درسهایی از قیمتگذاری عناصر نادر خاکی برای مدیریت راهبردی تنگه هرمز
در شرایط نظم جدید منطقه، تقویت جایگاه ژئواکونومیک ایران، مستلزم درگیر شدن مجموعهای گسترده از منابع خلق ارزش در حوزه تنگه هرمز است. این منابع شامل توسعه کریدورهای حملونقل، بهرهگیری از ظرفیتهای لجستیکی پیشرفته و بنادر راهبردی، ارتقای زیرساختهای انرژی، فناوریهای نوین، جذب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد زنجیرههای ارزش در صنایع راهبردی میشود. چنین همکاریهایی، ضمن ایجاد موازنه در برابر پروژههای رقیب، به تثبیت نقش ایران در نظم نوظهور چندقطبی کمک کرده و زمینه را برای مدیریت مؤثر، هوشمندانه و پایدار تنگه هرمز فراهم میسازد.
✍️ مهندس امیرحسین صادقی، متخصص حوزه حکمرانی و عضو تیم پژوهشی ابتکار "شیفت"در عصر رقابتهای فزاینده ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک، کنترل بر گلوگاههای استراتژیک (چه منابع حیاتی و چه کریدورهای تجاری) به یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت در نظام بینالملل تبدیل شده است. تجربه چین در بهرهبرداری از عناصر نادر خاکی نمونهای برجسته از این روند است. چین با تسلط بر بخش عمده استخراج، فرآوری و زنجیره تأمین این عناصر، توانسته است آنها را به اهرمی راهبردی در مواجهه با فشارهای اقتصادی و سیاسی ایالات متحده تبدیل کند. این کشور در واکنش به سیاستهایی نظیر افزایش تعرفهها و محدودیتهای فناوری، از طریق اعمال کنترلهای صادراتی، محدودسازی عرضه و تنظیم قیمتها قدرت چانهزنی خود را تقویت کرده است. چنین رویکردی نشان میدهد که انحصار بر منابع حیاتی، در صورت مدیریت هوشمندانه، میتواند به ابزاری مؤثر برای تحقق اهداف ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک تبدیل شود.در چارچوبی مشابه، جمهوری اسلامی ایران نیز از مزیت ژئوپلیتیک منحصربهفردی در تنگه هرمز برخوردار است؛ گذرگاهی که یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال انرژی در جهان به شمار میرود و بخش قابلتوجهی از تجارت نفت و گاز جهانی از آن عبور میکند. تثبیت جایگاه ایران در این تنگه، فرصتی راهبردی برای طراحی سازوکارهای مدیریتی و اقتصادی فراهم میکند. بااینحال، هرگونه سیاستگذاری در این حوزه باید با در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت آن انجام شود، زیرا افزایش فشارهای اقتصادی یا اعمال عوارض سنگین و پایدار میتواند کشورهای منطقه و قدرتهای فرامنطقهای را به توسعه مسیرهای جایگزین و دور زدن این گذرگاه سوق دهد.
از منظر تطبیقی، عناصر نادر خاکی برای چین همان نقشی را ایفا میکنند که تنگه هرمز برای ایران دارد. هر دو دارایی از ویژگیهای مشابهی برخوردارند: اهمیت راهبردی در اقتصاد جهانی، دشواری جایگزینی در کوتاهمدت و تأثیرگذاری مستقیم بر امنیت و ثبات بینالمللی. در هر دو مورد، بهرهبرداری مؤثر از این مزیتها مستلزم ایجاد تعادل میان افزایش قدرت چانهزنی و جلوگیری از تحریک رقبا برای یافتن گزینههای جایگزین است. تحلیل این مسئله از منظر نظریه بازی نیز حائز اهمیت است. تعامل میان ایران و بازیگران منطقهای و جهانی را میتوان بهعنوان یک بازی راهبردی تکرارشونده با اطلاعات ناقص تبیین کرد؛ بازیای که در آن تصمیمات هر طرف به واکنشهای متقابل طرف دیگر وابسته است. در سناریوی نخست، اعمال عوارض بالا و پایدار ممکن است در کوتاهمدت منافع اقتصادی و اهرم فشار ایجاد کند، اما در بلندمدت انگیزه لازم برای سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین را فراهم میسازد. در سناریوی دوم، تعیین عوارض پایین اگرچه موجب افزایش عبور و مرور میشود، اما قدرت چانهزنی را کاهش میدهد. در سناریوی سوم، اتخاذ رویکردی متعادل و انعطافپذیر مبتنی بر تعدیل تدریجی هزینهها میتواند به شکلگیری تعادلی پایدار از نوع «نش» منجر شود؛ تعادلی که در آن هیچیک از بازیگران انگیزهای برای تغییر راهبرد خود نداشته باشد. در چنین چارچوبی، هدف سیاستگذار دستیابی به نقطهای است که همکاری اقتصادی برای طرفهای مقابل، منطقیتر از سرمایهگذاری در مسیرهای جایگزین باشد.
