بازی دلاری متخصصان با سفره مردم

"ما ارز چند نرخی را قبول نداریم" این شاه بیت سخنان مدیران اقتصادی دولت و کارگزاران دولت چهاردهم برای حذف دلار نیمایی و برقرار ساختن سازوکار جدید و بروز شده در مرکز مبادله ارز و طلا ست.حالا چگونه قرار است متخصصان امر فاصله حدود پانزده هزار تومانی دلار بازار آزاد و مرکز مبادله را توجیه کنند جای پرسش دارد!؟متخصصان اصلا بازار ارز آزاد را قبول دارند یا خیر!؟ یا فقط بازار را مرکز مبادله می دانند!؟مادامی که رسانه حامی دولت و البته همسوی کارگران ایلنا دیروز جمعه به نقل از یک کارشناس مسائل اقتصادی تیتر می زند که دلار ١٠٠ هزار تومانی (تا پایان سال) محقق نمی‌شود، رسانه دیگر حامی دولت یعنی هفت صبح تیتر می زند : « از آینده چه خبر آقای رحمتی؟| بررسی پیش‌بینی یک اقتصاددان که مطابق واقعیت پیش رفت »اما رحمتی کیست!؟ محمد حسین رحمتی، رئیس امور اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه در مرداد سال 1400 گزارشی با امضای اش در رسانه های مجازی دست به دست شد که مدعی دلار 284 هزار تومانی در سال 1406 شده بود!؟مادامی که در بسیاری از کشورها؛ افشای اسناد مالی و پیش بینی یک شرکت بورسی بدون مجوز انتشار در رسانه ها جرم انگاری شده است؛ اینکه چطور میشود در ایران یک مدل اقتصادی بر فرض محال که صحیح هم باشد در فضای مجازی منتشر می شود و هیچ مسئولیتی متوجه هیچ کسی نمی شود؛ خودش جای سئوال دارد!؟البته پاسخش مشخص است یک جریان سیاسی اینگونه خواسته است و متخصصان به مثابه پیشبران جریان ها می شوند فقط پیشگو!؟ تا نسخه ای را تجویز کنند که جریان ها می خواهند، آن هم با رنگ و لعاب علمی به نسخه تجویزی شان!البته اگر باز جواب نگرفتند اول زیر بار عواقب و نتایج کارشان نمی روند بعد هم زیر بار مسئولیت کاری که کرده اند!

رویای دلار تک نرخی

بازار و رقابت به هم گره خورده اند و سهولت در مبادله حرف اول بازارسازی های جدید و رقابت پذیری!همانطور که بازار تمایل به گسترش و توسعه دارد، تمایل به تنوع بخشی در بازارها هم به فراخور شرایط مبادله و قوانین حاکم بر آن و بازیگران آن وجود دارد.پس حرف آخر را اول بزنم دولت و متخصصی که بگوید «بازار غیر رسمی ارز» (کف خیابان) و «نرخ بازار غیر رسمی» (قیمت کف خیابون) را قبول ندارم اصولا شمی از اقتصاد نبرده است.البته «غیررسمی کار کردن» و «بازار غیر رسمی» همیشه به معنای غیرقانونی بودن کار یا بازار نیست. سهولت در مبادله و دسترسی سهل و آسان به بازار به عنوان محل داد و ستد بزرگترین عامل و مشوق شکل گیری بازارها و ابزارهای مالی جدید است مثل رمز ارزها.دستفروشی و فروش در بازار روز، راحت ترین و ساده ترین شیوه ورود به بازار یک صنف شغلی ست چقدر دستفروش ها بوده اند که بعده ها به یک قطب بازار و اقتصاد ملی تبدیل شده اند، به همان نسبت دستفروشان دلار می توانند راهی صرافی های رسمی شوند؛ راستی چه خبر از جمشید بسم ا... دستفروش و صراف امروز!؟به همان نسبت که انکار بازار غیررسمی ارز، غیر ممکن و محال است؛ انکار معضلات و فسادهای محتمل در این بازار از فروش ارز قاچاق و دزدی گرفته تا اسکناس جعلی نیز غیر ممکن است.همانطور که فساد در اقتصاد رسمی محتمل است و بایستی برایش راهکارهای اصلاحی و اطمینان بخش یافت، فساد در اقتصاد غیر رسمی هم محتمل است و راهکار متناسب با آن بازار را می طلبد.هرقدر متخصصان و دولتها بازار غیررسمی را قبول ندارند فعالان اقتصادی آن را قبول دارند و برای به «حداکثررسانی منافع شان» از آن بهره می گیرندبا همین استدلال دلار تک قیمتی یک رویای دست نیافتنی ست.

