانه ای مناسبی نداشته باشد اگر چه سوژه و محتوا برای کار رسانه ای در حد عالی در اختیار دارد اما چون روایتگر (رسانه) مناسبی ندارد، باز هم تصویر خوبی به دنیا مخابره نمی کند.3.عملکرد ناموفق حاکمیتی:حاکمیت به معنای عامل نظم بخش و انتظام دهنده جامعه علیرغم همه تلاش و توفیق هایش در سالهای بعد از انقلاب، عملکرد موفقی حول محور رسانه نداشته است.از تعمیم نگاه امنیتی به حوزه رسانه گرفته تا ناتوانی در ساخت زیست بوم رسانه ای خاص ایران و هضم شدن زیست بوم رسانه ای کشور در زیست بوم جهانی؛ طیف وسیعی از همین مشکلات و ضعفهای حاکمیتی است.4. عملکرد هدفمند رسانه های خارجی: رسانه در نهایت به عنوان یک بنگاه اقتصادی اهداف صاحبان بنگاه را پیگیری می کند و عملکرد رسانه های خارجی درباره ایران حول سیاست «تضعیف رقیب تمدنی» شکل گرفته است. ضعف های درونی ما ایرانیان در حوزه رسانه تکمیل کننده اهداف بیگانگان در این حوزه است. ضمن اینکه وارونه انگاری رسانه ای، باز در جایی موثر واقع می شود که ضعف رسانه ای وجود دارد

سرنخ هایی از آشفتگی ما ایرانی ها

ایران همیشه تاریخ در چهارراه شرق و غرب، شمال و جنوب زمین قرار داشته است. دلیل بارز این ادعا، وجود ده ها قومیتی است که در طول تاریخ چند هزار ساله سرزمینی مان در ایران در کنار هم زیسته اند و همچنان با صلابت کنار هم زندگی می کنند.همانطور که هر اندازه یک تقاطع اهمیت داشته باشد؛ تردد و رفت و آمد در آن جاریست، به همان نسبت کشوری که اهمیت ژئوپلتیک داشته باشد در معرض تضارب آراء و افکار متفاوت - به مثابه همان ترددهای سرچهارراه - قرار دارد. گواه وجود این تکثر آراء و افکار هم به لحاظ علمی و تاریخی کوشش بهاءالدین پازارگاد است که در کتاب های تاریخ فلسفه سیاسی و مکتب های سیاسی پیش از سال 1340 به رشته تحریر درآمده است. اتفاقات جاری ایران در سالهای پس از جنگ جهانی دوم پازارگاد را به کنشگری علمی برای سامان بخشیدن به اذهان ایرانیان وادار نمود.به گواه کتاب و دیباچه پازارگاد؛ ایشان اهمیت نظم بخشیدن به افکار و آرای عمومی و حتی خواص در جامعه ایران را به خوبی درک کرده اند، ضمن آشنایی ایرانیان با تحولات صورت گرفته در افکار انسان رنسانس یافته؛ ایرانیان را نیازمند یک خودآگاهی و خودسازی بومی دانسته اند چنانچه غیر از این بود ایشان به نگارش یک دایره المعارف از مکاتب و عقاید سیاسی همت نمی گماشتند! بلکه دقیقا کار ی را انجام می دادند که خیلی از گروه ها و افراد امثال مجاهدین خلق انجام دادند. یک مرام سیاسی انتخاب میکردند و مشغول کادرسازی و تعلیم عقاید و آرای یک مکتب خاص توی جامعه می شدند، هر وقت هم کم می آوردند دست به ترور و انقلاب ایدئولوژیک می زدند اگر خیلی کم می آوردند به بیگانگان متوسل می شدند تا ضعف درونی شان در خودآگاهی و خودسازی را پر کنند.

کنکاشی در «آشفتگی ما ایرانی ها و اعوجاج رسانه های بیگانه»

