شمیم| کاظم دانایی: قدری فتیله شعور را در شورخوانی بالا ببرید+فیلم
کاظم دانایی پیرغلام اهل بیت گفت: ذائقه مخاطب عوض شده است. خصوصاً جوانها دنبال شور هستند؛ اگر یک قدری شعور قاطی آن شود، خوب است. البته هست ولی باید فتیله آن بالاتر برود.
حوزه مسجد و هیأت خبرگزاری فارس، در دومین قسمت برنامه شمیم با حاج کاظم دانایی پیرغلام با صفای اهل بیت(ع) به گفتوگو نشستیم، او فرزند مداح روشندل مرحوم حاج مهدی دانایی است. ماحصل این گفتوگو را بخوانید:* چه شد که وارد عرصه نوکری و ذاکری اهلبیت شدید؟ پدر شما هم جز ذاکرین بودند؟در جامعه مداح به کسانی که پدرشان در این کسوت بودند، میگویند این ریشه دارد. اتصال ما هم به خانواده عصمت و طهارت، از پدر بود. ایشان ذاکر و مداح بود و خیلی خوشسابقه بود، در عین حال ایشان از نعمت بینایی بهره نداشت؛ البته ظاهراً چشمش نمیدید ولی دلش خیلی روشن بود، هر چه ما داریم از این پیرغلام حضرت زهرا(س) داریم.من افتخار عصاکشی و همراهی ایشان را در مجالس و محافل از خردسالی داشتم و به همین خاطر با نغمات و اشعار آئینی آشنا شدم. از همان طفولیت یک بخشی از زندگی من، همین خدمتگزاری و نوکری، مداحی و ذاکری آستان حضرت سیدالشهدا شد.در سن نوجوانی، برای پدرم عارضه قلبی ایجاد شد و یک مقداری مشکل داشت و نباید به خودش فشار میآورد؛ من چون با او به مجالس میرفتم، با او همخوانی و همراهی میکردم.
* چند سالتان بود؟هنوز انقلاب نشده بود. در بعضی از مجالس ایشان وقتی به روضه گریز میزد من چون اشعار را شنیده بودم و بلد بودم، با او همراهی میکردم و دو سه دقیقه مجلس میگرفت و گرم میشد، به این پامنبری میگویند. پامنبری پدر بودم و مستقیم و غیرمستقیم از بزرگان این عرصه هم در مجالس و محافل یک چیزهایی کسب کردیم. همگی یک حسنات و برکاتی برایم داشتند. زمانی که خواستم بخوانم تا حدودی فوت و فن آنها را لحاظ کردم. من نوحهخوان محلهمان بودم یک هیأت محلی داشتیم، میخواندم. مادر میگفت پدرت میآید لای در کوچه میایستد، صدای بلندگو هیأت که میآید، گوش میکند و خیلی ذوق میکند، چون بعداً ادامهدهنده او خواهی بود. نیت قلبی او بود و به بزرگترهای جامعه و رفقا وصیت کرده بود که دوست دارم کاظم این مسیر را ادامه دهد که الحمدلله توفیق شامل حال من شد. تا که از جانب معشوقه نباشد کششی/جوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد. شاید یک دست غیبی ما را وارد این بساط کرد و الی کار من چیز دیگری بود و در تعاونی نوشتافزار کارمند بودم و بعد انبار دستم بود. توفیق شد آمدم و بعد از وفات پدرم در سال 64، بزرگان جامعه گفتند چون تو با ایشان همراه بودی، همه تو را میشناسند، روضهها را ترک نکن و مجالس را ادامه بده و حالا کار دیگری هم خواستی کنار این انجام بده. * پدر شما روشندل بودند چطور شعر حفظ میکردند؟میگویند خدا اگر یک دری را ببندد ولی یک در دیگری را باز میکند، واقعاً همینطور بود. خیلی هوش و ذکاوت پدرم بالا بود. آن زمان معمول بوده که قصیدههای مطول را در مجالس میخواندند و حوصله مردم هم سر نمیرفت و همه با اشتیاق گوش میکردند که تابلویی که دارد ارائه میشود.
