محمدرضا غلامرضا معاون پیشین وزارت اطلاعات و معاون سابق سپاه قدس در برنامه ثریا تلویزیون گفت: «علیرغم اینکه اطلاعاتی از تحرک تروریست های سوری در سوریه داشتیم به اعتنا به این هشدارها فریب ترکها و بعضی از کشورهای عربی منطقه را خوردیم»کارشناس دیگری در برنامه جریان شبکه یک اعلام می کند: به دلیل درگیری های حزب الله لبنان و اسرائیل خلاءهایی در خطوط پشتیبانی نیروهای حاضر در سوریه بوجود آمده بود که بایستی از سوی ارتش سوریه پر می شد و این اتفاق نیفتاد یا اینکه مسئولان عالی رتبه نظام خوش بینی هایی نسبت به طرف های بین المللی داشتند که مانع از اتخاذ تصمیم گیری صحیح آنها شد و در نهایت غافلگیر شدیم.بی اعتنایی به میدان و غفلت از آن سبب ساز مشکلات عدیده ای ست اما واقعیت اینست که تصمیم گیران فقط بر مبنای اطلاعات میدانی تصمیم نمی گیرند بلکه اطلاعات راهبردی هم در کنار اطلاعات میدان در اختیارشان است تا در صورت لزوم تصمیمات مقتضی را اتخاذ کنند. پیرامون جنگ اکراین تحلیل های فراوانی از سوی مسئولان و کارشناسان مختلف مطرح شد اما موضع رسمی آیت الله خامنه ای فرمانده کل قوا پیرامون اکراین در دیدار پوتین رئیس جمهور روسیه با ایشان در 28 تیرماه 1401 صراحتا مطرح شد:«جنگ یک مقوله خشن و سخت است و جمهوری اسلامی از اینکه مردم عادی دچار آن شوند به هیچ وجه خرسند نمیشود اما در قضیه اوکراین چنانچه شما ابتکار عمل را به دست نمیگرفتید، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ میشد.»طبیعی ست ستاد کل نیروهای مسلح و دولت برنامه ها، طرح ها و مواضع تخصصی و حتی مشاوره های لازم به ایشان را می دهند اما فراموش نکنیم تصمیم گیر نهایی رهبری ست.قضایای سوریه فارغ از هر نوع تحلیل بایستی در چارچوب مدیریت رهبری دیده شود
افق دید رهبری در قضیه سوریه
رهبری همیشه از مشورت همه استفاده می کرده است حتی آقای ولایتی که معتقد است در جنگ اخیر سوریه؛ ترکیه در چاله امریکایی و اسرائیلی ها افتاده است. شاید ولایتی یکی از همان مقامات عالی رتبه نظام بوده است که در کمال خوش باوری تصور می کرده میشود روی قول و ضمانت ترک ها در توافق آستانمه حساب باز کرد و الان از صحنه میدان شگفت زده شده است. نسبت خوش بینی با ولایتی شاید کارگر افتد اما با حضرت آقا خیر!؟روزی آیت الله هاشمی رفیق و همسنگر دیرینه آیت الله خامنه ای اعلام کرد عصر موشک گذشته، عصر گفتمان است و البته به سبب جایگاهی که ایشان در نظام داشتند کلامشان نفوذ داشت؛ بلافاصله رهبری موضع گرفتند که خیر !؟ نهضت های آزادی بخش سپاه پاسداران به سبب تحرکات مهدی هاشمی، جنگ تحمیلی و فرمان بازگشت امام به حاج احمد متوسلیان از لبنان به کشور تا آستانه تعطیلی پیش رفت اما به محض آقای خامنه ای بر مسند رهبری نظام نشستند تجربه نهضتهای آزادی بخش سپاه را پیش رو گذاشتند و نقدش کردند و نتیجه اش شد نیروی قدس سپاه!؟در قضیه شهادت حاج قاسم؛ رهبری فرمودند:«حالا یک سیلیای دیشب به اینها زده شد؛ این مسئلهی دیگری است. آنچه در مقام مقابله مهم است -این کارهای نظامیِ به این شکل، کفایت آن قضیّه را نمیکند- این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود. »آقای خامنه ای به خوبی می داند امریکا پایگاه های نظامی بسیاری در منطقه دارد و البته اسرائیل بزرگترین پادگان نظامی امریکا در غرب آسیا ست.پس انتقام بزرگ که همان اخراج امریکایی هاست از همان روز کلید خورد. حالا اگر مواضع صریح رهبری به پوتین را مجددا بخوانیم اهمیت آن سخنان را بیشتر در می یابیم.پس افق دید رهبری جامع و مانع است
ملاحظات رهبری در قضیه جنگ سوریه