در این میان، توسعه خطوط لوله و کریدورهای ترانزیتی جایگزین، یکی از مهمترین واکنشهای احتمالی بازیگران منطقهای به افزایش هزینه عبور از تنگه هرمز محسوب میشود. از جمله این ابتکارات میتوان به تقویت بندر فجیره در امارات، توسعه زیرساختهای انرژی در ینبوع در عربستان سعودی در سواحل دریای سرخ و همچنین طرح کریدور اقتصادی هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) اشاره کرد. این پروژهها با هدف کاهش وابستگی به تنگه هرمز طراحی شدهاند و میتوانند در صورت تقویت، به شکلگیری نظمی رقیب در برابر ابتکارات ژئوپلیتیک ایران منجر شوند. در مقابل، کریدورهای شرق–غرب و شمال–جنوب، که نقش مهمی در اتصال آسیا به اروپا ایفا میکنند، ظرفیت آن را دارند که جایگاه ژئواکونومیک ایران را تقویت کنند. در این میان، تنگه هرمز همچنان حلقهای حیاتی در معماری انرژی و تجارت جهانی باقی میماند و مدیریت هوشمندانه آن میتواند در تعیین توازن قدرت منطقهای نقشآفرین باشد.در چنین چارچوبی، طراحی یک نظام «قیمتگذاری پویا» میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر و مبتنی بر مبانی علمی مطرح شود. قیمتگذاری پویا، که در اقتصاد صنعتی و مدیریت منابع استراتژیک کاربرد گستردهای دارد، به معنای تنظیم انعطافپذیر تعرفهها بر اساس شرایط بازار، سطح تقاضا، ریسکهای ژئوپلیتیک و رفتار رقبا است. در این رویکرد، سیاستگذار با در نظر گرفتن هزینههای جایگزین، حساسیت تقاضا و تحولات منطقهای، سطح بهینه عوارض را تعیین میکند.
یکی از مفاهیم کلیدی در این زمینه، «قیمت خفگی» یا Choke Price است؛ سطحی از قیمت که در آن تقاضا برای مسیر جایگزین بهصرفه نبوده و استفاده از مسیر موجود همچنان گزینه برتر باقی میماند. تعیین چنین نقطهای مستلزم تحلیل دقیق هزینههای دور زدن تنگه، سرمایهگذاری در زیرساختهای جایگزین و کشش تقاضای انرژی است. در این چارچوب، اخذ عوارض بالاتر در مقاطع بحرانی و تعدیل تدریجی آن در شرایط عادی، میتواند هم درآمد اقتصادی و هم قدرت چانهزنی ژئوپلیتیک را حفظ کند، بدون آنکه انگیزه ایجاد مسیرهای جایگزین را تقویت نماید.بااینحال، اتکای صرف به معادلات اقتصادی برای موفقیت این راهبرد کافی نخواهد بود. تجربههای بینالمللی نشان میدهد که دستیابی به نتایج پایدار مستلزم تلفیق هوشمندانه ابزارهای اقتصادی با ملاحظات ژئوپلیتیک و دیپلماتیک است. ازاینرو، طراحی یک چارچوب جامع و چندلایه مبتنی بر دیپلماسی فعال منطقهای، توسعه همکاریهای اقتصادی با کشورهای همسایه، تقویت نقش ایران در کریدورهای بینالمللی و ارائه مشوقهای مشترک در حوزه امنیت انرژی، میتواند اثربخشی این راهبرد را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. چنین چارچوبی باید فراتر از اخذ عوارض عبور عمل کرده و با ایجاد منافع مشترک و وابستگی متقابل، به تثبیت جایگاه ایران در معماری منطقهای و جهانی کمک کند.در این میان، گسترش همکاری با قدرتهای جهانی بهویژه چین و روسیه از اهمیت راهبردی برخوردار است. تعمیق مشارکت با این دو قدرت در توسعه کریدورهای ترانزیتی، از جمله ابتکار «کمربند و جاده» و کریدور بینالمللی شمال–جنوب، میتواند جایگاه ژئواکونومیک ایران را تقویت کند.
بااینحال، موفقیت این رویکرد مستلزم درگیر شدن مجموعهای گسترده از منابع خلق ارزش در حوزه تنگه هرمز است. این منابع شامل توسعه کریدورهای حملونقل، بهرهگیری از ظرفیتهای لجستیکی پیشرفته و بنادر راهبردی، ارتقای زیرساختهای انرژی، انتقال و بومیسازی فناوریهای نوین، جذب سرمایهگذاری خارجی و ایجاد زنجیرههای ارزش در صنایع راهبردی میشود. چنین همکاریهایی، ضمن ایجاد موازنه در برابر پروژههای رقیب، به تثبیت نقش ایران در نظم نوظهور چندقطبی کمک کرده و زمینه را برای مدیریت مؤثر، هوشمندانه و پایدار تنگه هرمز فراهم میسازد.#تنگه_هرمزکانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام:eitaa.com/shift_initiativet.me/shift_initiative 12:18 - 25 فروردین 1405