خواهرزادهها یا برادرزادههای او زمانی که من کوچک بودم برای او میخواندند، میگفتند ۴، ۵ بار که میخواندیم پدر حفظ میشود. بعد پدرم یک استادی به نام مرشدامیر داشت که ایشان استاد پدرم بود. پدرم میگفت ۲۰، ۳۰ خط شعر برای من میخواند تا این شعر را به او تحویل ندهم شعر بعدی را به من نمیداد و امتناع میکرد. باید این را شسته و رُفته برای او بخوانم تا شعر بعدی را به من بدهد.در عین حال حافظه خیلی خوبی داشت، شعری هم که به دلش مینشست چند بار که میخواندیم. بعدها که ضبط نوارکاست آمد، نوارکاست را میگذاشتیم و شعر را چند بار گوش میکرد. دو سه بار خودش در نوار کاست مرور میکرد.* فرآیند آموزش شما در این مسیر طی شد؟من خودم خیلی علاقمند بودم. اصلاً این کار یک کاری است که باطن قضیه یک عشقی است که ما گاهی در ایام نوروز، روضهها تخفیف پیدا میکند یا کم میشود و نیست یا در ایام کرونا، من یک روز که نمیخواندم انگار مرغ سرکَنده بودم. خودم پشت فرمان شروع به خواندن میکردم یا گاهی بعضیها میگفتند نذر ما باید اجرا شود، شما همان جا که هستید روضه ما را بخوان و من هم روضه آنها را مجازی از راه دور میخواندم.روضه جزء لاینفک زندگی انسان است، یک عشقی است و در عین حال یک عادتی هم میآورد.* کار مداحی چه روش و منشی دارد؟ چه آدابی باید در آن رعایت شود؟ممدوح ما رأس هرم است، اینها گلهای سرسبد خلقت هستند و مستورههای عالم وجود هستند. آمدند که ما از آنها سرمشق بگیریم، حالا اگر کسی بخواهد مدح این خانواده را بکند، باید شئونات این خانواده را رعایت کند. عظمت آنها زیر سوال نبرد، در انتخاب شعر، خیلی سنگین و رنگین عمل کند. شعر نباید آبکی باشد.
گاهی اوقات شبهشاعر میآید روی یک چیزی آهنگ میگذارد و با این آهنگ میخواهد شعر را به مردم و مستمعین بخوراند. آهنگ قشنگ است برای اینکه این آهنگ جور شود، یکسری کلماتی را پشت سر هم میگذارد ولی محتوا و مضامین خیلی ضعیف است. این درخورِ اهل بیت نیست. شاید یک جایی بگیرد ولی حق مطلب اینجا ادا نمیشود، چون ممدوح ما خیلی عظمت دارد.دون مقام خالق و فوق کلام خلق هستند یعنی ما باید یک چیزی را ختم کنیم مثل شعرای قدیمی، شعرهای وزین، سنگین و رنگین که جان داشته باشد و حق مطلب ادا شود.* اینکه شعرها آن وزن و عیار لازم را ندارد، ناشی از چیست؟ کمکاری مداح است یا ذائقه مخاطب عوض شده است؟ذائقه مخاطب که عوض شده است، خصوصاً جوانها دنبال شور هستند؛ اگر یک قدری شعور قاطی آن شود، خوب است. البته هست ولی باید فتیله آن بالاتر برود و وزن شعرها بالاتر برود که الحمدلله در یک مسیری قرار گرفته که دارد به آن سمت و سوی میرود. در قدیم سواد مردم کمتر بود و مداحان و منبریها هم به همین نسبت با سواد کم میتوانستند مجلس را اداره کنند، اما حالا همه تحصیلکرده هستند و جوانها دارای شور و شعور هستند؛ نمیشود هر چیزی را پیش آنها خواند. در عین حال باید یک قدری رعایت مسائل شود و ذائقه آنها هم لحاظ شود ولی اینکه ما بخواهیم هر چه به دهانمان آمد بگوییم صحیح نیست.باید کلاً آدم استاد ببیند. یکی که راه را به او نشان بدهد و یک بلد راهی خط را به فرد نشان بدهد، بعد روی غَلتک و ریل میافتد و دیگر تمام میشود،. بعد خودش مثل آن زرگری میماند که عیار طلا را در دست مشتری نمیخواهد دیگر محک بزند، خودش عیار آن طلا را تشخیص میدهد و خودش متوجه میشود که اینجا جای خواندن این شعر نیست.
