دانشجوی نمونه کشوری: دلبستگی به وطن، قابلمقایسه با رفاه مادی نیست
«اگر زندگی را تنها با عینک مادیات ببینیم، شاید مهاجرت توجیهپذیر باشد.» این را علیرضا محبی دانشجوی نمونه کشوری میگوید که خود زمانی به مهاجرت فکر میکرد، اما امروز معتقد است دلبستگی به این آبوخاک، با هیچ رفاه مادی قابلمقایسه نیست.
خبرگزاری فارس - اردبیل: در دل سرزمین آذربایجان، جایی که باغهای بادام شکوفه میکنند و نسیم بر فراز کوههای سبلان پرواز میکند، داستان جوانی از دیار آذرشهر رقم خورده است. جوانی که نامش «علیرضا محبی» است و آرزوهایش چونان قلههای سر به فلک کشیده سبلان، بلند و ریشهدار در خاک پاک این سرزمین.از سال ۹۶ تاکنون، شهر اردبیل شاهد تلاشهای خستگیناپذیر این فرزند نجیب آذربایجان بوده است. در کلاسهای درس دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، گامبهگام با عشق و ایثاری مثالزدنی، مسیر پزشک شدن را پیموده و امروز با کوله باری از دانش و تجربه، فارغالتحصیل شده و در سی و دومین جشنواره دانشجویان نمونه کشوری بهعنوان یکی از 13 دانشجوی نمونه سال نیز شناخته شده است.اما پشت این کلمات ساده، دریایی از احساس و عشق نهفته است. عشقی به ایران که در وجودش موج میزند و او را بر آن داشت تا در میهن بماند و خدمت کند. حالا با او به گفتگویی صمیمی نشستهایم تا از دلتنگیها و امیدهایش بشنویم، از آرزوهایش برای ایران عزیزمان باخبر شویم و راز ماندنش را در این دیار از زبان خودش بشنویم.با ما همراه باشید در این گفتگوی صمیمی و بهیادماندنی...
یک تغییر سرنوشتسازفارس: نقطه آغازین علاقهتان به حوزه علوم پزشکی کجا بود؟ چه چیزهایی در دوران مدرسه یا خانواده، شما را به سمت این رشته سوق داد؟محبی: جرقه اولیه علاقهمندی به پزشکی، در دوران اول دبیرستان و در بحران انتخاب رشته زده شد. من با اشتیاق اولیهای که به رشته ریاضی داشتم، مصرّانه قصد ادامه این مسیر را داشتم، اما مشورتهای آگاهانه با خانواده و اساتید، نقطه عطفی در تصمیمگیری من ایجاد کرد. این گفتوگوها باعث شد درک کنم که رسیدن به آرمان اصلی من که همان خدمترسانی در حوزه درمان و سلامت انسانهاست، از مسیر رشته تجربی میسر خواهد بود.با این انگیزه، مسیر خود را به سمت علومتجربی تغییر دادم و با پشتکار به ادامه تحصیل پرداختم. پس از گذراندن دوره پیشدانشگاهی و شرکت در کنکور، اگرچه در نخستین کوشش موفق به قبولی نشدم، اما این امر باعث دلسردی من نگردید و در نهایت، نتیجه این تلاشها، قبولی در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل بود که نقطه آغازین تحقق این آرزو شد.
فارس: انتخاب رشته پزشکی و ادامه آن در اردبیل چه داستانی داشت؟ آیا این انتخاب، یک تصمیم کاملاً فردی بود یا عوامل دیگری هم در آن نقش داشتند؟محبی: پیش از قبولی، اردبیل برای من شهری ناشناخته بود و آشناییام با آن تنها به عبور از کمربندی این شهر در مسیر سفرهای تفریحی محدود میشد؛ بنابراین انتخاب اردبیل، بیش از هر چیز تابعی از رتبه کنکور و موقعیت جغرافیایی آن بود؛ چراکه این شهر علاوه بر مطابقت با رتبه من، به زادگاهم (آذرشهر) نزدیک بود و این نزدیکی یک مزیت مهم محسوب میشد.بااینحال، تصور اولیه من این بود که این انتخاب موقتی است و همواره در فکر بازگشت به تبریز بودم. اما جاذبههای پنهان این شهر، اعم از آبوهوای مطبوع و فضای صمیمی آن، بهتدریج مرا مجذوب خود کرد. این دلبستگی به حدی بود که نهتنها در اردبیل ماندگار شدم، بلکه پایههای زندگی شخصی من نیز در این شهر استوار شد و با یک بانوی اردبیلی ازدواج کردم.