رهبری در دیدار بسیجیان فرمودند:«تفکر بسیجی با شناخت از خود و با اعتماد به تواناییهایش، بنبست شکن است ... بسیجی ایرانی یقین دارد سرانجام یک روز رژیم صهیونیستی را از بین خواهد برد.»بنابر آنچه گفته شد طبیعی ست که فرمانده کل قوا از ستاد کل طراحی های متعدد برای اخراج امریکا از منطقه غرب آسیا بخواهد.اعطای ماموریت های جدید به نیروی دریایی ارتش و نیروی دریایی سپاه، اهتمام ویژه به، تقویت بنیه اقتصادی کشور، توجه به هوش مصنوعی، مطالبه از دولتها بابت برخورد فعالانه مابه ازای بدعهدی ها در برجام از سوی رهبری در راستای تقویت جایگاه قدرت ایران و البته در جهت پر کردن خلاء یک قدرت بین المللی در غرب آسیا پس از اخراج امریکا از منطقه بایستی تعبیر و تفسیر کرد.رهبری علاوه بر آنکه به ملاحظات یک مرجع تقلید در جنگها مقید است به حاکمیت و تشخص ملت ها و حکام کشورها و حتی گروه های مقاومت احترام می گذارد.منش حاج قاسم به نحوی منتج از منش رهبری ست که در منطقه دلربایی می کند و ابو عزرائیل عراقی را برای اذن جهاد مجدد علیه تروریست های سوری به کرمان می کشاند.توجه رهبری به امکانات، مقدورات و البته حصول بخشی از اهداف با اتکاء به قدرت الهی و مومنان بی بدیل است.بی بدیل است دقیقا آنجایی که به دانشجویان خطاب می کند:«نمیگویم شهید بشوید، خدا کند شهید نشوید ــ البتّه در پیری اشکال ندارد؛ ...، آنوقت شهید بشوید، امّا فعلاً تا جوانید کارتان داریم، شهید نشوید ــ امّا مثل شهیدها زندگی کنید»این دیدگاه در رهبری در یک چرخه از «تفکر به عمل» و «عمل به تفکر» شکل گرفته و آبدیده شده است دقیقا آنجایی که تروریست های داعشی با وعده شهادت تازه مسلمان ها را برای تحقق اهداف مستکبران عالم به مسلخ مرگ می فرستادند.
مولفه های سوری ملاحظات ایران
در تحلیل هایمان از سوریه بایستی دقت لازم را داشته باشیم بیش از ده ها گروه مخالف و منتقد با رویکردهای مختلف در گیر هستند. از اینرو مجبوریم توآمان از وازگان معارض، مخالف،منتقد و حتی تروریست برای منتقدان حکومت اسد یاد کنیم. جریان شناسی این گروه ها و حامیان آنها و آبشخئورهای فکری آنان برای حل و فصل بحران سوریه بسیار مهم است و این نقطه همان ملاحظه سوری مدنظر رهبری ست.بیش از 11-12 سال جنگ داخلی، مردم سوریه و حتی ارتش سوریه را خسته و ناامید کرده است بنابراین رفتار و کنش های احساسی از پرخاشگری شهروندان گرفته تا فرار نظامیان سروی از جبهه ها طبیعی ست. بازیگران بین المللی با اغراض مختلف به شدت در سوریه فعال هستند و توجه به نیت و انگیزه هر کدام و برقراری ارتباط و تعامل با آنها بسیار حیاتی ست. دیپلماسی و میدان زمانی مکمل هم هستند که دیپلماسی مقدم، حین و متاخر از میدان باشد و به صرف میدان یا دیپلماسی نمی شود یک صحنه بین المللی را مدیریت کرد.ایران هراسی طرحی چند ده ساله است که توسط امریکا و غربیها در منطقه غرب آسیا و در میان ملل عرب منطقه ریشه های عمیق دارد هر اقدامی که ان امر را تشدید کند مخل تحرک های بعدی ایران است.ایران هراسی و جلوگیری از نفوذ پذیری ایران در کشورهای منطقه به حدی ست که حتی در کشور شیعی مثل عراق؛ جریان صدر بارها و بارها به مقابله با مثل با ایران و گروه های مقاومت عراقی همسو با ایران پرداخت.در نهایت باید بپذیریم که میدان و دیپلماسی با یک طرح راهبردی و منطبق با نقشه های پیش بینی شده فعالیت هایی را انجام می دهند اما کشورهای منطقه و برنامه هایشان و عوامل دیگر نیز در توفیق و شکست طرح های ایران در سوریه دخیل هستند.#رهبری#ایران#سوریه#امریکا#اسرائیل#ترکیه#جنگ