ما ایرانی ها تا «خودمان، هویت مان و خصیصه های خاصه خودمان» را نشناسیم و به «ذهن جمعی» مان یک «انسجام ملی» نبخشیم؛ همچنان دچار آشفتگی هستیم. نمونه این آشفتگی از نقدهایمان آغاز می شود و تا دنیای تجسم یافته پیرامونی مان در زیست جمعی مان ادامه پیدا می کند.من باب مثال وقتی کارشناسی از اقتصاد لیبرال و بازار آزاد حرف می زند ناخودآگاه از ادبیات مارکسیستی استفاده می کند و «اقتصاد آزاد» را «اقتصاد سرمایه داری» می نامد.نه اینکه سرمایه در اقتصاد آزاد و بازار، بی اهمیت باشد اما محوریت این اقتصاد؛ «آزادی و درجه آزادی کنشگران» حوزه اقتصاد است نه سرمایه. «سرمایه و انباشت» فرع بر دال مرکزی یعنی آزادی ست نه بالعکس.شاید این واژه گزینی و دقت در انتخاب واژه ها برای عامه مردم قابل اغماض باشد و حتی چندان موضوعیتی نداشته باشد که بعید می دانم اما بی شک برای کارشناسان و صاحبنظران امر حکایت از مفاهیمی ست که حول یک موضوع و گفتمان شکل گرفته اند و هر یک از این واژگان بار معنایی و مفهومی گسترده و مرتبطی با هم دارند.این بزنگاه دقیقا جایی ست که باید بگوییم «فارسی را پاس داریم». زبان فارسی ریشه در زبان پهلوی باستانی ایرانیان از اقوام مختلف سکنی گزیده در ایران دارد که وسیعترین و عمیق ترین میراث ملی مان است که می توانیم در آن تامل و تدبر کنیم تا تجربه های تمدنی مان را در آن بیابیم.ما ایرانی ها برای بازیابی هویت مان، خودشناسی و خودآگاهی جمعی مان نیازمند زبان تاریخی و مشترک سرزمین مان هستیم و این امر هیچ ارتباطی با تقدم و تاخر قومی بر قومی دیگر در ایران وسیع و تمدنی ندارد.
رسانه زبان: از گفتگو تا گفتمان زبان بزرگترین، عمیق ترین و کارا ترین رسانه هر قوم و ملتی ست. زبان سراینده شعر ست و با «فیلم نامه» معنا بخش سینما. زبان جان بخشی به افکار را بر دوش می کشد و با گفتگو به دنبال مفاهمه و قرابت انسان ها می رود. زبان با نقد به چکش کاری ذهنیت ها و برنامه ها می رود تا عینیت یافته ها را ارتقاء بخشد و قدم به قدم ظرفیت ها را به فعلیت برساند.سینما زبان مصوری ست که از تئاتر گذشته و زبان را به حد اعلایی از گویایی و وضوح رسانده است. سینما و فیلم و هنرهای نمایشی می تواند راهبر زبان در عصر انفجار ارتباطات و اطلاعات باشد و تخیل که در گونه پویانمایی مرزها را در می نوردد و نسل های آینده را می سازد.زبان بی شک قالب هایی متنوع برای بروز دارد و در پس قالب ها و چارچوب ها معانی و مفاهیم هستند که مهم اند و حیاتی.
سرزمین ایران بیش از آنکه به سرمایه های مالی ایرانی های خارج از کشور نیاز داشته باشد به تعامل زبانی آنها با هموطنانشان در ساحت های مختلف زبانی نیازمند است. از اینرو لازم است نسل های دوم و سوم ایرانیان زبان سرزمین مادری شان را بیاموزند و حاکمیت موظف است تسهیلگر زبان آموزی و گفتگوی ایرانیان و فارسی زبانان در سراسر جهان باشد