فارس: شما به "نتیجه تلاش، همت و پیگیری" اعتقاد دارید. در طول این سالهای سخت تحصیل، چه مواقعی احساس کردید که تنها عاملی که شما را به جلو میراند، "همت" خودتان بوده است؟محبی: بله، بهواقع در محیطهای علمی با امکانات محدود، این عزم شخصی است که مسیر را میسازد. خاطره انتقال پروژه ساخت واکسن کرونا از اردبیل به تهران، نمونه بارز این چالشهاست. این طرح ارزشمند به سرپرستی دکتر عبدی در دانشگاه علوم پزشکی اردبیل کلید خورد، اما متأسفانه به دلیل بروکراسی اداری و عدم حمایت کافی داخلی، با ایرادهای غیرضروری مواجه شد. این محدودیتها باعث شد این طرح ملی که میتوانست باعث افتخار استان باشد، نهایتاً به تهران منتقل شود و در آنجا به ثمر برسد. این اتفاق بهوضوح نشان داد که چگونه کمبود امکانات و نگاههای محدودکننده میتواند فرصتهای بزرگ را از استان بگیرد.این موضوع تنها یک نمونه از موانع سیستماتیک پیش رو بود. در چنین شرایطی، تنها عاملی که میتوانست مسیر را باز کند، همت والای فردی و پشتکار بیوقفه بود. ما شاهد بودیم که چگونه یک ایده نوآورانه محلی به دلیل عدم بسترسازی مناسب مجبور به مهاجرت شد. این تجربه به من آموخت که در نبود تشویقهای سازمانی، باید بر اشتیاق درونی و اراده شخصی تکیه کرد و هیچ مانعی را پایدار ندانست.
پدرم گفت با نگاه مادی به پزشکی قدم نگذار
فارس: از "اثر دعا و همراهی پدر و مادر" بسیار سخن گفتهاید. چگونه این پشتیبانی معنوی و عاطفی را در لحظات سخت لمس کردید؟ آیا نمونه ملموسی از این همراهی بهخاطر دارید؟محبی: پشتیبانی خانواده، بهویژه در لحظات حساس، نقش تعیینکنندهای در تداوم مسیر داشته است. به یاد دارم در یکی از معدود خلوتهایم با پدر، پس از قبولی در پزشکی، ایشان با بیانی شیوا توصیهای فرمودند که تا امروز راهنمای من بوده است. پدرم تأکید کردند که انگیزه تو از ورود به این رشته، نباید صرفاً دستیابی به موفقیت مادی باشد. بلکه نگاهت باید معطوف به خدمترسانی و اثرگذاری مثبت بر زندگی دیگران باشد. این کلمات در شرایطی بیان شد که من تازه از پیچوخمهای سخت کنکور گذشته بودم.این توصیه حکیمانه، درک مرا از پزشکی متحول کرد و به مسیر تحصیلی و حرفهایام معنایی عمیقتر بخشید. این همراهی عاطفی و جهتدهی اخلاقی، پشتوانهای بود که در طوفانهای تحصیل و چالشهای شخصی، همچون لنگرگاهی استوار عمل کرد. این حمایتهای غیرمادی، در کنار دعاهای خالصانه خانواده، بزرگترین سرمایه من در این مسیر پرچالش بوده است.
فارس: "نقش استاد" را در موفقیت خود چقدر کلیدی میدانید؟ آیا استاد یا مربی خاصی بود که مانند یک چراغ راه، مسیر علمی یا اخلاقی شما را تغییر داد؟ ما را با داستان تأثیرگذاری ایشان آشنا کنید.محبی: نقش اساتید در شکلدهی به آینده علمی و حرفهای هر دانشجو، غیر قابل انکار است. برای من بهعنوان کسی که از یک شهر کوچک به محیط دانشگاهی بزرگتری قدم گذاشته بودم، آشنایی با اساتیدی چون دکتر صفرزاده، دکتر حسیننژاد و بهویژه دکتر واثقی، نقطه عطفی محسوب میشد. این بزرگان با گشودن دریچههای جدیدی از علم و پژوهش، افق دید مرا به طور بنیادین گسترش دادند. آنان ما را نهتنها با مفاهیم پیشرفته علمی، بلکه باروحیه کارآفرینی و نوآوری آشنا کردند.پیش از دیدار با این چراغهای راه، تصور من از آینده و قابلیتهای شخصیام بسیار محدود و محلی بود. اما همنشینی با این اساتید، تصویر آیندهای که برای خودم ترسیم میکردم را دگرگون ساخت. آنان به من آموختند که محدودیتهای جغرافیایی نمیتوانند مانع بلندپروازیهای علمی شوند و این پیام، مسیر زندگی تحصیلی و حرفهای مرا بهکلی تغییر داد.