یک مداح باید روانشناس هم باشد، به مجلس و روحیات مجلسش نگاه کند و ببیند چیزی که میخواهد در این مجلس بخواند جا میافتد؟ این هم در تکرار مکررات دستش میآید.* الان مداح این وظیفه را دارد که ذائقه مستمع را عوض کند و شعر خوب بخواند که این تغییر اتفاق بیفتد یا باید سوار این جریان شود که در فضای مجازی فقط دیده شود؟اگر کسی بتواند در مجموع یک قدری از گذشته در مجلسش ارائه بدهد و حالا یک ملودی جدیدی هم در آن بیاورد که به مجلس میخورد، میتواند هم ذائقه جوانها را تأمین کند و هم اینکه میراث پیشینیان ما را که به امانت به دست ما سپردند، به اهلش برسانیم.یک زمانی ما سوار بهترین ماشین که میشدیم، ۸۰، ۹۰ تا که میرفتیم ماشین شروع به لرزش میکرد، اما الان یک نیش گاز میدهید، ماشین ۲۰۰ تا میرود، یعنی الان ماشینها و جادهها و سرعت، ارتقا پیدا کرده است. سرعت کارها بالا رفته است. یک زمانی طرف میرفت فیلم سینمایی قسمت ۱ و ۲ را میدید، ۴ ساعت پای فیلم مینشست ولی الان بیننده حوصله ندارد بیشتر از یک ساعت پای یک فیلم بنشیند و آن موقعها گذشت. یک زمانی مداحان قدیمی شروع به خواندن قصیده میکردند و مردم هم انگار یک چیز نو، ظهور کرده، به دهان مداح چشم میدوختند و سروپا گوش بودند اما الان باید جذابیت وجود داشته باشد. خواندن طرف نباید یکنواخت باشد. شعر ما الان ۸ غزل است اگر ۹ خط بشود دیگر کسی گوش نمیکند مگر ملودی و آهنگ و ریتم آن عوض شود و یک شوری داشته باشد که مخاطب را جذب کند.
ما هم وظیفه داریم مخاطب را جذب کنیم اما وظیفه داریم سعی کنیم دری وَری نگوییم. در جاده خاکی نرویم، چیزی را که به ما سپردند آن را به دست آیندگان بسپاریم. اگر میخواهیم در این کار موفق باشیم از قدیمیها هر چه محاسن گرفتیم جمع کنیم. الان هم اگر چیز خوبی هست، رد نکنیم، چون الان هم خیلی چیزها باعث تعالی مداحی شده و ما نمیتوانیم انکار کنیم.* بزرگان مداحی وجاهتی دارند و عبایی به تن میکنند، لباس و فضای خاصی دارند، جوانترها با آستین کوتاه و موی آنچنانی روی منبر حاضر میشوند، این فضا را چطور میبینید و چه توصیهای به جوانها دارید؟آنها هم نظر سویی ندارند، میخواهند به مستمع بگویند که ما هم در این شکل و شمایل شما هستیم. اما قبول دارم که منبر یک حرمتی دارد. باید رعایت شود و فرد با یک چهره وزین پشت تریبون بیاید و روی منبر بنشیند. قدیمیها اصلاً اجازه نمیدادند، افراد با این ظاهر روی منبر بروند. حتماً اگر سرد و گرم بود باید لباده میپوشیدند، لباسی مانند کت که اقلاً یک وجب از آن بلندتر بود یا عبا میانداختند. این خودش یک استتاری است و قدری آدم را مهار میکند. اگر من بخواهم کلامی را بگویم این عبا باعث میشود، چون قداست دارد، آن عرقچینی که روی سرشان میگذاشتند، مانع میشد. کسی هم آنها را میدید، میگفت او مداح امام حسین است، السلام علیک با اباعبدالله!