تاملی زبانی و کاربردی بر سه موضوع یادشده

1. یادداشت رعنانژاد: زبان خواستگاهی صرفا ذهنی ندارد. زبان به معنای وسیع اش از حرف و واژه گرفته تا زبان معیار و علمی حائز شرایطی ست که در پیوند با واقعیت و دنیای خارج از ذهن است. ادعای زبانی در قالب یک نقد یا گزاره خبری می بایست بر شواهدی عینی استوار باشد که هر چند عینیتی واحد می تواند گزارش های متناقضی داشته باشد اما در نهایت «نسبت سوژه، نقد (قالب و محتوا) و نقاد» است که انگیزه زبانی ناقد را برای مخاطب هویدا می کند. همین آشکارسازی زبانی ست که می تواند درجه ای از اطمینان بخشی از صحت محتوا (نقد) را به مخاطب منتقل کند.شاید یک ناقد بتواند با جلوه گری زبانی (رسانه ای) بخشی از مخاطبان را فریب دهد اما در نهایت کارایی و اثربخشی زبانی آن نقد است که به مانایی یا میرایی یک نقد می انجامد. مانا آن چنان که گویی فقط از ابتدا همین یک نقد و روایت از واقعیت بوده است و میرا آنچنان که اصلا نقدی در کار نبوده است.ادعای خانم رعنانژاد به زبان انگلیسی برای مخاطب انگلیسی زبان و یک رسانه امریکایی که از لنز خودش ایران و ایرانی و انقلاب را می بیند می تواند حجت باشد اما وقتی همین یادداشت به فارسی برگردان می شود و در خبرگزاری یورونیوز فارسی برای مخاطب فارسی زبانی منتشر می شود مخاطبی که دسترسی های متنوع به اخبار و شایعات و گزاره های مختلف زبان فارسی دارد محلی از اعراب ندارد مگر کسی که شکاک است یا مغرض یا جاهل.در این مواردی از این دست حاکمیت بهتر است مسئولیت را به نهادها و افرادی بسپارد که وظیفه شان سامان بخشی به افکار، عقاید و گفتگوی علمی و حرفه ای در جامعه است. از دانشگاه گرفته تا رسانه ها و احزاب، خبرنگاران، کارشناسان و منتقدان.
2.آقای ظریف:از آقای ظریف به عنوان یک دیپلمات کارکشته انتظار می رفت در پاسخ به پرسش فرید زکریا به زبان و ادبیات دیپلماتیک متوسل شوند، شاید واژه ها و پاسخ ها در این موارد برای رسانه ها و مخاطبان شان کلیشه ای بنظر برسند اما نباید فراموش کرد که عرصه فعالیت ایشان عرصه ای دیپلماتیک است مگر اینکه تعمدی از سوی آقای ظریف در بهره نگرفتن از زبان عرف دیپلماتیک در این مصاحبه وجود داشته باشد. تعمدی برای انتقال معانی و پیام هایی خاص به جریان های داخل کشور .در مورد نخست یعنی پذیرش خطای سهوی ایشان بایستی گفت ایشان فاقد هوشمندی و کیاست یک دیپلمات هستند و خطای کارشناسان و متخصصان به مراتب سنگین تر از خطای عوام تلقی می شود.در مورد پاسخ تعمدی و ارادی ایشان هم بایستی گفت ایشان و جریان پشتیبان ایشان چون توان گفتمان سازی لازم را نداشته اند، متوسل به قطبی سازی داخلی و ارسال پیام ذوق زدگی از مذاکره با بیگانگان شده اند.بخوانید : نقد مصاحبه ظریف با ذکریا به نقل از فرهیختگان

انتظاری که از زیبا کلام هم برآورده نشد!؟

نه تنها «انتظارات ملی مان» از ظریف به عنوان یک دیپلمات باسابقه که حتی انتظارات ملی مان از صادق زیبا کلام به عنوان استاد تمام دانشگاه تهران هم برطرف نمی شود.در نقد استادی که بایستی برایش از آمار و جامعه آماری، نمونه گیری، درصد خطا و واریانس گفت چه عرض کنم !؟بگذریم که سخنی مهمتر با ایران و ایرانی از هر صنف از استاد دانشگاه و رسانه ای گرفته تا کارمند ،کارگر ، بازاری و دانشجو و حتی مسئولان دانشگاه دارم. پرسش اصلی اینجاست که چرا این انتظارات به جای ملی از نخبگان، کارشناسان و صاحب نظران کشورمان برآورده نمی شود.پاسخ همان آشفتگی ذهنی جمعی مان است و ضعف های بومی و درونی مان.ما ایرانی ها وقتی در خودروسازی مشکل داریم و هنوز از ضرورت خودروساز بودن یا نبودنمان با وجود شرکتهای بزرگ خودروساز در عالم حرف می زنیم؛ چرا بایستی «کار علمی مان» و «ذهن جمعی مان» سامان یافته باشد !؟راهکار رفع عیب مان همانی ست که گفته شد:طراحی و ترسیم یک نقشه کار و تقسیم کار ملی برای تقویت زبان ملی مان از واژه گزینی گرفته تا گفتگوهای عمومی در میان آحاد مردم با بهانه های مختلف و گفتگوهای تخصصی در مجامع علمی و صنفی و در نهایت گفتمان و زبان علمی؛ جملگی بخش هایی از دایره وسیع زبان هستند که هم مفاهمه ملی را موجب می شود و هم امکان هویت یابی ملی مان در عصر انفجار ارتباطات سبب می شود.در نهایت باید گفت چون دانشگاه مان بهتر از آقایان ظریف و زیباکلام به جامعه عرضه نکرده است؛ تصویری که از ایران، ایرانی و انقلاب اسلامی به دنیا مخابره می شود همین است که مشاهده میکنید.#ایران#زبان#هویت#کار_علمی#رسانه#گفتگو#گفتمان#دانشگاه#ظریف#زیباکلام#فیلم_فجر
16:14 - 16 بهمن 1403




1 پاسخ