پس از انقلاب به خودکفایی محض در پزشکی رسیدهایم
فارس: با این سرمایه عظیم علمی و اخلاقی که کسب کردهاید، "برنامه آینده" شما برای خدمترسانی چیست؟محبی: حقیقت این است که هیچ فرزند غیوری، وطن خود را رها نمیکند. اگر به دستاوردهای درخشان چهار دهه اخیر پس از انقلاب بنگریم، حوزه پزشکی نمونه بارز خودکفایی است. پیش از انقلاب، پزشکان از خارج میآمدند تا مردم ما را معالجه کنند، اما امروز این پزشکان ایرانی هستند که برای ارائه خدمت به دیگر کشورها اعزام میشوند. وقتی یک پزشک ایرانی در مجامع علمی معتبر جهان مانند آلمان سخن میگوید، حرفش مورد پذیرش و احترام همگان قرار میگیرد و این گواه عظمت پزشکی ایران اسلامی است.متأسفانه یکی از چالشهای جدی، نبود عدالت در برخی عرصههاست. گاهی مشاهده میشود که سرمایههای عظیم کشور، یعنی جوانان پرتلاش و متخصصی که سالها برای کسب علم و پژوهش زحمت کشیدهاند، به دلیل روابط و نه شایستگی، از جایگاه واقعی خود محروم میمانند. این بیعدالتی و قرارگرفتن افراد غیرمتخصص در موقعیتهای تصمیمگیری، یکی از عوامل اصلی در گرایش نخبگان به مهاجرت است که باید بهصورت ریشهای موردتوجه قرار گیرد.
فارس: بهعنوان یک نیروی جوان و متخصص، چگونه میتوانید مستقیماً در پیشرفت علمی و پزشکی کشور نقشآفرینی کنید؟ فکر میکنید مهمترین اولویت نظام سلامت کشور برای پیشرفت چیست؟محبی: بزرگترین درسی که از زندگی آموختهام و همچون آیندهای روشن در برابر خود نهادهام، گذر از "منیّت" به "ماگرایی" است. در دوران دبیرستان، موفقیت را تنها در قبولی شخصی خودم و برتری بر دیگران میدیدم. اما با ورود به دانشگاه، نگاهم متحول شد و لذتی عمیقتر را درک کردم: لذت کمک به همنوعان و همکاری برای پیشرفت جمعی. این حس مسئولیت اجتماعی، انگیزه اصلی من برای ایفای نقش در پیشرفت کشور است.من رسالت خود میدانم که در برابر نعمتهای بیشماری که در اختیار دارم، با انتقال دانش و تجربه به نسلهای بعدی و کمک به ارتقای کیفی خدمات پزشکی، قدردان باشم. به نظر بنده، مهمترین اولویت نظام سلامت، "عدالت در توزیع امکانات و فرصتها" است. زمانی میتوانیم شاهد پیشرفت واقعی باشیم که تمام استعدادها و نیروهای متخصص در سراسر کشور دیده شده و در سایه برقراری عدالت، امکان خدمترسانی و رشد را بیابند.
نیروی انسانی ایران با هیچ کشوری قابل مقایسه نیست
فارس: پیام شما بهعنوان یک دانشجوی موفق به همسن و سالهای خود که ممکن است به فکر ترک وطن برای ساختن آیندهای بهتر باشند، چیست؟ محبی: باید صادقانه اعتراف کنم که من نیز در مقطعی، نیمنگاهی به مهاجرت داشتم. اما پرسش بنیادی که مسیر مرا تغییر داد، این بود: "پایان این راه چیست؟" اگر زندگی را تنها با عینک مادیات ببینیم، شاید مهاجرت توجیهپذیر باشد، اما اگر معنویت و ارزشهای انسانی را در نظر بگیریم، نتیجه متفاوت است. آنچه مرا به ماندن ترغیب کرد، ارزش حضور در کنار خانواده، پیوند با خویشاوندان و احساس تعلقی است که به این آبوخاک دارم. این دلبستگی عمیق، قابلمقایسه با رفاه مادی نیست.البته باید پذیرفت که تصمیم برای ماندن، نباید تنها بر دوش فرد باشد. اگر خواهان حفظ سرمایههای انسانی کشور هستیم، باید بستر ماندن آنان را با ایجاد شرایط اقتصادی عادلانه و ارضای نیازهای علمی و معنوی نخبگان فراهم کنیم. زمانی میتوانیم شاهد کاهش مهاجرت باشیم که جوانان باور کنند میتوانند آرزوهایشان را در سایه پرچم ایران محقق سازند.