ذینفعان پیدا و پنهان بازار ارز در ایران

مختصات واقعی اقتصاد و جامعه ایران، دلار را برای خیلی ها جذاب کرده است. اقتصادی دولتی، نفتی با حجم وسیعی از شرکت های خصولتی که مدیران شان گاها در مناصب دولتی و شبه دولتی همزمان مشغول به کارند و عملا دچار تعارض منافع هستند.ضمن اینکه لازم نیست حتما مناصب مدیریتی داشته باشید با یک منصب علمی و مشاوره ای هم می توانید جامعه ای را که کار واقعی در آن عزت لازم را ندارد، به سمت منافع خود یا جریان تان با یک کاررسانه ای سوق دهید.در کنار اقتصاد دولتی، اقتصاد بخش عمومی و خصوصی هم بیش از تولید وابسته به واردات است حتی موقعی که تولید می کنید هم باز در بخش هایی مثل مواد اولیه به واردات متکی هستید مشابه آنچه درباره خودروهای مونتاژی روی می دهد.داگر ر کنار وضعیت آشفته اقتصادی تان؛ جهت گیری های سیاسی خاص و انقلابی هم داشته باشید خود به خود هم محیط اقتصاد بین الملل و هم بیگانگان چشم طمع به حداکثرسازی منافع شان با دخالت به انحای مختلف در بازار های حیاتی تان پیدا می کنند.وضعیت اقتصادی و سیاسی به انضمام تمایل به سبک زندگی غربی و امریکایی نور علی نور می شود و چشم همچشمی های فرهنگی دامن می زند به مخارج دلاری تاندر چنین شرایطی اگر حاکمیت در کل و دولتها در ذیل حاکمیت ایده ایی منسجم برای مدیریت بازار ارز و دلار نداشته باشند گه به نعل زنند گه به میخ؛ آشفتگی دو چندان میشود و موجی در پی موج که نرخ ها را پی در پی می شکند و فقط حرف درمانی می کنند.

غائب همیشه میدان اما مدعی: نگاه علمی

علم یعنی روش علمی یعنی تجربه یعنی مشاهده پذیری برای همهحتی اگر قرار است مشاهده در آزمایشگاه های خاص و با کنترل پارامترهای خاص و طبق یک تئوری به پیش رود بایستی برای همه آزمایش کنندگان استاندارد چنین نتایجی محرز شود نه اینکه پارامترها را تغییر دهیم و با انعکاس رسانه ای سعی کنیم مطلوبیت های خودمان را به جای نتایج بنشانیم و باز هم با بازی رسانه ای سعی کنیم پیش بینی های قبلی برای آینده پیش رویمان را محقق کنیم و از ذوق زدگی فریاد بزنیم: دیدید با نگاه علمی تا اینجای قیمت دلار درست شد وای به حالمان اگر سر به دامن علم ننهیم!؟علم و عالمی که سرطان را کشف کند اما راه علاجی برای آن نیابد چه فایده ای دارد!؟گفتم سرطان راستی هر درمان و مداخله درمانی ناظر به تقویت سیستم دفاعی بدن است به بیان دیگر مقدم بر اثر هر عامل خارجی؛ نظام و عوامل داخلی نظام بدن است؛ اقتصاد هم همینگونه است هر قدر درهای شانگهای و بریکس و نظام اقتصاد دنیا با پذیرش FATF و پالرمو به رویمان باز باشد اما عوامل داخلی نظام اقتصادی ایران معیوب و مشکل دار باشد چه فایده!؟

متخصصان واقعی اقتصاد

واقعا متخصص کیست!؟ اساتید دانشگاه، مشاوران اقتصادی دولت،کارگزاران اقتصادی هیئت دولت، کارمندان نهادهای اقتصادی، سیاستمدارن و احزاب و جریان ها، تولیدکننده و وارد کننده، رسانه ای چی ها، فعالان بازار اقتصاد یک نهاد اجتماعی در حوزه مبادلات و بازار است پس همه به اندازه خودشان متخصص هستند هر قدر آدم ها را با هر نوع برچسب زنی از این نهاد دور کنیم به همان اندازه به تحقق یک جامعه اقتصادی مطلوب صدمه و لطمه زده ایم.اما فاجعه وقتی میشود که اساتید دانشگاه و مسئولین ما از نرخ 20 هزار تومانی تا 100 هزار تومانی یا حتی 284 هزار تومانی برای دلار نوسان گیری می کنند.این عزیزان نشان می دهند که نه تنها نتوانسته اند در دانشگاه به یک نشست و مباحثه علمی با هم بنشینند بلکه حتی در مقام مسئول یک حاکمیت نتوانسته اند مدیریتی واحد بر جامعه اعمال کنند لاجرم دست به کار رسانه ای می زنند و آوردگاهشان نه منطق و علم اقتصاد که میشود عرصه سیاست و زورآزمایی های قطبی ساز در جامعه!باور کنید آن باربر کف بازار متخصص تر از این عزیزان در اقتصاد است

شرطی سازی اقتصاد به عوامل بین الملل

اگرچه اقتصاد سیاسی بخشی از اقتصاد است اما همه اقتصاد نیست!بنیان های اقتصاد عصر دیجیتال به دنبال رهایی از هر قید و بندی ست که حاکمیت ها چه در عرصه ملی و چه بین المللی برای فعالان اقتصادی در مبادله هایشان ایجاد می کنند. مادامی که حجم بازار رمز ارزها در زمان نگارش همین محتوای خبری به حدود چهار تریلیون دلار می رسد، ما هنوز از محدودیت های مبادله های بین المللی می گوییم!؟اصلا اقتصاد بازار آزاد کجای این عالم است که نه یک کشور بلکه چندین کشور را از معامله با فعالان سایر کشورها نهی می کنند!؟دلار کجای بازار امروز پس از عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه است فردا کجا خواهد بود!؟چه کسی یا کسانی می خواهند همچنان سایه دلار مثل چماق بر سر ملت ایران باشد وقتی که با نهادسازی درست اقتصادی (چه در سطح ملی و چه بین المللی) و دسترسی به منابع واقعی اقتصاد می توانیم کاهش سیطره دلار بر اقتصادمان حرکت کنیم!؟#دلار#دولت#FATF#مذاکره#امریکا#ایران
13:50 - 6 بهمن 1403

9 نقل قول2 واکنش
38٫3k بازدید



1 پاسخ