
iri@Sajjad_Mohaghegh7 مرداد 1404یک ایرانی غریب، دنبال نشانی از بهلول میگردد!
بیش از یکساعت بود که در خانهاش نشستهبودم. آهی کشید و نگاهش را به من دوخت. روی زانو جلو آمد و به رسم خودشان دوباره بغلکشی کرد و مرا در آغوش گرفت. گفت: میبینی دنیا چقدر کوچک است؟حالا حساب ما با هم فرق میکند. یک عزیز مشترک داریم که ما و شما را با هم رفیق کرد! جناب بهلول!
@Sajjad_Mohaghegh2 مرداد 1404چه غلطی کردی آقای خبرنگار!
مشت محکمی روی دیوار خورد و در یکی از اتاقها به سرعت روی پاشنه چرخید. احمد توکلی توی قاب در ایستاده بود و من حتی فرصت نکردم دمپایی هایم را دوباره پا کنم. از همان جلوی در رو به من داد زد که چه غلطی کردی آقای خبرنگار؟!