* اصلاً اگر با این هیبت خیابان میرفتند مردم میشناختند و احترامی میگذاشتند و التماس دعا میکردند...بله دل مردم هوایی میشد، مثلاً هر جا میرفتیم آقا ما مریض داریم مریض ما یادت نرود! التماس دعا میگفتند، اگر باشد خیلی بهتر است. قدیمیها یا فینه میگذاشتند میگفتند مولوی، خدا بیامرزد آسیدحسین عرب را خیلی از قدما، سیدجمال قریشی، سیدجواد سنجری در همه مناطق بودند، فینه میگذاشتند. اینها که سیادت داشتند، نوار دور فینه آنها سبز بود، آنها که سیادت نداشتند شیرشکری میبستند یا بعضیها عرقچین میبستند. یک هیبتی میداد، مداح را سنگین میکرد و این باعث میشود که آدم یک قدری خودش احساس کند که دست و پای آدم را میبندد. مثل لباس روحانیت میماند. یک روحانی وقتی لباس روحانیت میپوشد، حرکات و سکَنات او در جامعه فرق میکند. بستنی خوردن در خیابان عیبی ندارد، الان در جلوی رستورانها صندلیها را میچینند که مردم در خیابان غذا بخورند، زشتی و زیباییاش را نمیدانم ولی این کار را از یک روحانی نمیبینید که در خیابان بستنی بخورد و تخمه بکشند. یعنی این لباس یک وجاهتی دارد و یک سنگینیای میآورد و آدم را مستور و محدود میکند که این حرکتها را نکند. * وقتی این لباس را کنار بگذارند، طرف در هر جایی حضور پیدا میکند و هر حرفی را میزند،موافقید این محدودیت لازم است؟ در همین لباسهای معمولی هم، لباس بعضیها منزه و آراسته است و شما برای آنها احترام قائل میشوید ولی یک جوانی شلوار پاره پوشیده، شاید قلب او از من باصفاتر باشد و خیلی هم ولاییتر باشد اما یک مقدار ظاهر آدم در باطن آدم تاثیر میگذارد.
این است که طرف حرمت نگه نمیدارد و شکل ظاهری آدم خیلی شرط است، سابق میگفتند تو میخواهی در جایی بروی که زن و بچه مردم هستند، در حریم امام حسین میخواهید بروید، اینجا وقتی زنگ میزنید میگویید یاالله روضهخوان آمد، مرد خانه از خانه بیرون میرود میگوید همسایهها میآیند من داخل خانه نباشم، ولی شما را محرم میداندو رهسپار خانهاش میکند، این عبا آدم را استتار میکند و روی منبر وقتی میخواهید بنشیند یک یک قدری وجنات و حسناتی دارد که انشاءالله اگر رعایت شود بهتر است. * رسمی در این سالها اتفاق افتاده که بزرگان و پیرغلامان ما در مجالس و هیأتهای بزرگ حضور پیدا میکنند و پیشمنبرخوانی میکنند، شما چقدر این را مفید میدانید؟ تعاملی که بین نسل گذشته و جدید دارد اتفاق میافتد چقدر اثرگذار است؟طبیعتاً یک پیرغلام و یک مداحی که دارای کسوت است، آن روزگار قبلتر را دیده، میتواند با بیان، کلام و نحوه اجرای خودش یک چیزی را به مستمع فعلی بگوید. این مستع که همه جا در مجالس ایشان حضور ندارد. حالا ایشان میتواند یک برنامهای را اینجا ارائه بدهد در عین حال که این جوانترها به سبک و سیاق قدما هم آشنا شوند. گذشته از اینها مداحان معمولاً وقتی پا در سن میگذارند یقیناً از نظر انرژی و بیان و هوش و حواس و قدرت خواندن افت میکنند؛ فواره چون بلند شود سرنگون شود. یک قدری افت میکنند اما اینها چون یک عمری در کسوت مداحی بودند نفسشان خیر و برکت دارد و جوانترهای ما هم به این مطلب رسیدند. دوست دارند مجلس آنها با نفس یک پیرغلام امام حسین شروع شود، میگویند این برکاتی دارد؛ در عین حال خیلی سنت پسندیده و حسنهای است و خیلی برنامه خوبی است، هم آن کسی که یک عمری در این درگاه نفس زده، دلگرم میشود.