فارس: اگر بخواهید در یک جمله، راز موفقیت خود را خلاصه کنید، آن جمله چیست؟ محبی: راز موفقیت من را میتوان در "نگاه جامع به زندگی و ترجیح معنویات بر مادیات" خلاصه کرد. در تمامی مراحل زندگی، هنگامی که قصد تصمیمگیری داشتم، همواره به دنبال بررسی ابعاد مختلف آن بودهام. برای من، توکل بر خدا اصل بدیهی و تلاش، لازمه راه بوده است، اما آنچه مسیر را مشخص میکرد، پرسیدن این سؤال بود که "اثر این انتخاب بر خانوادهام، جامعهام و در نهایت، سعادت اخروی من چیست؟"من عمیقاً معتقدم که هیچ کار خیری از بین نمیرود و برکت آن، نهتنها در زندگی فرد، بلکه در نسلهای آینده او نیز جریان خواهد یافت. این باور که خدمت به دیگران و عمل صالح، میراثی ماندگار و پربرکت است، بزرگترین مشوق من در مسیر تحصیل و خدمترسانی در وطن بوده است.فارس: آیا حرف ناگفته یا سخنی دارید که بخواهید با جوانان هم استانی خود در اردبیل یا سراسر کشور در میان بگذارید؟محبی: بهعنوان کسی که در یک شهرستان کوچک بزرگ شده است، درک میکنم که گاهی محدودیتهای جغرافیایی میتواند منجر به "تنگنظری" و کوچک دیدن آرزوها شود. اما پیام من به همه جوانان این است که ما باید از این سطحینگری خارج شویم. بزرگی آرزو و وسعت فکر، محدود به مکان نیست. ترقی و پیشرفت زمانی حاصل میشود که بهجای رقابتهای بیثمر، دست یکدیگر را بگیریم و با نگاهی بلندپروازانه و جمعی برای سازندگی استان و کشورمان بکوشیم.
فارس: آرزوی نهایی دکتر محبی برای ایران عزیزمان چیست؟محبی: آرزوی نهایی من این است که روزی برسد که ایران عزیز با شکوفایی کامل تمامی ظرفیتهای خدادادی خود، به چنان جایگاهی از پیشرفت دست یابد که با هیچ کشوری قابلقیاس نباشد. ما دارای غنیترین سرمایه، یعنی "نیروی انسانی متعهد و مستعد" هستیم. امیدوارم شرایطی فراهم شود که تمامی فرزندان ایران، اعم از آنان که در داخل هستند و آنان که در خارج از وطن به سر میبرند، این باور را پیدا کنند که میتوانند آیندهای درخشان را در سایه اسلام و انقلاب، در میهن خود بسازند. زیرا ایران اسلامی ما با هیچ کجای دنیا قابلمقایسه نیست.در پایان این گفتگوی صمیمی، در چشمان دکتر محبی برقی از امید و عشق به میهن دیدیم. گویی تمام وجودش روایتگر این حقیقت بود که میهن، تنها یک جغرافیا نیست؛ دل است که در سینه میتپد، یادگاری از پدران است و سوگندی است برای ساختن فردایی روشن.او که خود نمونهای درخشان از ظرفیتهای بیپایان این سرزمین است، با کلامش نه یک خداحافظی که نوید آغازی دوباره را میدهد. نویدی از روزهایی که جوانان ایران، شانهبهشانه یکدیگر، با دستانی پر از همت و دلی سرشار از عشق، ایران را به اوج عزت و سربلندی خواهند رساند.و اینک پایان این گفتگو... اما آغاز راهی است که دکتر محبی و هزاران جوان غیور دیگر، با گامهای استوار و قلبی مالامال از عشق به میهن، در حال پیمودن آن هستند. راهی که انتهایش، ایران آباد فردا خواهد بود.اخبار استان اردبیل را از اینجا دنبال کنید.#نخبهپروری#دکتر_محبی#ماندن_و_ساختن#عشق_به_ایران#ایران_قوی 10:53 - 12 مهر 1404