او میگوید من هنوز دارای بازار و مشتری هستم و به او احترام میکنند، این احترام در عین حال احترام به حضرت سیدالشهداست، چون این نوکر امام حسین، انتصابش به مولاست.* امسال محرم شما پیشمنبرخوان هیات اباعبداللهبنالحسن حنیف طاهری هستید؛ این بستر پیشمنبرخوانی یک فرصتی برای پندخوانی کردن است، وقتی جوانان این صحبتها را از شما میشنوند چقدر استقبال میکنند؟آن هم یک بخشی از خواندن است که جذابیت آن محفوظ است، قدما با همین آهنگین خواندنشان، اشعار و پندیاتی را ابتدای منبر میخواندند. خیلی نصایح در این ابیات و اشعار نهفته بود، منتها زمان آنها یک مقدار گسترده بود. مداحان قدیم باید یک بخشی از منبرشان را با این غزل پر میکردند. الان ممکن است به یک مداح در یک مجلس بگویند که شما ۱۰دقیقه وقت دارید و این باعث شده که اینها آن پندیات را فاکتور بگیرند. میگویند مثلاً با چند خط از امام زمان شروع کنیم، بعد برویم اصل مطلب را بگوییم و راجع به حضراتی که مناسبت به نام آنهاست یک مدح و منقبتی کوتاه داشته باشیم و گریز به مصیبت. چون مصیبت که نباشد، مجلس ابتر میماند، اگر شما بخواهید یک مدح و منقبتی هم قاطی آن بکنید، همان ۱۰ دقیقه را پر میکند. اگر زمان داشته باشد خیلی خوب است، بتواند مانور بدهد، آن غزل پندیات را هم بخواند.
مرحوم سیدحسینی خراسانی از پامنبریهای قدیم بود که اوایل انقلاب ترور شد و شهید شد. ایشان یک ماه رمضان شبها برای جامعه مداحان، به منبر میرفت و میگفت گاهی یک خط شعر طوری جای خودش را باز میکند و روی مستمع تاثیرگذار است که اگر راجع به آن مساله منِ منبری بالای منبری این در و آن در بزنم آن اثرگذاری را نخواهد داشت و به جای آن وقتی شعر خوانده شود، منظورش شعر پندیات بود مثلاً قدما راجع به حسادت و طهارت و رذایل و محاسن اخلاقی را در این غزل پندیات گوشزد میکردند و جان مستمع هم مینشست. مثلاً در انتخابات گذشته، در مسائل روز، مداحان به خصوص جوانترها حرف برای گفتن داستند و آن جایی که باید حرفشان را بزنند میزنند، حالا نصیحت، پند و گوشزدی هم باشد در قالب شعر یا نثر بیان میکنند ولی باید از این فرصتها به طور احسن استفاده شود، چون این فرصت ممکن است در دهه غیرمحرم کمتر باشد زیرا آن زمان بیشتر خواص پای منبر هستند اما در دهه محرم عمومیت پیدا میکند و همه به شرکت در محفل عزای سیدالشهدا مقید هستند.* ورود مداحان به مسائل روز چقدر باید حد و مرز داشته باشد؟ مثلاً در مورد انتخابات اخیر خیلیها صریح وارد شدند و صحبت کردند، موافق کار مصداقی هستید؟بله آنهایی که معمولاً این گوشزد مطرح است که در موضعگیریهای سیاسی باید هنرمندانه وارد شد فرد باید هنرش را داشته باشد تا موضوعی را چطور جا بیندازند؛ چون بچههای مذهبی و انقلابی دغدغه دارند و میخواهند به این مسیر کمک بکنند، وقتی میبینند جماعتی گوش به فرمان آنها هستند یا مثلاً مرید آنها هستند و به نوعی حرفشنوی دارند، میخواهند پیامشان را به این شکل برسانند.
شما وقتی در یک کاری قصد غربت میکنید و کار برای خدا باشد، مسیر مسیرِ دوگانهای نیست، سیدالشهدا هم راه را به ما نشان داده که ما انشاءالله در این راه مداومت داشته باشیم.* نوحههای قدیم با نوحههای جدید چه تفاوتی دارند؟نوحههای امروزی الحمدلله غنی است، گاهی در یک نوحه چند تا آهنگ آمده و ترکیب شده که خیلی جاذبه دارد، خیلی پیام دارد. تکرار مکررات باعث میشود که یک چیزی را که شما بارها و بارها شنیدید، برای شما معمولی شود. یک نوآوری هم باید کنار آن باشد. منتها این باید خیلی با احتیاط و کارشناسانه باشد. خیلی از نوحههایی که جدید است اصلاً آدم را آتش میزند، سوز دارد و آهنگ قشنگی دارد و بارها هم دیده شده که طرف این را در ماشینش گوش میدهد یا خودش با خودش زمزمه میکند. این مشخص است که این نوحه جا افتاده است و غالباً خوب است.به نظرم نوحهها خیلی خوب است و خیلی پیشرفت کرده است یعنی باید اینطوری باشد. در سابق پدران ما و مداحان پیشکسوت یک کتاب جودی و جُهدی، خزائنالاشعار، صامت بروجردی و فواد کرمانی و چند کتاب محدود دیگر داشتند. اینها برای مدح و منزلت اهلبیت بود و خیلی هم محدود بود و شعر سخت پیدا میکردند. اما امروز حضرت استاد سازگار حفظهالله، دیوانهای متعددی ارائه داده است، هر جای کتاب او را باز کنید و بخوانید مجلس اداره میشود، چون ایشان خودش مداح بوده و میدانسته مبتلابه مجالس مداحی چیست و چه چیزی لازم است و از آنهایی که نباید بگوید پرهیز کرده و آنهایی که باید بگوید را تقویت کرده است.
الحمدلله خیلی از نظر نوحه دست مداحان پر است و ما مدتی است که با کتابخانه کاری نداریم و حالا بعضی چیزها از محفوظات قبل ماست و بعضی چیزها هم در این گوشیهای جدید میآید که باب کار است و باید مجلس را روانشناسی کرد. همین است که میبینید خوب جا میافتد و خوب جواب میدهد و میبینید این مضموم نیست و این مشکلی ندارد و شما میتوانید از این شعر استفاده کنید، چون بالاخره وقتی آدم ۴۰، ۵۰ سال یک کاری را انجام میدهد به آن اشراف دارد.* نوآوری یک عرصهای برای جذب جوانان هم به مجالس و هم به اهلبیت است، این نوآوری را تا کجا میشود ادامه داد؟ هر کاری را میشود کرد به این بهانه که ما دنبال جذب جوانها هستیم؟در نوآوری باید کارشناسانه و دست به عصا پیش رفت ولی لازم است. یعنی جامعه کنونی ما میطلبد. یک ملودی که فلان مداح جوان روی آن کار میکند و جواب میدهد و جوانان دوست دارند و خلاف شرع هم نیست، خیلی هم خوب است.مداحانی که قدیمیتر هستند، حتی میروند از این اشعار جدید در مجلسشان استفاده میکنند و بخشی از مجلس خودشان را پر میکنند و جواب داده و میدهد.🔻خبرهای دست اول فرهنگی را اینجا بخوانید:@Culture#برنامه_شمیم #ماه_محرم #کاظم_دانایی #پیرغلام #هیأت 00:15 - 18 تیر 1403